خلاصه داستان: فیلم مونپارناس (۲۰۱۸) به کارگردانی لئا فنر با بازی گیزل کازادسوس و آنای دموستیه، داستان هلن پیرزن ۹۲ ساله و بازیگر بازنشستهای را روایت میکند که سالها در ایستگاه قطار مونپارناس پاریس زندگی میکند و از ترس آسایشگاه، از ترک آنجا خودداری میورزد. پائولا، بازیگر جوان و بیپولی که به تازگی از شکست عاطفی رنج میبرد، با هلن آشنا میشود و رابطهای عمیق و پیچیده میان این دو زن متفاوت شکل میگیرد که زندگی هر دوی آنها را دگرگون میکند و به کاوشی در تنهایی، پیری و جوانی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم مونپارناس خوش آمدید (۲۰۱۸) به کارگردانی مارک فیتوسی با بازی آناایس دموستیه در نقش پائولا و نیکولا پارینگو در نقش لئو، داستان یک بازیگر جوان جاهطلب به نام پائولا را روایت میکند که از شهر کوچکش به پاریس نقل مکان میکند و در محله مونپارناس ساکن میشود. او در حالی که با چالشهای ورود به دنیای حرفهای تئاتر و سینما دست و پنجه نرم میکند، روابط عاطفی پیچیدهای با دوستپسرش لئو برقرار میسازد و با واقعیتهای تلخ زندگی شهری، دوستیها و خیانتها روبرو میشود، در سفری طنزآمیز و واقعگرایانه به سوی بلوغ و استقلال.
خلاصه داستان: فیلم آقای کلاین (۱۹۷۶) به کارگردانی جوزف لوسر با بازی آلن دلون در نقش رابرت کلاین، ژان مورو و مایکل لونسدیل، داستان تاجری ثروتمند و فرصتطلب به نام رابرت کلاین را در پاریس اشغالی توسط نازیها در سال ۱۹۴۲ روایت میکند؛ او که از یهودیان برای سودجویی بهره میبرد، ناگهان روزنامهای یهودی با نام خود دریافت میکند و به تدریج هویتش زیر سؤال میرود، او را به سفری پرتنش و هویتی به سوی کشف رازهای تاریک و تعقیب توسط مقامات نازی میکشاند.
خلاصه داستان: فیس/آف (۱۹۹۷)، ساخته جان وو با بازی درخشان جان تراولتا در نقش مأمور FBI شان آرکر و نیکولاس کیج در نقش تروریست خطرناک کاستور ترو، داستانی هیجانانگیز از تعقیب و گریز را روایت میکند؛ جایی که آرکر برای نجات خانوادهاش مجبور به انجام عمل جراحی پیشرفته تعویض چهره با ترو میشود و هویتهایشان جابهجا شده و وارد بازی مرگباری از فریب، انفجارها و مبارزات نفسگیر میگردند تا عدالت برقرار شود.
خلاصه داستان: فیلم جول و جیم، ساخته فرانسوا تروفو در سال ۱۹۶۲، داستان دوستی عمیق و پایدار جول (اسکار ورنر)، نویسندهای آلمانی خجالتی، و جیم (انری سر)، نویسندهای فرانسوی پرشور را روایت میکند که با ورود کاترین (ژان مورو)، زنی زیبا، پیچیده و غیرقابل پیشبینی به زندگیشان، وارد رابطهای سهگانه پر از عشق، حسادت، خیانت و تراژدی میشوند؛ این فیلم نمادین موج نوی فرانسه، مرزهای روابط انسانی را به چالش میکشد و با روایتی نوآورانه از عشق در دوران جنگ جهانی اول و پس از آن، به یکی از شاهکارهای سینمای جهان تبدیل شده است.
خلاصه داستان: فیلم کاپو (۱۹۵۹) به کارگردانی جیلو پونتهکوروو، داستان ادیث دِاسر (با بازی سوزان است拉斯برگ)، یک زن جوان کمونیست فرانسوی را روایت میکند که پس از دستگیری توسط نازیها به اردوگاه کار اجباری لهستان فرستاده میشود و برای بقا، هویت جدیدی به نام نیکِ به خود میگیرد و به عنوان کاپو یا سرپرست زندانیان همکاری میکند. در حالی که عشقی پرشور با زندانی ساشا (لوران تریه) شکل میگیرد، فیلم تحولات اخلاقی، خیانت و رستگاری او را در دل وحشت هولوکاست به تصویر میکشد و با نگاهی عمیق به مسائل انسانی و ایدئولوژیک، یکی از شاهکارهای درام جنگی میشود.
خلاصه داستان: فیلم «لذت عشق در ایران» محصول سال ۲۰۲۳ به کارگردانی علیرضا داوودنژاد با بازی رعنا آزادیور و میلاد کیمرام، روایتی عاشقانه و جسورانه از زندگی زوجی جوان در تهران معاصر است که درگیر لذتهای ممنوعه عشق جسمانی و عاطفی میشوند. داستان با چالشهای فرهنگی، مذهبی و اجتماعی ایران همراه است و سفری پرتنش را به تصویر میکشد که در آن شخصیتها برای حفظ رابطهشان در برابر فشارهای خانوادگی و جامعه مبارزه میکنند، در حالی که زیباییهای پنهان عشق را در دل کوچههای شلوغ و شبهای پرهیجان شهر کشف میکنند.
خلاصه داستان: در فیلم «مردی که گریه کرد» ساخته سالی پاتر در سال ۲۰۰۰، کریستینا ریچی در نقش فونا، دختری یهودی که در دوران کودکی از روسیه جدا شده و به لندن میرسد، بازی میکند؛ او بعدها به آمریکا فرستاده میشود اما گم شده و به عنوان رقاص به پاریس میرود. در آنجا با لوکاس (جانی دپ)، اسبسوار رمانتیک و کولی، آشنا میشود و دوستی عمیقی با لولا (کیت بلانشت)، ستاره اپرا، برقرار میکند، در حالی که جان تورتورو در نقش دیکتاتور تئاتر، تهدیدی برای زندگیشان است. داستان با پسزمینه صعود نازیها در اروپا، تمهای عشق، هویت، تبعیض و بقا را به تصویر میکشد و فونا در نهایت هویت واقعی خود را کشف میکند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۴، فیلم اکشن-کمدی «شکارچی شهر» به کارگردانی یوئیچی ساتو با بازی درخشان رکیوهای سوزوکی در نقش رایو سهبا، شکارچی جایزهبگیر افسانهای، و همراهی ماساهیرو سودا، داستان مردی را روایت میکند که در محله پرهرجومرج شینجوکو توکیو مستقر است و با مهارتهای خارقالعاده تیراندازی و فریبکاری، مأموریتهای خطرناک را برای مشتریان مرموز انجام میدهد؛ اما وقتی تهدیدی بزرگ از سوی یک قاتل زنجیرهای و فساد سازمانیافته شهر را فرا میگیرد، رایو و شریک وفادارش باید با گذشته تاریک خود روبرو شوند و توکیو را از نابودی نجات دهند.
خلاصه داستان: فیلم جیببر (۱۹۵۹) به کارگردانی رابرت برسون، داستان میشل (با بازی مارتین لاسال)، جوانی فیلسوفمسلک و فقیر را روایت میکند که برای اثبات برتری اخلاقی خویش و فرار از فقر، به جیببری خیابانی روی میآورد و با گروهی از دزدان حرفهای همکاری میکند. در این مسیر، او با ژانت (مارگریت نوتی) آشنا میشود که عشق و رستگاری را به ارمغان میآورد، اما دستگیری و زندان او را به تأمل در گناه، تنهایی و ایمان وامیدارد؛ اثری عمیقاً فلسفی و مینیمالیستی درباره سقوط و رستگاری انسانی.