خلاصه داستان: سفر مارتین 17 ساله را در آمریکای لاتین - با دوچرخه - از مدرسه یخ زده اش در تیرا دل فوئگو در جستجوی پدر واقعی خود دنبال می کند، یک کاریکاتوریست تبدیل به انسان شناس که گمان می رود در آمازون باشد...
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی یک نوازنده جوان در جریان یک جراحی مغز ناموفق، نامزد عزادار او تصمیمی انتقامجویانه میگیرد. او جراح مسئول را میرباید و او را درگیر بازی شکنجهآور و پیچیدهای از تمایلات، گناه و انتقام روانی میسازد.
خلاصه داستان: یک شاگرد جوان ماتادوری به اعتراف دروغین قتلهایی دست میزند که هرگز مرتکب آنها نشده است. در این میان، وکیل مدافع جذاب او و یک ماتادور بازنشسته، قاتلان واقعی و مجنونی هستند که امیال تاریک و عمیق خود را در پیوند میان عشق، جنایت و مرگ پیدا میکنند.
خلاصه داستان: یک پزشک سابق نازی که پس از خودکشی ناموفق در دستگاه ریه آهنی فلج شده، با ورود پرستاری جوان و مرموز روبرو میشود. این جوان که از قربانیان گذشته اوست، با بازسازی جنایات وحشتناک دکتر، بازی روانی ترسناک و انتقامجویانهای را آغاز میکند.
خلاصه داستان: بکی، خواننده مشهور، پس از پانزده سال به مادرید بازمیگردد و متوجه میشود دخترش با معشوق سابق او ازدواج کرده است. وقوع یک قتل رازآلود، زنجیرهای از حسادتها و خیانتها را برمیانگیزد و رازهای پنهان رابطهی پیچیدهی این مادر و دختر را برملا میسازد.
خلاصه داستان: کریستوفر کلمبوس پس از جلب حمایت پادشاهی اسپانیا، در سال ۱۴۹۲ با سه کشتی راهی اقیانوسهای ناشناخته میشود. او در این سفر خطرناک با توطئههای دشمنان، شورش خدمه و ناشناختههای دریا مقابله میکند تا سرانجام به کشف سرزمینهای جدید و تغییر تاریخ دست یابد.
خلاصه داستان: این فیلم اپرایی خیرهکننده، داستان پرفراز و نشیب سیاست و خیانت در روسیه قرن هفدهم را روایت میکند؛ جایی که بوریس گودونوف پس از تصاحب تاجوتخت تزار، گرفتار عذاب وجدان میشود. با ظهور راهبهای که ادعا میکند جانشین واقعی تزار است، شورشی سهمگین حکومت بوریس را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: خوان گالاردو، ماتادور جوانی است که پس از رسیدن به شهرت در میدان گاوبازی، درگیر عشقی ممنوعه با زنی ثروتمند و اغواگر میشود. این وابستگی، او را میان وفاداری به همسرش و هوس گرفتار کرده و سرنوشتی تراژیک و مرگبار را در میدان مبارزه برایش رقم میزند.
خلاصه داستان: در دوران جنگ داخلی اسپانیا، گروهی از کمدینهای جمهوریخواه به اشتباه وارد قلمرو نیروهای ناسیونالیست شده و به اسارت درمیآیند. حالا آنها برای نجات جان خود از اعدام، چارهای ندارند جز اینکه نمایشی را برای سربازان دشمن روی صحنه ببرند.