خلاصه داستان: فیلم سینمایی الکترا (Electra) محصول سال 2005، داستان زنی به نام الکترا را روایت میکند که پس از ترک گروه قاتلان، با چالشهای جدیدی روبرو میشود. او برای محافظت از یک پدر و دختر در برابر یک تهدید مرگبار، مجبور به رویارویی با گذشتهی خود و استفاده از مهارتهای رزمیاش میشود. این فیلم با تمرکز بر شخصیتپردازی قهرمان زن، داستانی اکشن و هیجانانگیز را در دنیای مارول ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در حضور دلقک، داستان یک خانواده سلطنتی را روایت میکند که در سال ۱۹۲۵ در اتریش، در آستانه سقوط امپراتوری، درگیر یک تراژدی شخصی و سیاسی میشوند. این فیلم که بر اساس نمایشنامهای از آرتور اشنیتسلر نوشته شده، به بررسی روابط پیچیده، خیانتها و ناپایداری قدرت در بحبوحه تغییرات تاریخی میپردازد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۲، پروفسور بازنشستهای به نام «پروفسور» که از تنهايی رنج میبرد، به آپارتمانی در رم نقل مکان میکند. او به زودی با گروهی از افراد عجیب و غریب از جمله یک پروستیتوته به نام «چیچی»، یک دوستپسر جوان به نام «لئو»، و یک زن جوان به نام «والری» آشنا میشود. این افراد که به دنبال پناهگاهی برای خود هستند، به تدریج آپارتمان پروفسور را اشغال میکنند و زندگی او را برای همیشه تغییر میدهند. فيلم «مکالمه» (Conversation Piece) به کارگردانی لینو ویسکونتی، داستانی عمیق از تنهایی، ارتباطات انسانی و تضادهای طبقاتی را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «شیطان کوچک» (The Little Devil) داستان پسری نوجوان به نام «مایکل» را روایت میکند که در سال ۱۹۹۳ در حومه شهر زندگی میکند. او بهطور اتفاقی با یک شیطان کوچک و بازیگوش به نام «بیلی» آشنا میکند که از دنیای دیگر آمده است. این دوستی غیرمنتظره، مایکل را وارد ماجراهای عجیب و خندهداری میکند که در آن باید بین دوستی با یک شیطان و زندگی عادی خود تعادل برقرار کند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۲، «هیچ جا مثل خانه نیست» داستان مردی جوان به نام دیوید را روایت میکند که پس از سالها دوری، برای فروش خانه پدری به زادگاهش بازمیکردد. اما این بازگشت خاطرات گذشته را زنده میکند و او را با حقایق تلخ و ناگفتههای خانوادگی روبرو میسازد. دیوید در مییابد که خانه تنها یک سازه نیست، بلکه گنجینهای از عشق، از دست دادن و بخشش است و در نهایت درمییابد که هیچ جا مثل خانه نیست.
خلاصه داستان: در ونیز، نویسندهای مشهور که زندگیاش بر پایه دروغی بنا شده، شیفتهٔ اوا، زنی سرد و دستنیافتنی میشود. این دلباختگی وسواسآمیز، رابطهاش با نامزدش را به فاجعه میکشاند و او را در سراشیبی سقوط قرار میدهد.
خلاصه داستان: در دربار ایران باستان، استرِ یهودی دل از شاه اخشورش میبرد؛ اما وقتی هامان برای نابودی قوم او توطئه میکند، استر باید با شجاعت جان خود و مردمش را به خطر بیندازد تا حقیقت را آشکار کند.
خلاصه داستان: مردی پس از تصادفی مرگبار از کما بیدار میشود، اما حافظهاش را از دست داده و اطرافیانش او را جورژ کامپو معرفی میکنند. در عمارتی دورافتاده، میان خاطرات مبهم و «حادثه»های مشکوک، درمییابد که شاید هویت واقعیاش و زندگی تازهاش بخشی از نقشهای خطرناک باشد.
خلاصه داستان: بازرس سرسخت مارسو لئونتی پس از تنزل مقام، همراه همکار تازهاش ژان دومـا مأمور میشود شاهدی کلیدی را برای محاکمهٔ یک قاتل پیدا کند. جستوجوی پرمخاطرهٔ آنها در پاریس، فساد و خطرهایی را آشکار میکند که هر قدم را دشوارتر میسازد.
خلاصه داستان: بیل که در کودکی شاهد قتل خانوادهاش بوده، پانزده سال بعد برای انتقام ردّ قاتلان را میگیرد. در راه با رایان، قانونشکنی که انگیزهای برای انتقام دارد، هممسیر میشود؛ اما گذشتهٔ رایان رازهایی در خود دارد.