خلاصه داستان: در سال 2019، فیلم کمدی-رمانتیک «دختری برای روز عشق» (The Perfect Date) داستان بروکس راتیگان را روایت میکند که به منظور پسانداز برای دانشگاه، اپلیکیشنی رویآوری برای اجارهی «رفیق موقت» راهاندازی میکند. او به عنوان «رفیق شخصی» برای دختران مختلفی استفاده میشود تا در قرارهای عشقی و رویدادهای خاص حضور پیدا کند. اما او به زودی میفهمد که تظاهر کردن شخصیتهای مختلف برای همه کاری کردنی نیست و در نهایت باید تصمیم بگیرد که آیا واقعاً میخواهد خودش باشد یا ادامه دهد با نقشآفرینی.
خلاصه داستان: در سال 2003، یک تاجر دارو چینی به نام یو گوانگیو با مشکلات مالی و خانوادگی روبرو میشود. او تصمیم میگیرد یک داروی گرانقیمت برای درمان سرطان را به صورت غیرقانونی از هند وارد کند تا به بیماران فقیر کمک کند. این تصمیم او را به یک مسیر پرمخاطره و اخلاقی میبرد که زندگیاش و اطرافیانش را به طور کامل تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در داستان «بزرگترین باغ»، پل کراو (آدم سندلر) یک ستاره پیشین فوتبال آمریکایی است که به خاطر اتهام رانندگی در حالت مستی به زندان محکوم میشود. در زندان، او توسط مدیر سختگیر زندان مجبور میشود تیمی از زندانیان را برای بازی فوتبال در برابر تیم ماموران زندان آماده کند. با کمک دوستان جدیدش و با وجود مخالفتهای فراوان، کراو تلاش میکند تا تیمش را برای مبارزهای عادلانه و الهامبخش آماده کند.
خلاصه داستان: مارکرز یک شهر کوچک در مونتانا است که تلاش میکند با برگزاری یک نمایش تئاتری بزرگ، توجه رسانهها و گردشگران را به سمت خود جلب کند. این نمایش، که توسط یک کارگردان تئاتر بیتجربه و گروهی از بازیگران محلی تهیه میشود، قرار است به مناسبت تولد ۱۵۰ سالگی شهر برگزار شود. در حالی که تمام اعضای گروه به شدت مشغول تمرین و آمادهسازی هستند، خبری از یک منتقد تئاتر معروف به نام مارک گافمن میرسد که قرار است به نمایش بیاید و نظر خود را درباره آن ابراز کند. این خبر باعث میشود تمام اعضای گروه به شدت تحت فشار قرار گیرند و به دنبال راهی برای جلب رضایت او باشند.
خلاصه داستان: در سال 2025، در یک دنیای آیندهای پر از فناوری و رباتها، یک ربات محبوب به نام "سوپر هَپی" با تواناییهای فوقالعاده، تصمیم میگیرد تا به دنبال خوشبختی ابدی برای انسانها برود. سفر او پر از ماجراجوییها، دوستیها و چالشهایی است که باعث میشود او درک کند که خوشبختی واقعی در چه چیزی نهفته است.
خلاصه داستان: در سال 1998، یک گروه از دوستان بزرگسال که همیشه به عنوان یک جمعیت فنبویی (Fanboys) شناخته شدهاند، تصمیم میگیرند تا یک سفر بلند مدت را آغاز کنند تا به استودیوی استار وارز در کالیفرنیا بروند و قبل از اکران فیلم «ستارگان جنگها: قسمت اول - شبح تهدید»، آن را ببینند. این سفر پر از ماجراجوییها، چالشها و لحظات خندهدار است و دوستی آنها را در معرض آزمایش قرار میدهد.
خلاصه داستان: در سال 1952، یک کمدین قدیمی به نام كالفرد چكلی در حال فراموشی است. او تصمیم میگیرد خودکشی کند، اما در آخرین لحظه توسط کلارا، یک دختر جوان رقصنده، نجات مییابد. چكلی کمک میکند کلارا به ستارهای بزرگ تبدیل شود و در این فرآیند، او نیز دوباره به زندگی باز میگردد.
خلاصه داستان: در روستی کوچک، لورنس، کشیش مردمنوازی، و سیسیلیا، مقدس مریم، با هم زندگی میکنند. سیسیلیا، که باید مردم را در زمینههای روحانی راهنمایی کند، اغلب خودش نیاز به راهنمایی دارد. او عاشق غذا خوردن و خوابیدن است و زمان زیادی را صرف این فعالیتها میکند. لورنس، کشیش مردمنوازی، مراقب سیسیلیا است و به او کمک میکند تا مسئولیتهایش را انجام دهد. با گذشت زمان، رابطه آنها از دوستی عمیق به عشق تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در یک شب تابستانی گرم در شیکاگو، سه دوست دانشجویی - سید، کونور و مولی - در حال بازگشت به دانشگاه هستند. در مسیر، آنها یک دختر کوچک را میبینند که در حال گریه و بیهوشی در اتاق خود است. آنها تصمیم میگیرند او را به اورژانس ببرند، اما به زودی متوجه میشوند که ورود آنها به اورژانس با یک سیاهپوست و دو مکزیکیتبار ممکن است منجر به مشکلات قانونی شود. آنها سعی میکنند بدون جلب توجه بیش از حد، دختر را به مقصد برسانند، اما مسیر آنها با چالشهای غیرمنتظره و تصمیمات سخت روبرو میشود که باعث میشود روابط دوستی و اعتماد بین آنها مورد آزمایش قرار گیرد.
خلاصه داستان: مگز مری، نویسندهای مسن و پیر، در یک روز ناگهانی با ملاقات یک زن بیخانمان به نام مری شراپنل مواجه میشود. مری با یک وان کوچک در خیابان مگز زندگی میکند و از او خواهان پارک کردن وان در جلوی خانهاش میشود. مگز با وجود مخالفتهای اولیه، به درخواست او توجه میکند و این رویداد آغازگر رابطهای طولانی و پیچیده میان آنها میشود. مری با شخصیت عجیب و غریب خود، زندگی مگز را به چالش میکشد و او را وادار میکند تا با گذشتهای ناشناختهاش مواجه شود. این فیلم بر اساس داستان واقعی نویسنده آلن بنت بر اساس تجربیات خودش با یک زن بیخانمان ساخته شده است.