خلاصه داستان: خلاصه داستان: «قلبهایی در آتلانتیس» (۲۰۰۱) به کارگردانی اسکات هیکس و بر اساس رمانی از استیون کینگ، داستان زندگی بابی گارفیلد (دیوید میزگال) را در سال ۱۹۶۰ روایت میکند. پس از مرگ پدرش، بابی یازدهساله با مادرش (هوپ دیویس) زندگی میکند که تمام وقت خود را صرف کار میکند و توجهی به او ندارد. زندگی بابی با ورود مرد مرموزی به نام تد براوتگان (آنتونی هاپکینز) که در طبقه بالا ساکن میشود، دگرگون میشود. تد به بابی پول میدهد تا برایش روزنامه بخواند و از او میخواهد که مراقب «افراد ردهپایین» باشد؛ افرادی که به دنبال او هستند. بابی به تدریج متوجه میشود که تد دارای قدرتهای روانی است و این آشنایی، او را درگیر ماجراهای مرموز و خطرناکی میکند که باعث رشد و بلوغ زودرس او میشود. این فیلم که با بازی آنتونی هاپکینز، هوپ دیویس و دیوید میزگال، روایتی نوستالژیک و عمیق از دوستی، از دست دادن معصومیت و قدرت خاطرات است.
خلاصه داستان: یک پستچی ساده و تنها در صحرای نوادا، نامهای را پیدا میکند که قرار نبوده هرگز به مقصد برسد. این نامه مرموز، او را به دنیای تاریک و زیرزمینی یک هنرمند عجیب و غریب و برادر ثروتمند و خطرناکش میکشاند. در این میان، یک دختر جوان به نام جسیکا در تلاش است تا از دست یک قاتل سریالی فرار کند و نجات یابد. این فیلم ترسناک و معمایی، محصول سال ۲۰۲۴ و به کارگردانی جو برت و گریبلی است که با بازی جان فلک، استرلینگ مککینزی، میکائل ساوان و تام نوز وورثی، داستانی پر از تعلیق و وحشت را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه سریال کمدی «مادر» (Mom) که از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۱ پخش شد، داستان کریستی پلامر (آنا فاریس) را روایت میکند؛ مادری جوان و معتاد در حال بهبودی که پس از سالها دوری، رابطهاش را با مادر الکلی و خودخواهش، بانی پلامر (الیسون جنی)، از سر میگیرد. این دو در حالی که سعی میکنند زندگیشان را در کالیفرنیا سر و سامان دهند، با چالشهای فرزندپروری، اعتیاد، رابطههای عاطفی و مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکنند. حضور در جلسات گروههای حمایتی و دوستی با سایر زنان در حال بهبودی، بخش مهمی از روند بهبود و رشد شخصی آنها را تشکیل میدهد. این سریال با طنزی تلخ و در عین حال دلگرمکننده، موضوعات جدی مانند اعتیاد و بهبودی را با لحظات خندهدار و پر از امید در هم میآمیزد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «سر در گَردون» (Head in the Clouds) محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی جان دویگان، روایتگر داستان عشقی پیچیده و پر فراز و نشیب در پسزمینه جنگ جهانی دوم است. شارلیز ترون در نقش جیلدا بِس، زنی جذاب و آزاداندیش که در پاریس دهه ۱۹۳۰ با گای (استوارت تاونسند) و میا (پنهلوپه کروز) آشنا میشود. این سه نفر درگیر یک مثلث عشقی میگردند که با شروع جنگ و درگیریهای سیاسی اروپا، سرنوشتشان به طرز غمانگیزی تغییر میکند. جیلدا که به سبک زندگی لاکچری و بیخیال عادت دارد، باید در مواجهه با واقعیتهای تلخ جنگ، انتخابهای دشواری انجام دهد و وفاداری خود را به عشق، دوستی و آرمانهایش بسنجد. این فیلم با بازی درخشان بازیگرانش، تصویری زیبا و در عین حال دردناک از عشق، از دست دادن و پیامدهای انتخابهای انسانی در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی جیمز وان که با حضور رایان کاوانت، آمبر والتا و داننی والبرگ روایت میشود. داستان حول محور مرد جوانی به نام جیمی میچرخد که پس از مرگ وحشتناک همسرش به شهر زادگاهش بازمیگردد تا راز این قتل را کشف کند. او به زودی متوجه میشود که مرگ همسرش به افسانهی محلی یک عروسک گردان خبیث به نام مری شاو مرتبط است. جیمی برای نجات جان خود و شکستن طلسم این موجود شرور، باید به عمق تاریک ترین رازهای شهرک و گذشتهی شوم خانوادهی خودش نفوذ کند.
خلاصه داستان: این انیمیشن کوتاه محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی دیوید فیلد و با صداپیشگی کریستوفر سوانو، دنیای یک آدم برفی به نام فراستی را به تصویر میکشد که در شب کریسمس به تنهایی در ویترین یک مغازه مانکنفروشی قرار دارد. او که از انزوا و تنهایی خود خسته شده، با دیدن خانوادهای شاد و گرم در خیابان، عمیقاً آرزوی داشتن یک خانواده و تجربه عشق و تعلق را در دل میپروراند. در نهایت، فراستی با شهامت تصمیم میگیرد ویترین را ترک کند و به دنبال تحقق رویای خود برود، سفری که او را با مفهوم واقعی خانواده و کریسمس روبرو میکند.
خلاصه داستان: یک گارد زندان فدرال به نام ساسکا که توسط استیون سیگال به تصویر کشیده شده است، در یک ماموریت مخفیانه برای افبیآی به زندان آلکاتراز نفوذ میکند تا به گروهی از سارقان مسلح که برای پیدا کردن طلاهای دفن شده در زندان به رهبری مردی به نام سونیکز (موریس چسنات) به این مکان حمله کردهاند، بپیوندد. این فیلم اکشن که در سال ۲۰۰۲ توسط دان مایکل پال ساخته شده است، با حضور بازیگرانی چون جعفر دوبو، جعفر دوبو و کلادیا کریستیان، ماجرای تلاش ساسکا برای متوقف کردن این گروه مجرمان را روایت میکند که قصد دارند اسرار پنهان شده در قلب این زندان افسانهای را فاش کنند. درگیریهای شدید، تعقیب و گریزهای نفسگیر و مبارزات تن به تن، بخشی از صحنههای هیجانانگیز این فیلم هستند که در آن ساسکا باید هم از جان خود و هم از اسرار دولت محافظت کند.
خلاصه داستان: فیلم ترسناک روانشناختی «میراث شوم» (Hereditary) به کارگردانی آری استر در سال ۲۰۱۸، داستان خانواده گراهام را روایت میکند که پس از مرگ مادربزرگ مرموز خانواده، با نیروهای شیطانی و ماوراءالطبیعهای روبرو میشوند که نسلها در خانواده آنها ریشه دوانده است. تونی کولت در نقش آنی، مادری هنرمند که با ساخت ماکتهای دقیق از زندگی خودش سرگرم است، در کنار الکس ولف و میلی شاپیرو به عنوان فرزندانش و گابریل بیرن در نقش همسرش، درگیر کابوسی میشوند که مرزهای واقعیت و توهم را در هم میشکند. این فیلم با فضاسازی نفسگیر، تصاویر آزاردهنده و بازی تحسینبرانگیز تونی کولت، به عنوان یکی از ترسناکترین فیلمهای دهه اخیر شناخته میشود.
خلاصه داستان: تیم برتون در سال ۲۰۱۲ با ساخت فیلم «سایههای تاریک» به دنیای خونآشامها و خانوادهی کولینز پا گذاشت. این فیلم که با بازی درخشان جانی دپ در نقش بارناباس کولینز همراه است، داستان مردی ثروتمند را در قرن هجدهم روایت میکند که به دست آنجلیک بوچارد، جادوگری که عشق او را رد کرده، به خونآشامی تبدیل و برای دو قرن در تابوتی زندهبهگور میشود. در سال ۱۹۷۲، بارناباس آزاد شده و به قصر خانوادگی خود بازمیگردد تا ببیند بازماندگانش در وضعیت اسفباری به سر میبرند و کسبوکار خانواده توسط همان جادوگر که اکنون یک غول تجاری است، تهدید میشود. بارناباس مصمم است تا شکوه از دست رفتهی خانوادهی کولینز را احیا کند و انتقام خود را بگیرد. میشل فایفر، اوا گرین، هلنا بونهام کارتر و کلویی گریس مورتس از دیگر بازیگران اصلی این کمدی گوتیک هستند.
خلاصه داستان: موسی فیلمی انیمیشنی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی جرج میلر است که با صدای بازیگرانی چون الایجا وود، رابین ویلیامز، بریتنی مورفی، هیو جکمن و نیکول کیدمن روایت میشود. این داستان درباره پنگوئن امپراتوری به نام مانبل است که در دنیایی که هر پنگوئنی باید صدای خاص خود را برای جذب جفت داشته باشد، متولد میشود. اما مانبل به جای آواز خواندن، استعداد خارقالعادهای در رقصیدن دارد. او با وجود طرد شدن از جامعه، با پشتکار و با کمک دوستان جدیدش، از جمله گروهی از پنگوئنهای کوچکتر، ثابت میکند که تفاوت میتواند یک قدرت باشد و در نهایت با رقص خود نه تنها قلب معشوقهاش را تسخیر میکند، بلکه باعث ایجاد تغییرات بزرگ در جامعه پنگوئنها میشود.