خلاصه داستان: هارلی کوین یک سریال تلویزیونی است که ونسا مارشال ، جیسون الکساندر و دیودریچ بدر در آن بازی می کند. در این سریال روی یک هارلی کوین که شخصیتش را به تنهایی در گاتهام میسازد.
خلاصه داستان: این سریال درباره گروهی از کاوشگران است که با کشتی در اقیانوس سفر میکنند. اما آنها به زودی به جزیره ترسناک جمجمه هدایت شده و با هیولاهای ماقبل تاریخ وحشتناک، موجودات عجیب و غریب و پادشاه جزیره، کونگ روبرو میشوند و…
خلاصه داستان: آیومو تاناکا یک دانش آموز دبیرستانی سال اول است که به باشگاه شوگی می پیوندد. او می خواهد مدیر باشگاه، اوروشی یاتومه را در بازی شوگی شکست دهد اما...
خلاصه داستان: یک مراسم کیمیاگری ناتمام باعث میشود بدن دو برادر جوان به نام های ادوارد و آلفونس الریک به شدت صدمه ببیند. در ادامه ، برادران الریک به جستجوی سنگ فلاسفه میپردازند ، چون تنها چیزی است که میتواند آنها را نجات دهد و …
خلاصه داستان: در آیندهای دور با استعمار زمین توسط یک تمدن بیگانه برتر، تنها شانس مرد جوانی به نام آکیرا برای داشتن آیندهای بهتر، استخدام به عنوان یک سرباز در نیروی نظامی ویژه به نام یاکیتوری است و…
خلاصه داستان: پشت دیوارهای امن، بچهها در یک محیط شبیه مهدکودک اما توسط روباتها بزرگ میشن. درحالی که شاید زندگی در اونجا کسل کننده بنظر برسه، اما بچهها پر از پتانسیل و کنجکاوی هستن. از خیلی جهات شبیه به یک تکهای از بهشت میمونه. دنیای بیرون بمانند یک جهنمه. تقریبا هیچ موجود مکانیکی هم اونجا وجود نداره و اکثرا موجودات ماوراءالطبیعی قدرتمندی در اونجا زندگی میکنند. مارو به همراه کیریکو درحال پرسه زدن در جایی که قبلا توکیو برای بهشت بوده هستن. اما پس از جستجوهای بسیار، شاید بهشت یک رویای غیرقابل دفاع باشه تا یک واقعیت ممکن.
خلاصه داستان: شاهزاده Tiabeanie، \'Bean\' از ازدواج قریب الوقوع خود با شاهزاده Merkimer عصبانی است. سپس با لوسی، یک دیو، و الفو، یک جن آشنا می شود و همه چیز نسبتاً هیجان انگیز و خطرناک می شود.
خلاصه داستان: این سریال داستان پسر باهوش و خوش قلبی به نام تانجیرو کامادو می باشد که پدرش را از دست داده و مجبور می شود که از طریق فروش زغال چوب خرج خود و خانواده اش را در بیاورد. یک روز که تانجیرو برای کار به شهر مجاور می رود، تصمیم می گیرد تا شب را در محلی بگذراند زیرا شایعات مختلفی درباره وجود اهریمن های کوهستان شنیده بود. اما روز بعد، هنگام بازگشت به خانه، تانجیرو متوجه می شود که شیاطین به خانواده اش حمله کرده و تنها خواهر کوچکش زنده مانده است، اما دختر بیچاره تبدیل به یک اهریمن شده بود. تانجیرو برای انتقام از اهریمن ها و برگرداندن خواهرش به یک انسان، به یک شکارچی و قاتل اهریمن تبدیل میشود.
خلاصه داستان: این بار دو جناح بر سر ترانسفورماتورهای کوچکی به نام Mini-Cons با هم می جنگند. این ترانسفورماتورها به اربابان خود قدرت عظیمی برای دفاع یا تخریب می دهند. و دوباره این نبرد روی زمین است.