خلاصه داستان: آلیس پس از ده سال دوری و زندگی در توکیو، به زادگاه روستایی خود بازمیگردد و با دوست دوران کودکیاش، هارومی، روبرو میشود. نشستن در کنار آتش شومینه سنتی خانه قدیمی، بهانهای میشود تا پیوند میان آنها دوباره جان بگیرد و رابطهای صمیمی و گرم میانشان شکل بگیرد.
خلاصه داستان: داستان درباره هیروشیگه، کارمند ۴۵ ساله یک شرکت کارائوکه است که در جریان یک مصاحبه درباره تاریخچه موسیقی، ناگهان با هجوم خاطرات سرکوبشده دوران دبیرستانش در سال ۱۹۹۵ مواجه میشود؛ خاطراتی تلخ که با حادثه وحشتناک حمله سارین در متروی توکیو گره خورده و زندگی آرام او را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: داستان خانوادهای که پس از یک تصادف غیرمنتظره، به ثروتی هنگفت دست مییابند و زندگیشان دگرگون میشود. اما این پول بادآورده ریشه در جنایت دارد و آنها را وارد بازیهای خطرناک و تبهکارانهای میکند که باید برای بقا در آن بجنگند.
خلاصه داستان: در ژاپن، با ایجاد نوزدهمین حوزه پزشکی به نام «تخصص پزشکی عمومی»، دکتر آکیرا توکوشیژه وارد عمل میشود. او با گوش دادن صمیمانه به داستان بیماران و پرسیدن سوالات هوشمندانه، رازهای پنهان پشت دردهایشان را کشف کرده و با همدلی، راهی برای بهبود واقعی زندگی آنها مییابد.
خلاصه داستان: در پنجمین قسمت از این مجموعه درام و روانشناختی، داستان مردانی روایت میشود که در بند روابط پیچیده و گذشته تاریک خود اسیر شدهاند. آنها در تلاش برای رهایی از دردهای عاطفی و اعتراف به گناهانشان، با چالشهای روانی سختی روبرو میشوند تا شاید به آرامش و بخشش برسند.
خلاصه داستان: در ادامه وقایع فصل گذشته، ساچی مالک فروشگاه ایسوزویا با دشمنی غیرمنتظره روبهرو میشود که بقای کسبوکارش را به خطر میاندازد. او باید با تکیه بر هوش و اراده خود، در برابر دسیسهها ایستادگی کرده و برای نجات این امپراتوری تاریخی در دوران ادو مبارزه کند.
خلاصه داستان: میابی اوکیتاما (Tatsuya Fujiwara) کارگردان Zenryoiki Ijou Kaiketsu Shitsu (معروف به Zenketsu) است. این شرکت قدیمی ترین آژانس تحقیقاتی است که سعی در حل پرونده های مرموز دارد. میابی اوکیتاما هاله ای زیبا و...
خلاصه داستان: استان درمورد پسرنامشروع یکی از سرشناسان ژاپنیه که همیشه مورد آزار و اذیت خونواده اش قرار میگیره و درنهایت تصمیم میگیره از خونه بره و برای خودش زندگی کنه تا اینکه با زنی به اسم اریکا آشنا میشه و تازه حس دوست داشتن رو با این زن تجربه میکنه و بالاخره باهم ازدواج میکنن و فکر میکنه حالا خوشبختی بهش رو کرده اما چهره واقعی اریکا خیلی زود براش رو میشه و میفهمه او برای نزدیک شدن به برادر بزرگتر بااو ازدواج کرده و حالا خبر خیانت همسرش قلب زخمی تازه ترمیم شده اش رو میشکنه و تصمیم به انتقام میگیره
خلاصه داستان: داستان درمورد فوجیکو زنی غیر محبوبه که هیچ اعتماد به نفسی نداره که تو یه مهمونی با وکیلی خوش قیافه و محبوب به اسم کویاناگی آشنا میشه و این آقای وکیل که به شدت خاله زنکه تصمیم میگیره زندگی فوجیکو رو برای رفتن به سمت محبوبیت عوض کنه باید دید زن قصه ما تحت راهنمایی های کویاناگی تغییر میکنه یانه