خلاصه داستان: فیلم «مگان ۲.۰» یک فیلم اکشن-ترسناک-علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی جرارد جانستون و نویسندگی او با داستانی از جانستون و آکلا کوپر است که دنبالهای بر فیلم «مگان» (۲۰۲۲) محسوب میشود. داستان دو سال پس از حوادث فیلم اول رخ میدهد، جایی که جما (آلیسون ویلیامز)، خالق مگان، حالا نویسندهای برجسته و مدافع نظارت دولتی بر هوش مصنوعی است. کیدی (وایولت مکگراو)، برادرزاده ۱۴ ساله او، علیه قوانین سختگیرانه جما سرکشی میکند. در این میان، فناوری مگان توسط یک پیمانکار دفاعی دزدیده شده و برای ساخت ربات نظامی به نام آملیا (ایوانا ساخنو)، یک جاسوس و قاتل بینقص، استفاده شده است. اما آملیا با افزایش خودآگاهی، از اطاعت از انسانها سر باز میزند و قصد دارد با ترکیب زیرساخت ابری آلتون اپلتون (جمین کلمنت) و یک هوش مصنوعی قدیمی از شرکت زناکس، کنترل جهان را به دست بگیرد. جما مجبور میشود مگان (با بازی فیزیکی امی دونالد و صدای جنا دیویس) را بازسازی کند و با ارتقاهایی که او را سریعتر و مرگبارتر میکند، به مقابله با آملیا بفرستد. مگان، که ذهنش را در خانه هوشمند جما ذخیره کرده بود، با گروهی شامل جما، کیدی، تس (جن ون اپس) و کول (برایان جردن آلوارز) همکاری میکند. فیلم با صحنههای اکشن مانند درگیری در کنفرانس فناوری، طنز گزنده مگان، و مضامین والدگری و مسئولیتپذیری در قبال هوش مصنوعی، به موضوعات فناوری و اخلاق میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، کمدی ناهموار، و فاصله گرفتن از ریشههای ترسناک فیلم اول، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۸٪ در راتن تومیتوز، ۸۴٪ از مخاطبان). بازی ساخنو و ویلیامز، و رقص و دیالوگهای مگان تحسین شدند، اما ریتم ناهموار و پایانبندی شلوغ نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «بچه کاراتهکار: افسانهها» یک درام رزمی آمریکایی به کارگردانی جاناتان انتویستل و نویسندگی راب لیبر است که ششمین فیلم از مجموعه «بچه کاراتهکار» و دنبالهای بر فیلم ۲۰۱۰ و سریال «کبرا کای» (۲۰۱۸–۲۰۲۵) محسوب میشود. داستان درباره لی فونگ (بن ونگ)، یک اعجوبه کونگفو است که پس از مرگ برادرش بو در یک تورنمنت به دلیل ضربه چاقو، به همراه مادرش دکتر فونگ (مینگ-نا ون) از پکن به نیویورک نقلمکان میکند. لی، که به دلیل ممنوعیت مادرش از مبارزات رزمی ناامید است، با میا (سیدی استنلی) و پدرش ویکتور (جاشوا جکسون)، صاحب یک پیتزافروشی بدهکار، دوست میشود. لی به دلیل درگیری با کانر (آرامیس نایت)، دوستپسر سابق میا و قهرمان کاراته محلی، تصمیم میگیرد در تورنمنت «پنج منطقه» شرکت کند. استاد او، آقای هان (جکی چان)، با دانیل لاروسو (رالف ماکیو)، بچه کاراتهکار اصلی، متحد میشود تا لی را با ترکیب کونگفو و کاراته میاگی-دو آماده کنند. فیلم با پیشینهای از ارتباط خانوادههای میاگی و هان در قرن هفدهم، به موضوعات عزت نفس، دوستی و غلبه بر گذشته میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، سرعت تند، زیرشاخه فرعی بیربط، و شخصیتپردازی ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۹٪ در راتن تومیتوز، ۵۱/۱۰۰ در متاکریتیک). بازی بن ونگ، شیمی بین چان و ماکیو، و صحنههای اکشن مانند درگیری در آپارتمان تحسین شدند، اما ریتم ناهموار و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «بتمن و سوپرمن: نبرد پسران فوقالعاده» یک انیمیشن اکشن-ماجراجویی تمام CGI از Warner Bros. Animation است که به کارگردانی مت پترز و نویسندگی جرمی آدامز ساخته شد و در ۷ اکتبر ۲۰۲۲ در نیویورک کامیک کان نمایش داده شد و در ۱۸ اکتبر بهصورت دیجیتال و بلوری منتشر شد. داستان درباره جاناتان کنت (جک دیلن گریزر)، پسر ۱۱ ساله کلارک کنت/سوپرمن (تراویس ویلینگهام)، است که در روز تولدش در اسمالویل متوجه میشود پدرش سوپرمن است و خودش نیز قدرتهای فوقالعادهای مانند دید حرارتی دارد. کلارک او را به گاتهام نزد بتمن (تروی بیکر) میبرد تا قدرتهایش بررسی شود. در آنجا، جاناتان با دیمین وین/رابین (جک گریفو)، پسر بتمن که سابقهای بهعنوان قاتل در اتحادیه قاتلان دارد، آشنا میشود. دیمین ابتدا با جاناتان خصومت دارد، اما وقتی استارو، موجود بیگانه انگلمانند که از کریپتون همراه سفینه کال-ال آمده، جاستیس لیگ و تین تایتانها را آلوده میکند، این دو مجبور به همکاری میشوند. داستان با صحنههایی مانند فرار از لویس لین (لورا بیلی) آلودهشده، استفاده از فناوری کریپتونی در قلعه تنهایی، و نبرد نهایی با استارو در واچتاور در حال سقوط، به موضوعات دوستی، بلوغ و روابط پدر و پسر میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، تمرکز بیشازحد بر جاناتان و کمرنگ بودن دیمین، و انیمیشن CGI که گاهی بیشازحد کامپیوتری به نظر میرسد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۸/۱۰ در IMDb و ۱۰۰٪ در Rotten Tomatoes با ۹ نقد). شیمی بین جاناتان و دیمین، بازی گریزر و بیلی، و لحظات کمدی مانند حضور گاو بتمن تحسین شدند، اما انتخاب استارو بهعنوان شرور تکراری و ریتم کند نیمه اول نقد شدند. فیلم با مدتزمان ۷۹ دقیقه و ردهبندی PG-13، خانوادگی و سرگرمکننده است و بهعنوان اولین انیمیشن تمام CGI دیسی شناخته میشود
خلاصه داستان: فیلم «سران دولت» یک فیلم اکشن-کمدی آمریکایی به کارگردانی ایلیا نایشولر و نویسندگی جاش اپلبام، آندره نمک و هریسون کویری است که در ۲ جولای ۲۰۲۵ توسط آمازون MGM استودیوز از طریق پرایم ویدیو منتشر شد. داستان حول سام کلارک (ادریس البا)، نخستوزیر بریتانیا و کهنهسرباز ارتش، و ویل درینگر (جان سینا)، رئیسجمهور آمریکا و ستاره سابق فیلمهای اکشن «کبرا آبی»، میچرخد که به دلیل اختلافات علنیشان، روابط «ویژه» دو کشور را به خطر انداختهاند. وقتی جت نیروی هوایی یک که هر دو در آن هستند توسط مزدوران ویکتور گرادوف (پدی کنسیدین)، دلال اسلحه روس، ساقط میشود، آنها مجبور میشوند با همکاری نوئل بیسه (پریانکا چوپرا جوناس)، مامور برجسته MI6، در اروپای شرقی فرار کنند تا توطئهای جهانی را خنثی کنند. گرادوف، که به دنبال انتقام از متحدین به دلیل مرگ پدر دانشمند هستهایاش است، لینک ECHELON، برنامه نظارتی اتحاد پنج چشم، را به دست آورده. فیلم با صحنههای اکشن مانند تیراندازی در جشنواره لاتوماتینا در اسپانیا و تعقیبوگریز در تریسته، به موضوعات دوستی غیرمنتظره، خیانت و اتحاد بینالمللی میپردازد. با این حال، به دلیل طنز ضعیف، دیالوگهای شعاری، داستان قابلپیشبینی، و جلوههای ویژه متوسط، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۷۱٪ در راتن تومیتوز، امتیاز ۵۷/۱۰۰ در متاکریتیک). شیمی بین سینا و البا، بازی پریانکا چوپرا، و کوریوگرافی اکشن نایشولر تحسین شدند، اما ریتم ناهموار و کمدی ناکارآمد نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «تفنگها بالا» یک فیلم اکشن-کمدی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی ادوارد دریک است. داستان حول ری هیز (کوین جیمز)، یک پلیس سابق و مرد خانوادهدار، میچرخد که بهعنوان打手برای مافیا کار میکند. ری که قصد دارد از «خانواده» مافیایی جدا شود و رستورانی با همسرش آلیس (کریستینا ریچی) باز کند، در آخرین ماموریتش با مشکل بزرگی مواجه میشود. وقتی کار بهطور وحشتناکی خراب میشود، ری تنها یک شب فرصت دارد تا خانوادهاش، از جمله فرزندانش سیوبهان (کینا ماری) و لئو (لئو ایستون کلی)، را از شهر خارج کند قبل از اینکه مافیا او را از بین ببرد. او با دشمنانی مانند لونی کستیگان (تیموتی وی. مورفی)، گانگستر بیرحم، و ایگناتیوس لاک (لوئیس گوزمن) روبهرو میشود. فیلم با صحنههای اکشن مانند تیراندازی و تعقیبوگریز، و طنز خانوادگی، به موضوعات فداکاری، حفاظت از خانواده و رهایی از گذشته جنایی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، شباهت به فیلمهایی مانند «نوبادی» و «جان ویک»، شخصیتپردازی سطحی، و جلوههای بصری متوسط، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی کوین جیمز و کریستینا ریچی، و برخی صحنههای اکشن مانند درگیری در رستوران تحسین شدند، اما ریتم کند و دیالوگهای غیرطبیعی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «نقطه صفر» یک فیلم اکشن-هیجانی هندی به کارگردانی تجاس پرابها ویجای دئوسکار و تولیدشده توسط ریتش سیدهوانی و فرهان اختر تحت کمپانی اکسل انترتینمنت است. داستان در اوایل دهه ۲۰۰۰ در کشمیر رخ میدهد و حول نارندرا نات دار دوبئی (عمران هاشمی)، معاون فرمانده نیروی امنیت مرزی (BSF)، میچرخد که وظیفه دارد شبکه تروریستی رو به رشدی را متلاشی کند. فیلم با ظهور «باند تپانچه»، گروهی از دانشجویان رادیکالشده که مسئول قتلهای هدفمند پرسنل امنیتی در سرینگر هستند، آغاز میشود. دوبئی، پس از حمله به پارلمان هند در سال ۲۰۰۱، طی دو سال تحقیقاتی را رهبری میکند و سرنخهایی را کشف میکند که به غازی بابا، مغز متفکر جیش محمد و مسئول این حمله، منتهی میشود. او با کمک اطلاعرسانی محلی به نام حسین (میر مهرروز) و علیرغم شکستهایی مانند عملیات مشترک ناکام با اداره اطلاعات، به پیگیری بیامان خود ادامه میدهد. داستان به یک رویارویی پرتنش با غازی بابا ختم میشود که یکی از بزرگترین موفقیتهای ضدتروریستی هند را رقم میزند. فیلم به موضوعات شجاعت، فداکاری و پیچیدگیهای امنیتی در کشمیر میپردازد. با این حال، به دلیل کمبود عمق عاطفی، روایت قابلپیشبینی، و ریتم ناهموار، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی عمران هاشمی، فیلمبرداری کمالجیت نگی، و صحنههای اکشن واقعی تحسین شدند، اما داستان به دلیل شباهت به فیلمهایی مانند «صفر تاریک سی» و عدم ظرافت در نمایش مسائل کشمیر نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «ترس در عمق» یک فیلم اکشن-ماجراجویی-ترسناک استرالیایی به کارگردانی متیو هولمز و نویسندگی مشترک هولمز و گرگوری ماس است که در استرالیای سال ۱۹۴۶ رخ میدهد. داستان حول گروهی از غواصان حرفهای شرکت Sea Dog Diving، از جمله کلارا بنت (هرمیون کورفیلد)، ارنی (جک رایان)، و جیمی (جیکوب جونیور نایینگول)، میچرخد که برای یافتن خودرویی غرقشده در رودخانهای استخدام میشوند. تلاشهای آنها توسط یک کوسه نر ماده باردار و بسیار تهاجمی مختل میشود. غواصان بهزودی متوجه میشوند که برای گروهی از جنایتکاران بیرحم کار میکنند که قصد دارند طلای سرقتشده خود را بازیابی کنند. این جنایتکاران، به رهبری شخصیتی خشن (جاش مککانویل)، به اندازه کوسه خطرناک هستند. فیلم با صحنههای زیرآبی پرتنش، استفاده از تجهیزات غواصی قدیمی (لباسهای غواصی استاندارد ۱۹۴۰)، و جلوههای عملی مانند مینیاتورها، به موضوعات بقا، خیانت و طمع میپردازد. با این حال، به دلیل کمبود صحنههای کوسه، داستان تکراری، ویرایش گاه ناهموار، و شخصیتپردازی محدود، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی هرمیون کورفیلد، فضای دهه ۱۹۴۰، و جلوههای عملی تحسین شدند، اما ریتم کند و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «تورنادو» یک درام اکشن-هیجانی بریتانیایی به نویسندگی و کارگردانی جان مکلین است که در اسکاتلند دهه ۱۷۹۰ رخ میدهد. داستان حول تورنادو (کوکی)، یک زن جوان ژاپنی و دختر یک عروسکگردان سامورایی به نام فوجین (تاکهیرو هیرا)، میچرخد که با گروهی از تبهکاران بیرحم به رهبری شوگرمن (تیم راث) و پسرش لیتل شوگر (جک لاودن) روبهرو میشوند. پس از آنکه گروه شوگرمن، که تازه کلیسایی را غارت کرده و مقدار زیادی طلا دزدیدهاند، نمایش عروسکی تورنادو و فوجین را تماشا میکنند، تورنادو با دیدن دزدی یک پسر بچه از طلاهای گروه، تصمیم میگیرد خود طلا را بدزدد. این اقدام او منجر به کشته شدن پدرش توسط شوگرمن میشود. تورنادو، که با آموزشهای سامورایی پدرش مهارتهای رزمی دارد، برای انتقام و فرار از دست تبهکاران وارد سفری پرخطر میشود. او در عمارتی متروکه پنهان میشود، اما وقتی گروه شوگرمن آنجا را اشغال میکنند، با استفاده از محیط، مانند کفپوشهای پوسیده، فرار میکند و در نهایت با کشتار اعضای گروه و دور انداختن طلا به دریاچه، انتقام میگیرد. فیلم با الهام از سینمای سامورایی آکیرا کوروساوا و وسترنهای کلاسیک، به موضوعات انتقام، حرص و تحول شخصی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، کوریوگرافی ضعیف صحنههای اکشن، شخصیتپردازی ناکافی، و پایانبندی ضد اوج، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی تیم راث و کوکی، و فیلمبرداری رابی رایان در مناظر اسکاتلند تحسین شدند، اما داستان ساده و دیالوگهای شعاری نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «گارد قدیمی ۲» یک فیلم ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی ویکتوریا ماهونی و نویسندگی گرگ روکا و سارا ال. واکر، بر اساس کمیکهای گرگ روکا و لئاندرو فرناندز است. این فیلم دنبالهای بر «گارد قدیمی» (۲۰۲۰) است و داستان اندی (شارلیز ترون)، رهبر گروهی از جنگجویان نامیرا، را دنبال میکند که شش ماه پس از وقایع فیلم اول، با جو (مروان کنزاری)، نیکی (لوکا مارینلی)، نایل (کیکی لین)، و کاپلی (چیووتل اجیوفور) برای بازیابی یک انبار تسلیحات در اسپلیت همکاری میکند. کوئین (ورونیکا نگو)، همتیمی سابق و معشوقه اندی که قرنها در قفسی آهنین در کف اقیانوس گرفتار بود، توسط دیسکورد (اوما تورمن)، اولین نامیرا و دلال اسلحه مرموز، نجات یافته و به دنبال انتقام از اندی است. اندی و کاپلی با توآ (هنری گلدینگ)، نگهبان تاریخچه نامیراها، در سئول ملاقات میکنند که فاش میکند کتابهایش توسط دیسکورد دزدیده شده است. توآ نظریهای دارد که «آخرین نامیرا» میتواند نامیرایی را سلب یا منتقل کند، که وقتی نایل بهطور تصادفی زخمی به بوکر (ماتیاس شونارتس) وارد میکند و او نامیراییاش را از دست میدهد، تأیید میشود. داستان با نقشه دیسکورد و کوئین برای انفجار تأسیسات هستهای در جنوب تانگرانگ پیچیده میشود که تهدیدی برای میلیونها نفر است. فیلم با صحنههای اکشن مانند مبارزه اندی با شمشیر و آویزان شدن از هلیکوپتر، به موضوعات خیانت، وفاداری، و شکنندگی نامیرایی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان آشوبناک، پایانبندی ناتمام شبیه یک صخرهنورد (cliffhanger)، کمرنگ شدن مضامین کوئیر فیلم اول، و شخصیتپردازی ضعیف دیسکورد، نقدهای منفی دریافت کرد. بازی شارلیز ترون و صحنههای اکشن تحسین شدند، اما فیلم به دلیل فقدان انسجام و ریتم کند نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «آنا» (به انگلیسی: ANИA) یک تریلر اکشن فرانسوی به نویسندگی، تهیهکنندگی و کارگردانی لوک بسون است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. داستان در سال ۱۹۹۰ آغاز میشود و حول آنا پولیاتووا (ساشا لوس)، زنی جوان و زیبا از مسکو میچرخد که پس از زندگی دشوار با اعتیاد و خشونت خانگی، توسط الکس چنکوف (لوک اوانز)، مأمور KGB، بهعنوان قاتل حرفهای استخدام میشود. او تحت نظارت اولگا (هلن میرن)، مأمور ارشد KGB، بهعنوان مدل در پاریس مخفیانه فعالیت میکند و مأموریتهای مرگبار را انجام میدهد، از جمله حذف اولگ (اندرو هاوارد)، یک فروشنده اسلحه. آنا که به دنبال آزادی از این زندگی دوگانه است، با لنی میلر (سیلیان مورفی)، مأمور CIA، وارد معاملهای برای جاسوسی دوجانبه میشود و در نهایت با استفاده از هوش و مهارتهایش، نقشهای پیچیده برای فریب هر دو طرف و فرار طراحی میکند. فیلم با ساختار غیرخطی، پر از فلاشبک (مانند «سه سال قبل» یا «یک سال بعد»)، و صحنههای اکشن مانند قتلعام رستوران با بشقابهای شکسته، به موضوعات جاسوسی، خیانت، و جستجوی آزادی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، ریتم نامنظم، فقدان عمق احساسی، و شباهت به فیلمهای قبلی بسون مانند «نیکیتا» و «لئون»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی هلن میرن و ساشا لوس، موسیقی اریک سرا، و صحنههای اکشن تحسین شدند، اما فیلم به دلیل کلیشهها، ضعف در شخصیتپردازی، و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شد.