خلاصه داستان: «یون تهسو»، راننده مترویی واقعگرا، پس از سالها بهطور غیرمنتظرهای با عشق اولش «مو اونآ»، مدیر پرشور یک مهمانخانه سنتی، روبهرو میشود. این دیدار ناگهانی، خاطرات جوانی، رویاهای فراموششده و شکستهای گذشته را زنده کرده و مسیر زندگی هر دو را دگرگون میسازد.
خلاصه داستان: ساگه، ستاره سابق کیپاپ، پس از اخراج ناگهانی از گروهش وارد دانشگاه میشود و با دختری به نام کیم بوم آشنا میشود. آنها به همراه گروهی از دانشجویان، گروه موسیقی جدیدی تشکیل میدهند تا هنر خود را از نو آغاز کنند؛ مسیری پر از عشق، موسیقی و رقابتهای هیجانانگیز.
خلاصه داستان: آقای شین، صاحب یک رستوران مرغ سوخاری و مذاکرهکنندهای با گذشتهای افسانهای، به عنوان میانجی محله به حل اختلافات و مبارزه با بیعدالتیها میپردازد. او به همراه یک قاضی مبتدی و یک راننده دلیوری، تیمی غیرمنتظره تشکیل میدهد تا با همکاری یکدیگر عدالت را برقرار سازند.
خلاصه داستان: با ظهور ناگهانی خطوط قرمز مرموزی بالای سر مردم که افراد دارای رابطه را به یکدیگر متصل میکند، خصوصیترین و پنهانترین جنبههای زندگی آنها آشکار میشود. این پدیده عجیب که به «خط اس» معروف شده، جامعه را با چالشها و رسواییهای بیسابقهای روبهرو میکند.
خلاصه داستان: چا سو ول، کارآگاهی که سالها از مادر قاتل زنجیرهای خود متنفر بوده، با پروندهای هولناک روبرو میشود که جنایات بیست سال پیش او را تقلید میکند. او اکنون مجبور است برای حل این پرونده پیچیده، با تاریکترین کابوس زندگیاش یعنی مادر خود همکاری کند.
خلاصه داستان: کانگ دو جون، پسر ثروتمندی که پس از مرگ برادرش تصمیم گرفته هرگز ازدواج نکند، به طور اتفاقی با جانگ هی وون، زنی مستقل و گریزان از رابطه، آشنا میشود. رابطه یکشبه و ناگهانی آنها منجر به بارداری ناخواسته هی وون میشود و مسیر زندگی هر دو را به کلی تغییر میدهد.
خلاصه داستان: دو عضو یک خانواده که با هم اختلاف دارند، پس از مرگ ناگهانی عزیزانشان مجبور میشوند برای بزرگ کردن برادرزاده یتیم خود زیر یک سقف زندگی کنند. آنها در میان چالشهای سخت فرزندپروری، کمکم سوءتفاهمهای گذشته را کنار میگذارند و رابطهشان رنگ و بویی تازه به خود میگیرد.
خلاصه داستان: «لی جهها»، کارگردان نابغهای که پس از پنج سال دوری به سینما بازگشته، برای ساخت فیلم جدیدش با «لی دا اوم»، بازیگری مبتلا به بیماری لاعلاج آشنا میشود. همکاری این دو برای ساخت یک اثر عاشقانه، مرز میان سینما و واقعیت را از بین برده و عشقی عمیق را میان
خلاصه داستان: داستانی گرم و دلنشین درباره معمار مغرور و کمالگرایی به نام «کو گیول» که پس از ده سال به خانه بازمیگردد و با «چو اونائه»، برنامهنویس مهربانی که در تلاش برای نجات استارتاپ خود است، روبرو میشود. رابطه پر