خلاصه داستان: فیلم «ذهن زیبا» در سال ۲۰۰۱ به کارگردانی ران هاوارد و بازی اسکات رانینگ در نقش جان نش، ریاضیدان نابغهای است که با بیماری اسکیزوفرنی دست و پنجه نرم میکند. این اثر تحسینشده، داستان واقعی جان نش را روایت میکند که با وجود توهمات شدید، موفق به دریافت جایزه نوبل در اقتصاد میشود و نقش همسرش آلیشیا (با بازی جنیفر کانلی) در بهبودی و موفقیت او بسیار حیاتی است.
خلاصه داستان: فیلم «بوشیک» در سال 2۰۱۷ به کارگردانی کاری موریونی و دیوید بورک و با بازی بری لارسون و شان پن ساخته شده است. داستان فیلم در محلهای به همین نام در بروکلین آغاز میشود، جایی که یک زن جوان به نام «لوسی» (بری لارسون) پس از حمله نظامی ناگهانی به منطقه، در جستجوی خانوادهاش است. او با کمک یک جوان محلی به نام «استیوپ» (شان پن) که در جریان این حمله خانوادهاش را از دست داده، راهی سفری پرخطر در دل منطقه جنگزده میشود تا از حقیقت ماجرا پرده بردارد و زنده بماند.
خلاصه داستان: جیمی فاکس، کریستف والتس و لئوناردو دیکاپریو در فیلم جنگوی آزادشده به کارگردانی کوئنتین تارانتینو در سال ۲۰۱۲ ایفای نقش میکنند. داستان در سالهای پیش از جنگ داخلی آمریکا میگذرد و درباره یک برده سابق به نام جنگو است که با یک شکارچی جایزهبگیر آلمانی به نام دکتر کینگ شولتز همراه میشود تا همسر گمشدهاش، برومههیلدا را از چنگال سادیستیک کالوین کندی، صاحب مزرعهای بدنام، نجات دهد.
خلاصه داستان: فیلم «گلولهها بر فراز برادوی» به کارگردانی وودی آلن در سال ۱۹۹۴ ساخته شد. دیوید شاین، نمایشنامهنویس جوان و مشتاق، در دهه ۱۹۲۰ نیویورک، برای تأمین مالی تولید اثر جدیدش، مجبور میشود با یک گانگستر و معشوقهی پرحرفش همکاری کند. این همکاری غیرمنتظره، دنیای هنر و جنایت را در هم میآمیزد و باعث بروز موقعیتهای کمدی و دراماتیک فراوان میشود.
خلاصه داستان: فیلم «دختران تقویم» (Calendar Girls) در سال 2003 به کارگردانی نادیا تیس و بازی کری هیگینز، جیلیان اندرسون، جان آبوت و هلن میرن در نقشهای اصلی ساخته شده است. داستان فیلم درباره گروهی از زنان مسن و عضو انجمن زنان روستایی در یورکشایر است که پس از مرگ همسر یکی از آنها، برای جمعآوری پول و کمک به بیماران سرطانی، تصمیم میگیرند تقویمی عکاسی کنند که در آن زنان به صورت برهنه (اما با پوشش اشیاء) در صحنههای مختلف روستایی دیده میشوند. این اقدام غیرمنتظره باعث جلب توجه رسانهها و تغییرات بزرگی در زندگی آنها میشود.
خلاصه داستان: یک روز زیبا در همسایگی داستان لید ووگل (با بازی تام هنکس) را روایت میکند که تهیهکننده و مجری برنامه تلویزیونی کودکان «محله آقای راجرز» است. این فیلم بر اساس داستان واقعی ساخته شده و در سال 2019 به کارگردانی ماریل هلر منتشر شد. در این اثر، تام هنکس نقش آقای راجرز را بازی میکند و متیو ریس نیز در نقش لید ووگل، روزنامهنگاری که مأموریت دارد مصاحبهای جنجالی با آقای راجرز انجام دهد، ظاهر میشود. فیلم به بررسی رابطه غیرمنتظره بین این دو مرد میپردازد و نشان میدهد که چگونه مهربانی و صداقت آقای راجرز میتواند بر زندگی کسی که از او بیاعتماد است، تأثیر بگذارد.
خلاصه داستان: Butt Boy یک فیلم کمدی-هیجانانگیز محصول سال 2019 به کارگردانی تایگن کورن است. در این فیلم، شیپ مور (Chip) یک مامور میانسال و خسته از زندگی است که از طریق یک پورتال مقعدی به دنیایی از لذت و فرار از واقعیت دسترسی پیدا میکند. وقتی یک پسر بچه گم میشود، مور مظنون میشود که این پورتال به یک دنیای تاریک و خطرناک متصل است و او باید با استفاده از قدرت منحصر به فرد خود، جلوی یک قاتل سریالی را بگیرد. این فیلم با ترکیب عجیب کمدی سیاه و هیجان، به یکی از فیلمهای کult محوری در سالهای اخیر تبدیل شده است.
خلاصه داستان: فیلم «کیک» در سال 2014 به کارگردانی دانیل بارنز و با بازی جنیفر انیستون در نقش اصلی ساخته شد. این درام روانشناختی، داستان کلر بیرمن را روایت میکند که با گذشت زمان از یک حادثه دردناک، در گروههای حمایتی برای مقابله با اندوه و درد جسمیاش شرکت میکند و در این مسیر با چالشهای عاطفی و روابط انسانی روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم باگ (Bug) به کارگردانی ویلیام فریدکین در سال 2006 ساخته شده است. در این فیلم بازیگرانی همچون اشلی جاد و مایکل شنون به ایفای نقش پرداختهاند. داستان فیلم درباره یک زن تنها به نام جین است که در یک هتل ارزانقیمت در اوکلاهوما اقامت دارد. او با مردی به نام پیتر که ادعا میکند یک سرباز سابق است آشنا میشود. پیتر ادعا میکند که بدنش توسط حشرات نظامی آلوده شده است و این ادعاها به تدریج باعث ایجاد یک رابطه پارانویید و وحشتناک بین آنها میشود که به جنون و خشونت منجر میگردد.
خلاصه داستان: فیلم «کافه سوسایتی» به کارگردانی وودی آلن در سال 2016 ساخته شده است. داستان فیلم در دهه ۱۹۳۰ میلادی در هالیوود و نیویورک جریان دارد و بازیگران اصلی آن جسی آیزنبرگ، کریستن استوارت و استیو کارل هستند. فیلم روایتگر جوانی به نام بوبی دورفمن است که برای کار به هالیوود نزد عمویش که یک دستیار مشهور است میرود و در آنجا عاشق دستیار عمویش، وونی میشود، اما متوجه میشود که عمویش نیز به او علاقهمند است. بوبی پس از مدتی به نیویورک بازمیگردد و با وونی ازدواج میکند، اما عشق قدیمیاش که در هالیوود جا مانده، دوباره در زندگیاش ظاهر میشود و ماجراهای پیچیدهای را رقم میزند.