خلاصه داستان: هنگامی که یک بازیگر خسته با یک پیشخدمت بدشانس در پاریس ملاقات می کند، داستان عشق غیرمنتظره آنها آغاز می شود، اما آیا از درخشش نور کانون ها جان سالم به در می برد؟
خلاصه داستان: فیلم «دوس» روایتی تاریخی و عمیق از زندگی «ایلونورا دوس»، هنرمند برجسته ایتالیایی، در آستانه جنگ جهانی اول و دوران صعود فاشیسم است. او پس از سالها دوری، دوباره به صحنه تئاتر بازمیگردد تا در میان ناآرامیهای اجتماعی و چالشهای جسمانی، قدرت هنر و مقاومت را در برابر تاریکی زمانه به تصویر بکشد.
خلاصه داستان: لورانت، مردی ۲۹ ساله، بیکار و بیخانمان، در فصل گرما به یک اقامتگاه اسکی پناه میبرد و پیوندهای غیرمنتظرهای با ساکنان محلی برقرار میکند. اما با فرا رسیدن زمستان و هجوم گردشگران، او خود را در موقعیتی مییابد که رهایی و خروج از آنجا دیگر به این آسانیها نیست.
خلاصه داستان: در آیندهای نزدیک که پاریس به سه منطقه طبقاتی تقسیم شده و تحت سلطه هوش مصنوعی «آلما» قرار دارد، خالق این سیستم به قتل میرسد. اکنون دو کارآگاه از دو منطقه مختلف باید با یکدیگر همکاری کنند تا راز تاریک پشت پرده این حکومت را کشف کنند
خلاصه داستان: ویلی و جوجو، دو دوست صمیمی دوران کودکی، برای فرار از روزمرگی در یک پیست موتورسواری تمرین میکنند. اما با فاش شدن راز پنهان جوجو، تنشها و تعصبات جامعه کوچکشان برانگیخته شده و دوستی دیرینه آنها در معرض امتحانی سخت و چالشبرانگیز قرار میگیرد.
خلاصه داستان: بانل و آداما، دو جوان عاشق در روستایی دورافتاده در شمال سنگال، برای آغاز زندگی مشترک خود تلاش میکنند. اما مخالفت جامعه با تصمیمات آنها و امتناع آداما از پذیرش نقش سنتی رهبری قبیله، رابطهشان را به چالش میکشد. در این میان، وقوع یک بحران محیطزیستی و خشکسالی شدید، عشق و پایداری آنها را در برابر فشارهای اجتماعی محک میزند.
خلاصه داستان: یک بازیگر تازهکار در یک پایگاه نظامی شبیهسازیشده آمریکایی، نقش شهروندی از کشور خیالی «آتروپیا» را بازی میکند. او در حین این شبیهسازی جنگی، عاشق سربازی میشود که نقش یک شورشی را ایفا میکند؛ رابطهای غیرمنتظره که به مرور مرز میان نمایش و واقعیت را کمرنگ میسازد.
خلاصه داستان: در سال 2075، دختری شاهد سقوط پسری مرموز با لباس رنگین کمانی از آسمان است. او از آیندهای دور و ایدهآل میآید که در آن امکان سفر در زمان وجود دارد. او به او پناه می دهد و هر کاری که لازم باشد انجام می دهد تا به او کمک کند به زمان خود بازگردد.
خلاصه داستان: محمد، یک جوان فلسطینی، به شدت به دنبال تاکسی است تا او را از یک ایست بازرسی اسرائیل ببرد. راننده، فاروک، متوجه می شود که محمد قبلاً نتوانسته از ایست بازرسی عبور کند. مشکل شروع می شود.