خلاصه داستان: سومین بخش شب (۱۹۷۱)، ساخته آندژی ژولاوسکی با بازی لشِک تِلِشینسکی و مالگورژاتا براونک، داستان مرد جوانی را روایت میکند که در دوران اشغال لهستان توسط نازیها، پس از از دست دادن همسر باردار و فرزند تازه متولدشدهاش در حمله وحشیانه، به گروه مقاومت میپیوندد و درگیر تجربیات سوررئال، پر از تصاویر کابوسوار از طاعون، خونآشامان و مرزهای مبهم واقعیت و توهم میشود؛ فیلمی که با سبک وحشت روانشناختی، وحشت جنگ را به تصویر میکشد و تمهای مرگ، تولد و بقا را کاوش میکند.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین جرقه امید» (The Last Spark of Hope) محصول ۲۰۲۴ به کارگردانی دنی ویلنوو با بازی تیموتی شالامه، زندایا و اسکار آیزاک، داستانی حماسی و پساآخرالزمانی را روایت میکند که در آن گروهی از بازماندگان در جهانی ویرانشده توسط فاجعه زیستمحیطی، به دنبال آخرین منبع انرژی باقیمانده میگردند تا بشریت را از نابودی نجات دهند؛ در این مسیر، آنها با چالشهای اخلاقی، خیانتهای داخلی و نبردهای نفسگیر روبرو میشوند و جرقهای از امید را در دل تاریکی زنده نگه میدارند.
خلاصه داستان: عروسی (Wesele، ۱۹۷۳) به کارگردانی آندژی وایدا با بازیهای درخشان دانیل اولبریخسکی در نقش شاعر، ماژا کوموروفسکا و آندژی لاپیتسکی، اقتباسی سینمایی از نمایشنامه کلاسیک استانیسواف ویسپیاński است. داستان در یک مهمانی عروسی روستایی در کراکوف اواخر قرن نوزدهم روایت میشود، جایی که روشنفکران شهری، دهقانان و هنرمندان گرد هم آمده و در میان شادیهای ظاهری، به بحثهای عمیق فلسفی، اجتماعی و ملیگرایانه درباره هویت لهستان اشغالی میپردازند؛ ارواح تاریخی مانند تادئوش کوشچوشکو ظاهر شده و با پیشگوییهای تلخ، ناتوانی طبقات در اتحاد برای آزادی را برجسته میکنند و فیلمی نمادین از بحرانهای ملی و فرهنگی میسازد.
خلاصه داستان: فیلم مرگ قبل از عروسی (۲۰۲۴) به کارگردانی کانر مککینلی با بازی اما تورن، آنتونی پاوان و کتی کین، داستان عروس جوانی به نام سارا را روایت میکند که در شب مهمانی مجردیاش در یک عمارت دورافتاده، با نیروهای ماوراء طبیعی شیطانی روبرو میشود؛ دوستانش یکی یکی قربانی مرگهای وحشتناکی میشوند و سارا باید راز تاریک گذشتهاش را کشف کند تا از عروسی مرگبار نجات یابد و انتقام بگیرد.
خلاصه داستان: در فیلم «زنان مافیا» (۲۰۱۸) به کارگردانی پاتریک وگا، داستان سه زن جوان و جسور به نامهای بلکا، نیکا و داریا روایت میشود که هر کدام به شکلی درگیر دنیای خشن و پرخطر مافیا میشوند؛ بلکا معشوقه یک خلافکار قاچاقچی است، نیکا مأمور مخفی پلیس و داریا دختر رئیس مافیا. با بازی برجسته اولگا بولادژ، الکساندرا دوماگسا و جولیا وینیاوا، این فیلم جنایی لهستانی پر از صحنههای اکشن نفسگیر، خیانتها، انتقام و روابط پیچیده است که زندگی این زنان را در میان جرایم سازمانیافته به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «اتاق رو» (۱۹۹۷) به کارگردانی مارک نواکوفسکی، یک اثر تجربی و سوررئال لهستانی بدون دیالوگ است که با بازی آندژی رایوش در نقش اصلی، داستان مردی تنها را روایت میکند که در اتاق محقر خود زندگی میکند؛ اشیاء روزمره مانند مبل، رادیو و سطل به موجوداتی زنده و جادویی تبدیل میشوند و جهانی خیالی و موسیقیایی خلق میکنند، جایی که مرز بین واقعیت و توهم محو شده و تماشاگر را به سفری بصری و صوتی عمیق میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «قطار شب» (Night Train) به کارگردانی برایان کلاید در سال ۲۰۰۹، با بازی دنی گلوور، لیلای سوبیسکی و استیو زان، داستان گروهی از مسافران یک قطار شبانه در لهستان را روایت میکند که ناگهان با شیوع یک ویروس مرگبار و مرموز مواجه میشوند؛ در حالی که ارتش دستور نابودی قطار را صادر کرده، مسافران باید با همکاری یکدیگر برای کشف حقیقت و بقا تلاش کنند و از توطئههای پنهان پرده بردارند.
خلاصه داستان: فیلم آیکا (۲۰۱۸) به کارگردانی سرگئی دورtsevoy با بازی درخشان سامال یسلایاموا در نقش اصلی، داستان زنی مهاجر قرقیزی به نام آیکا را روایت میکند که پس از زایمان در بیمارستانی در مسکو، به دلیل فشارهای مالی و تنهایی، نوزاد تازه متولدشدهاش را رها میکند و به جستجوی برادر گمشدهاش میپردازد. او در خیابانهای سرد و بیرحم پایتخت روسیه سرگردان میشود، با فقر، ترس از اخراج، احساس گناه عمیق و خشونتهای روزمره دستوپنجه نرم میکند و تلاش میکند تا زندگی ویرانشدهاش را بازسازی کند؛ فیلمی واقعگرایانه و تأثیرگذار که جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره کن را برای یسلایاموا به ارمغان آورد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۲، فیلم درام «آربیتراژ» به کارگردانی نیکلاس جارهکی با بازی ریچارد گیر در نقش رابرت میلر، یک سرمایهدار ثروتمند والاستریت ۶۰ ساله، سوزان ساراندون به عنوان همسرش، و تیم روث، روایت میشود. میلر در آستانه فروش شرکت سرمایهگذاریاش به مبلغ ۹۰۰ میلیون دلار قرار دارد، اما با یک تصادف رانندگی مرگبار که معشوقه جوانش را قربانی میکند و افشای تقلبهای مالی عظیمش، وارد بحرانی مرگبار میشود و با کمک پسرخواندهاش از محله هارلم، تلاش میکند دروغها و جنایاتش را پنهان کند تا امپراتوریاش را نجات دهد.