خلاصه داستان: چارلی یک اختلال عصبی دارد که در آن احساسات شدید، به ویژه شادی، او را غش می کند. او با برادرش زندگی می کند. کار به عنوان کتابدار به او محیطی آرام می دهد، اما پس از آن فرانچسکا وارد کتابخانه و زندگی او می شود.
خلاصه داستان: وی جئونگ سین، یک روزنامه نگار سیاسی معتبر مجبور به پوشش برنامه های سرگرمی می شود. او در آنجا با لیم هیون جون، بازیگری در حال محو شدن آشنا می شود. در میان پشت صحنه پر هرج و مرج، شروع های جدید و شگفتی ها، عاشقانه ای بعید، مفرح و پر از شیمی...
خلاصه داستان: داستان درباره دختریه که فوبیای ارتباط نزدیک داره و در عین با هم دانشگاهیش اشنا میشه ایا میتونه بر فوبیای خودش غلبه کنه و مردی که دوسش داره رو بپذیره ؟
خلاصه داستان: لین یانگ 31 ساله در کارش موفق است ولی یک زندگی کسل کننده دارد. لو ژنگ 24 ساله نیز که قبلا همسایه لینگ یانگ بوده پس از تحصیل از خارج برگشته است. لو ژنگ بسیار تلاش میکند تا وازد زندگی لین یانگ شود ولی لین یانگ مدام به خودش یادآوردی میکند که لو ژنگ از او کوچگتر است اما …