خلاصه داستان: کانگ شی او مدیری خوش چهره اما سرد و سختگیر است و به همین دلیل در محل کار به عنوان بد اخلاق ترین فرد شناخته می شود. چا جی یون در کارش بسیار توانمند است و همکارانش برای او احترام زیادی قائلاند. او در زندگی روزمره اش دچار رخوت و بی انگیزگی شده و رابطه عاشقانه ای هم ندارد، اما زندگی عادی او با حضور رئیسش، کانگ شی او، کم کم دستخوش تغییر میشود.
خلاصه داستان: یک بلاگر موفق پس از تعقیب همسرش به ظن خیانت، او را در حال مخفی کردن یک جسد غافلگیر میکند. آنها برای حفظ زندگی و شهرت خود تصمیم به دفن جسد در حیاط خانه میگیرند، اما دریافت یک پیام ناشناس تهدیدآمیز نشان میدهد که کسی تمام جزئیات جنایت آنها را دیده است.
خلاصه داستان: جیاوی، جراح پلاستیکی که از دریا و خاطرات گذشتهاش وحشت دارد، برای خدمت به جزیرهای دورافتاده فرستاده میشود. او در آنجا با پرستاری مرموز با گذشتهای پنهان آشنا میشود و در مسیر کمک به اهالی سادهدل جزیره، تلاش میکند بر ترسهایش غلبه کرده و معنای واقعی عشق و انسانیت را کشف کند.
خلاصه داستان: کانگ یونگهو، رئیس قدرتمند گروه چویسونگ و «خدای تجارت»، پس از حادثهای غیرمنتظره روحش با یک فوتبالیست جوان جابهجا میشود. او حالا با ذهن نابغه یک تاجر بزرگ در جسمی جوان، به عنوان کارمند تازهوارد به شرکت خودش بازمیگردد تا در مسیری پر از تله، حسادت و انتقام قدم بگذارد.
خلاصه داستان: یک مجری تلویزیونی پرانرژی برای تمدید یک قرارداد کاری راهی روستا میشود و با کشاورز جوانی که به پرورش قارچ مشغول است، ملاقات میکند. با وجود مخالفتهای اولیه، تلاشهای مداوم دختر برای جلب رضایت او، به مرور زمان رابطهای کاری را به عشقی شیرین و غیرمنتظره تبدیل میکند.
خلاصه داستان: چوی کانگ و کواک بیونگنام، دو کهنهسرباز سابق نیروهای ویژه، به همراه همسایگان معمولی خود در محله چانگری متحد میشوند. آنها گرچه دغدغه صلح جهانی یا میهنپرستی ندارند، اما برای محافظت از خانواده و دفاع از محلهشان در برابر خطرات، آستینها را بالا میزنند.
خلاصه داستان: دانشآموزان یک دبیرستان با نصب یک اپلیکیشن مرموز که آرزوهایشان را برآورده میکند، وارد بازی مرگباری میشوند. با نزدیک شدن هر آرزو به مرگ، گروهی از آنها تلاش میکنند تا راز این برنامه نفرینشده را کشف کرده و از این کابوس فرار کنند.