خلاصه داستان: یک کارمند بانک ساده و بیآزار به نام دنیل میلر، زندگی آرامی را در کنار همسر و فرزندانش سپری میکرد تا اینکه یک روز، شاهد قتلی وحشیانه توسط یک کارتل مواد مخدر میشود. برای حفظ جان خود و خانوادهاش، او وارد برنامهی محافظت از شاهدان میشود و هویت جدیدی به او داده میشود. اما زندگی در خفا و ترس دائمی از لو رفتن، فشار زیادی بر او و خانوادهاش وارد میکند. زمانی که مأمور فاسد افبیآی، مسئول حفاظت از او، نقشهی شومی برای لو دادن محل اختفای او میکشد، دنیل متوجه میشود که نمیتواند به هیچکس اعتماد کند. حالا او که به یک فراری تبدیل شده، باید با تکیه بر هوش و غریزهی خود، نه تنها از دست قاتلان حرفهای، بلکه از چنگال مأمور فاسد نیز بگریزد و همزمان از خانوادهی خود در این تعقیب و گریز مرگبار محافظت کند.
خلاصه داستان: دو برادر به نامهای اورلاندو و لوئیجی، در کنار یک کشیش فاسد به نام برناردو، در حال برنامهریزی برای یک پروژه بزرگ ساختمانی در ساحل اوستیا هستند که میتواند آینده آن منطقه را برای همیشه تغییر دهد. اما زمانی که یک پلیس فاسد و یک گانگستر خطرناک به نام ساموره وارد ماجرا میشوند، این معامله به سرعت به یک بازی مرگبار تبدیل میشود. در این میان، فیلیپو، پسر یک سیاستمدار قدرتمند که به مواد مخدر و زندگی لاکچری معتاد است، نیز در این ماجرا گرفتار میشود و همه چیز را پیچیدهتر میکند. کارگردان استفانو سوللیما در سال ۲۰۱۵ این فیلم جنایی نفسگیر را با بازیگری درخشان بازیگرانی چون پیرفرانچسکو فاوینو، الیو جرمانو و کلودیو آمندولا خلق کرده است.
خلاصه داستان: فیلم کمدی موزیکال ایتالیایی محصول سال ۱۹۵۵ به کارگردانی دینو ریسی و با بازی ویتوریو دسیکا و سوفیا لورن است. دسیکا در نقش دون اسپاراتو، یک ستوان سابق نیروی دریایی است که به زادگاهش سورنتو بازمیگردد و با کمک دوستانش یک رستوران کوچک راه میاندازد. اما وقتی معشوقه سابقش، دختر یک ماهیگیر ثروتمند، وارد ماجرا میشود، مشکلات و سوءتفاهمهای عشقی و مالی متعددی به وجود میآید. این فیلم که با نام «گلدان شکسته» نیز شناخته میشود، داستانی سرشار از شوخیهای موقعیت، موسیقی شاد و نمایشی از زندگی و فرهنگ جنوب ایتالیا را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این فیلم مستند تحسینشده محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی ران فریک، پنج سال پس از اثر برجستهاش «باراکا»، مخاطبان را به سفری خیرهکننده و بیکلام به گوشهوکنار جهان میبرد. «سامسارا» با استفاده از تکنیکهای عکاسی ۷۰ میلیمتری و زمانگری، تصاویری خارقالعاده و تأملبرانگیز از طبیعت، تمدنهای باستانی، زندگی شهری مدرن و آیینهای مذهبی در ۲۵ کشور مختلف به نمایش میگذارد. این اثر بصری که نامش از واژهای سانسکریت به معنای «چرخهی تولد، زندگی، مرگ و باززایی» گرفته شده، بدون استفاده از هیچ دیالوگ یا روایت مشخصی، بیننده را به تفکر دربارهی ارتباط انسان با جهان هستی، تنوع فرهنگی و تأثیر فعالیتهای بشری بر کرهی زمین وامیدارد. موسیقی متن زیبا و هیپنوتیزمکننده اثر به همراه تصاویر نفسگیر، تجربهای سینمایی منحصربهفرد و روحنواز را خلق میکند.
خلاصه داستان: در انگلستان دهه ۱۹۸۰، ویل پووز، پسری خلاق و تنها از خانواده ای مذهبی، با دنیای سینما بیگانه است تا اینکه با لی کارتر، دانش آموز یاغی و شروری آشنا می شود. لی که فیلم «رمبو: خون اول» را دیده، ویل را متقاعد می کند تا در ساخت فیلم اکشن خانگی خود با عنوان «پسر رمبو» به او کمک کند. این همکاری غیرمنتظره، دوستی عمیقی بین آن ها ایجاد می کند و ویل را با دنیای خیال پردازی و ماجراجویی آشنا می سازد، اما با ورود دیدارک، دانش آموز فرانسوی محبوب مدرسه، این رابطه دوستانه در معرض خطر قرار می گیرد. فیلم کمدی-درام «پسر رمبو» محصول ۲۰۰۷ به کارگردانی گارت جنینگز، با بازی بیل میلیجر، ویل پولتر و جسیکا استیونسون، داستانی لطیف و نوستالژیک از دوران کودکی، دوستی و قدرت رویاپردازی را روایت می کند.
خلاصه داستان: یک روزنامهنگار کهنهکار به نام کال مکفری، که برای روزنامه واشنگت گلوب کار میکند، برای پوشش خبری قتل یک زن جوان که معشوقه و دستیار کنگرهای به نام استیون کالینز بوده، مأمور میشود. این پرونده در ابتدا یک قتل عشقی ساده به نظر میرسد، اما کال که دوست قدیمی استیون است، به زودی متوجه میشود که این قتل به یک شرکت نظامی خصوصی قدرتمند به نام پوینت کورپ مرتبط است و رازهای تاریکی در پس آن نهفته است. او به همراه دستیار جوانش، دلا فرای، در تلاشی بیامان برای کشف حقیقت، درگیر یک توطئه سیاسی و رسانهای پیچیده میشوند که جانشان را به خطر میاندازد. این فیلم مهیج سیاسی، به کارگردانی کوین مکدونالد و با بازی راسل کرو، بن کینگزلی، ریچل مکآدامز و هل میرن، داستانی پر از تعلیق و توطئه را روایت میکند که در آن، مرز بین سیاست، قدرت و رسانه به شدت محو میشود.
خلاصه داستان: مارکوس آندریا یک استاد دانشگاه ثروتمند است که ناگهان پس از بیست سال زندگی مرفه در پاریس، همه چیز را رها میکند تا در زیرزمین یک خانواده فقیر زندگی کند و به عنوان ولگرد روزگار بگذراند. در همین حال، ماتئو، فروشنده دورهگردی که همیشه در حال سفر است، با زنی مرموز آشنا میشود که او را به خانهای عجیب میبرد و در آنجا او را درگیر ماجراهای پیچیدهای میکند. این فیلم که در سال ۱۹۹۶ به کارگردانی رائول روئیز ساخته شده، با بازی مارچلو ماسترویانی در چهار نقش متفاوت، داستانی سوررئال و چندلایه را روایت میکند که مرزهای واقعیت و خیال را در هم میآمیزد. فیلم با بازی درخشان ماسترویانی و کارگردانی هنرمندانه روئیز، تماشاگر را در دنیایی از توهمات، هویتهای متعدد و تقدیر شگفتانگیز غرق میکند.
خلاصه داستان: سامبا، کارمند سنگالی مهاجر در پاریس که به مدت ده سال در فرانسه زندگی کرده است، برای دریافت مجوز اقامت خود تلاش میکند. او که به عنوان پیشخدمت در یک هتل مجلل کار میکند، با آلیس، کارمند ارشد اداره مهاجرت که از شغل خود ناراضی است، آشنا میشود. آلیس که تحت تأثیر شخصیت صادق و پرتلاش سامبا قرار میگیرد، تصمیم میگیرد به او کمک کند تا مدارکش را تکمیل کند. این فیلم کمدی-درام به کارگردانی الیویه ناکاش و اریک تولدانو، با بازی عمر سی و شارلوت گنزبور، داستانی انسانی و تأثیرگذار درباره عشق، امید و مبارزه برای یافتن جایگاهی در جامعه را روایت میکند.
خلاصه داستان: سایبل، دختر جوانی که توانایی صحبت کردن ندارد و از طریق زبان سوتزدن منحصربهفردی که یاد گرفته، با دیگران ارتباط برقرار میکند، در یک روستای دورافتاده در کوههای پوشیده از جنگلِ منطقه دریای سیاه ترکیه زندگی میکند. پدرش، او را از جامعه دور نگه میدارد و سایبل بیشتر وقت خود را در طبیعت میگذراند. اما وقتی با یک غریبه زخمی مواجه میشود، زندگی او برای همیشه تغییر میکند. این فیلم که در سال ۲۰۱۸ توسط چاگلا زنن ساخته شده و در آن بازیگرانی چون دامیلا سونمز، ارکان کان و میلِت آکای به ایفای نقش پرداختهاند، داستانی عمیق و تأثیرگذار درباره انزوا، ارتباط و کشف حقیقت را روایت میکند.
خلاصه داستان: لئو، فیلمساز مستند، در جستجوی گرگ خاکستری در مناطق روستایی فرانسه با ماریان، پرستاری تنها، آشنا میشود و رابطۀ عاشقانهای بین آنها شکل میگیرد. پس از به دنیا آمدن پسرشان، زندگی آنها با چالشهای جدیدی مواجه میشود و لئو برای ادامۀ پروژۀ فیلم خود به سفر میرود. این جدایی فشار زیادی بر رابطه وارد میکند و ماریان دچار افسردگی پس از زایمان میشود. لئو در مواجهه با مسئولیتهای پدری و نیازهای هنری خود، در کشمکشی درونی گرفتار میشود و باید بین تعهدات خانوادگی و اشتیاقش به فیلمسازی تعادل برقرار کند. کارگردان آلن گیرودی با بازیگرانی چون دامین بونار، ایزابل کاره و کریستین بویی، داستانی شاعرانه و روانکاوانه از پیچیدگیهای عشق، پدری و آفرینش هنری را به تصویر میکشد.