خلاصه داستان: «پیپی جوراببلند» دختربچه مستقل، شجاع و فوقالعاده قدرتمندی است که به همراه اسب و میمون بامزهاش به خانهای جدید میآید. او با دو کودک همسایه دوست میشود و با ماجراجوییهای هیجانانگیز و جادویی خود، نهتنها زندگی آرام شهر را دگرگون میکند، بلکه در مقابل کسانی که میخواهند آزادیاش را سلب کنند میایستد.
خلاصه داستان: «چچو» نوجوان پرانرژی و عاشقی است که رویای تبدیل شدن به یک فوتبالیست حرفهای را در سر میپروراند. اما خانوادهاش برنامههای کاملاً متفاوتی برای آینده او دارند، موضوعی که منجر به تقابلهای کمدی، چالشهای دوران بلوغ و ماجراهای شیرینی در زندگی او میشود.
خلاصه داستان: یک هنرپیشه برای شرکت در تور تئاتری The Tempest به آزور می رود و در بدو ورود هیچ کس از شرکت را پیدا نمی کند، حتی یک تئاتر هم وجود ندارد. پس از ملاقات با آریل، بازیگر متوجه می شود که این نمایشنامه قبلاً...
خلاصه داستان: مکارنا گرانادا، ستاره درخشان هالیوود، در دهه ۱۹۵۰ به اسپانیای تحت حکومت فرانکو بازمیگردد تا در یک فیلم تاریخی بزرگ بازی کند. اما با دستگیری کارگردان محبوب فیلم به دلایل سیاسی، گروه فیلمسازی نقشهای جسورانه و پرماجرا برای نجات او طراحی میکنند که هنر، عشق و سیاست را به هم پیوند میزند.
خلاصه داستان: نیک، مدیر یک سایت طرفداری، پس از برنده شدن در مسابقهای برای شام با یک بازیگر محبوب، ناخواسته وارد بازی خطرناکی میشود. یک هکر مرموز با کنترل دستگاههایش، او را مجبور به جاسوسی از این بازیگر و همکاری در جنایاتی پیچیده میکند که زندگیاش را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ داخلی اسپانیا، یک خبرنگار آمریکایی خسته از سانسور و یک زن سانسورچی متعهد، درگیر عشقی غیرمنتظره میشوند. در حالی که آنها برای افشای حقیقت تلاش میکنند، بمباران ویرانگر شهر گرنیکا توسط نیروی هوایی آلمان نازی، سرنوشتشان را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: نیک، موجسوار جوان کانادایی، در کلمبیا عاشق ماریا، خواهرزاده کارتل بزرگ مواد مخدر، پابلو اسکوبار میشود. اما این عشق رویایی او را به اعماق دنیای تاریک و بیرحم قاچاق مواد مخدر میکشاند؛ جایی که او برای نجات جان خود و خانوادهاش باید در بازی مرگبار اسکوبار شرکت کند.
خلاصه داستان: سباستیان، وکیل موفق آرژانتینی، پس از خروج از آپارتمان طبقه هفتم همسر سابقش، با ناپدید شدن ناگهانی و مرموز دو فرزندش مواجه میشود. با تماس آدمربایان و درخواست فدیه، او وارد یک بازی روانی نفسگیر و پر از تردید میشود که در آن نمیتواند به هیچکس اعتماد کند.
خلاصه داستان: در آستانه مراسم عروسی، عروس جوانی که قرار است با دوست دوران کودکیاش ازدواج کند، با ابراز عشق پنهان لئوناردو، دوست قدیمی و متاهل خود مواجه میشود. در روز عروسی، آن دو با اسب فرار میکنند؛ تصمیمی تکاندهنده که زنجیرهای از عواقب ویرانگر و مرگبار را به همراه دارد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۰۸، جوزفین پیری، زنی شجاع و مصمم، برای پیوستن به همسر کاوشگرش راهی سفر خطرناکی به قطب شمال میشود. او در این مسیر سخت با زنی بومی مواجه میشود و این دو زن برای بقا در سرمای طاقتفرسا و شبهای بیپایان قطب، باید با یکدیگر متحد شوند.