خلاصه داستان: یک گروه از دانشآموزان دختر در یک مدرسه سرپرستی شده با قوانین سختگیرانه زندگی میکنند. آنها به تدریج متوجه رازهای تاریکی این مدرسه و هدف واقعی آن میشوند.
خلاصه داستان: در پاریس دهه ۱۹۵۰، کمیسار مایگره به دنبال قاتل یک مرد ثروتمند میگردد. او با پیچیدگیهای اجتماعی و روانی پرونده مواجه میشود و در حین رسیدن به حقیقت، با زندگی خود و ارزشهایش مواجه میگردد.
خلاصه داستان: در ادامه ماجراهای امانوئل، او با همسرش جان به یک کشور اروپایی میرود. امانوئل در آنجا با یک مرد جوان و جذاب آشنا میشود و عشقورزی میکند. اما جان از این رابطه بیاطلاع است و فکر میکند که امانوئل با او خیانت کرده است. در نهایت، امانوئل و جان به یکدیگر باز میگردند و رابطهشان بهتر از گذشته میشود.
خلاصه داستان: در دنیای آیندهای پر از فناوری، یک برنامهنویس منزوی به دنبال معنای زندگی و هدف از بودنش است. وی وظیفهای مرموز از سوی مدیریت شرکت خود دریافت میکند که باید ثابت کند که همهچیز صفر میشود و هیچ معنایی ندارد. در حین کار بر روی این پروژه، او با شخصیتهای عجیب و غریبی روبرو میشود که باعث تغییر در دیدگاه او نسبت به زندگی میشوند.
خلاصه داستان: در سال 1952، فیلومنا لی، یک نوجوان ایرلندی، توسط خانوادهاش به مدرسهای برای مادران مجرد فرستاده میشود. او پس از زایمان، فرزندش آنتونی را به سفارش خانوادهای ثروتمند آمریکایی تحویل میدهد و سپس به دنیا باز میگردد. پنجاه سال بعد، فیلومنا با کمک مارتین سیکسمیت، یک روزنامهنگار سابق، به دنبال پیدا کردن فرزندش میگردد. این سفر آنها را از ایرلند به آمریکا میبرد و در طول راه، روابط فیلومنا و مارتین به روشی غیرمنتظره تغییر میکند.
خلاصه داستان: در یک دنیای پس از فاجعه، یک خانواده به دلیل آتشسوزی در منزل خود، مجبور به مهاجرت به روستای دور افتادهای میشوند. اما وقتی به آنجا میرسند، میفهمند که روستا خالی از سکنه است و تنها چند نفر باقی ماندهاند که در حال کشمکش برای زنده ماندن هستند. در این شرایط سخت، خانواده باید با خطرات طبیعی و انسانی روبرو شوند و تلاش کنند تا جایی برای زندگی پیدا کنند. در حین این ماجرا، روابط بین افراد تغییر میکند و انسانیت در معرض آزمایش قرار میگیرد.
خلاصه داستان: در این بخش چهارم و آخرین سری از شرک، شرک و فیونا از زندگی شاهزادگان و شاهدختها خسته شدهاند و آرزوی برگشت به زمانی که تنها یک علفخواری ترسناک بودند را میکنند. با کمک رومبلاستیلتسکین، شرک قراردادی امضا میکند که او را به یک واقعیت جایگزین میبرد که در آن او هرگز فیونا را ملاقات نکرده و هیولاهای افسانهای توسط رومبلاستیلتسکین به بردگی کشیده شدهاند. شرک باید در این دنیای تاریک، راهی برای بازگشت به زندگی واقعی خود و حفظ خانوادهاش پیدا کند.
خلاصه داستان: در سال 1914، در روز پیش از آغاز جنگ جهانی اول، یک گروه از هنرمندان، روشنفکران و اشرافزادگان بر یک کشتی بزرگ جمع میشوند تا در مراسمی برای خوانندهای مشهور شرکت کنند. اما در این سفر، تنشهای سیاسی و اجتماعی روز جامعه اروپایی به وضوح نمایان میشود و رویدادهای غیرمنتظرهای رخ میدهد که سفر آنها را به یک تجربه غیرقابل فراموش تبدیل میکند.
خلاصه داستان: در سال 2017، «اسماعیل»، یک فیلمنامهنویس، در حال آمادهسازی فیلم جدیدش در فرانسه است. زندگی او به هم میخورد وقتی همسر گمشدهاش «کارلوتا» پس از ۲۱ سال بدون اطلاعی به زندگی بازمیگردد. او که با «سیلوی»، یک فیلمساز آمریکایی، رابطه دارد، درگیر یک مثلث عشقی پیچیده میشود. در حالی که گذشته و حالش با هم در تضادند، او مجبور میشود با خاطرات دردناکش مواجه شود و تصمیم بگیرد که آیا میتواند آیندهای جدید برای خود بسازد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۵۹، فلورنس گرین، یک بیوهزن جوان، تصمیم میگیرد تا یک کتابفروشی در شهر کوچک هاردبورو در ساحل نورفک باز کند. با وجود مخالفتهای محلی، وی موفق میشود کتابفروشی را راه بیندازد و به تدریج محبوبیت میگیرد. اما زندگی او با وقوع اتفاقاتی درگیر میشود که باعث تغییر در مسیر زندگیاش میشود.