خلاصه داستان: در سال 2022، یک بازی واقعیت مجازی با نام هنر شمشیرزنی آنلاین رونمایی میشود که بازیکنان آن با گذاشتن کلاهی بر سر که با عصبهای گردن ارتباط برقرار میکند میتوانند به دنیای مجازی بازی که آینکرد نامیده میشود منتقل شوند. در 6 نوامبر 2022 تمام بازیکنان برای اولین بار پس از آزمایش نسخه بتای آن، به بازی متصل میشوند اما متوجه میشوند که دکمهای برای خروج از بازی وجود ندارد. کایابا آکیهیکو، سازنده بازی، به آنها اطلاع میدهد که برای خروج از بازی باید تمامی 100 مرحله بازی را فتح کنند و در این بین هرکس که آواتارش بمیرد در دنیای واقعی نیز کلاهش با فرستادن فرکانسی به سرش او را میکشد. همچنین در صورتی که در دنیای واقعی کسی کلاه را از سر آنها بردارد باعث مرگ آنها میشود.
خلاصه داستان: باب اسفنجی در یک فروشگاه تهیه مواد غذایی همبرگر سرخ کن کار میکند و به شغل نسبتاً ساده و یکنواخت خود بسیار علاقمند است. شخصیت باب اسفنجی با رفتارهای بدور از هرگونه آلایش کودکانه کاملاً مطابقت دارد. در محیط کار و زندگی خود با یک هشت پا ( اختاپوس ) که دارای شخصیتی خود خواه است و یک ستاره دریایی (پاتریک ) که عاری از هرگونه هوش و استعداد است ارتباط نزدیک دارد. صاحب رستوران آقای خرچنگ است و عاشق پول و مال اندوزی میباشد و…
خلاصه داستان: پدرم شکارچی جایزه بگیر؛ نام سریالی انیمیشنی میباشد که توسط اورت داونینگ جونیور و پاتریک هارپین ساخته شده است. وقتی دو کودک تصادفی قدم به فضا می گذارند، متوجه می شوند که پدرشان قدرتمندترین جایزه بگیر کل کهکشان است. مجموعه «پدرم شکارچی جایزه بگیر»، بر پلتفرم نتفلیکس عرضه شده است.
خلاصه داستان: سریال میراکلس لیدی باگ داستان زندگی دو نوجوان معمولی اهل پاریس با نام های مارینهته و آدریان را به تصویر میکشد که پس از مشاهده تهدیدهای یک موجود شرور، این دو شخصیت به دو ابرقهرمان به نام های لیدی باگ و کت نویر تبدیل میشوند تا از پاریس در مقابل تبهکاران محافظت کنند و…
خلاصه داستان: از دوره ادو در ژاپن، در مناطقی آرناهای گلادیاتوری وجود داشته است. تاجران پولدار و بازرگانان گلادیاتورهایی رو استخدام میکنند تا با دست خالی مبارزه کنند، مبارزهای که پیروز تمام جایزه رو با خود به خونه میبره. توکیتا اوما ملقب به «آشورا» به این آرناها ملحق میشه و حریفهای خودش رو نابود میکنه. قدرت بسیار زیاد و تماشایی اون توجه یک تاجر خیلی بزرگ و رئیس گروه ناگی به نام ناگی هیدکلی رو به خودش جلب میکنه.
خلاصه داستان: برای گابیمارو، نینجای اهل دهکده ایواگاکوره که به بی احساس بودنش معروفه، توسط دوستش پاپوش دوخته شده و الان براش حکم اعدام بریدن. گابیمارو که از قتل و خیانت خسته شده، میخواد بمیره. ولی هیچ روش اعدامی نمیده، چون علیرغم جوری که به نظر میرسه، هنوز دلیلی برای زندگی کردن داره. میخواد برگرده پیش همسرش که به خاطرش نرم شد و توی قاتل بودن شکست خورد. برای همین مرگ رو رد میکنه. آسائمون، یه جلاد معروف، این رو میبینه و به نینجا یه پیشنهاد میده. از گابیمارو میخواد که به جزیره ای در جنوب ژاپن اعزام بشه و به دنبال اکسیر زندگی بگیره، در ازای عفو کامل شوگان. با اینحال، اون جزیره یه جزیره عادی نیست. گفته میشه که بهشته. این جزیره پر از رمز و رازه و تیم کاوش-که از کسایی که حکم اعدام دارن تشکیل شده- ممکنه کامل براش آماده نباشن.