خلاصه داستان: اگبرت سوزه، مردی تنبل و دائمالخمر، بر اثر اتفاقی جلوی یک سرقت بانکی را میگیرد و بهعنوان نگهبان بانک استخدام میشود. اما وقتی با نقشهای برای ثروتمند شدن، داماد آیندهاش را به دردسر میاندازد، ماجراهای پرهرجومرج و خندهداری آغاز میشود.
خلاصه داستان: در روستایی در پرووانس، نانوای تازهوارد پس از فرار همسرش با چوپانی جوان، از شدت اندوه دست از پختن نان میکشد. اهالی که نان روزانهشان را از دست دادهاند، اختلافها را کنار میگذارند تا همسر نانوا را پیدا کنند و شادی را به روستا بازگردانند.
خلاصه داستان: جیل برای درمان سکسکههای عصبیاش نزد روانپزشک میرود و آشنایی با پیانیستی عجیب، او را دربارهٔ زندگی زناشوییاش به تردید میاندازد. وقتی جدایی و دلبستگی تازهاش مسیر غیرمنتظرهای پیدا میکند، جیل درمییابد دلش واقعاً پیش چه کسی است.
خلاصه داستان: فرانک، خبرنگاری جوان در شهری اسکاتلندی، برای دفاع از زنی که بهخاطر نپرداختن مالیات میخواهند سگش را از او بگیرند، با شهردار زورگو درگیر میشود. ماجرا با شعلهور شدن رقابت میان آن دو و دلباختگی فرانک به دختر شهردار، رنگی عاشقانه و کمدی میگیرد.
خلاصه داستان: جف برای تهیه غذا، دوستش اورویل را در بازاری مراکشی به بردگی میفروشد؛ اما وقتی از کارش پشیمان میشود، درمییابد اورویل نامزد شاهزادهای زیبا شده و رقابت و دردسرهای خندهداری در انتظارشان است.
خلاصه داستان: وکیل دادستانی که پرونده دزدیِ لی را پیگیری میکند، دلش نمیآید او تعطیلات کریسمس را در زندان بگذراند و برایش وثیقه میگذارد. سفر مشترکشان به زادگاه لی و مزرعه خانوادگی جان، میانشان عشقی میرویاند؛ اما با بازگشت به دادگاه، هر دو باید با پیامدهای انتخابشان روبهرو شوند.
خلاصه داستان: با ورود دو خواستگار ثروتمند به همسایگی خانواده بنت، الیزابت با آقای دارسیِ مغرور روبهرو میشود؛ قضاوتهای نادرست و سوءتفاهمها میانشان دیواری میسازد. اما با آشکار شدن حقیقت، دلخوری جای خود را به درکی تازه و عشقی غیرمنتظره میدهد.
خلاصه داستان: ژپتو آرزو میکند عروسک چوبیاش، پینوکیو، پسری واقعی شود؛ پری آبی او را زنده میکند، اما برای رسیدن به آرزویش باید شجاعت، راستگویی و ازخودگذشتگی را بیاموزد. با راهنمایی جیرجیرک جیمینی، پینوکیو ماجراجوییهایی پرخطر را پشت سر میگذارد تا پدرش را نجات دهد.
خلاصه داستان: در یک یکشنبه تابستانی در برلین، چهار جوان برای پیکنیک و تفریح کنار دریاچه گرد هم میآیند؛ میان شنا، موسیقی و قایقسواری، عشقها و دلخوریهایشان در جریان روزی ساده و دلنشین آشکار میشود.
خلاصه داستان: پَت، ورزشکار بااستعدادی که حضور نامزد سلطهگرش اعتمادبهنفس او را در رقابتها میگیرد، با مایک، مدیر ورزشی زیرکی آشنا میشود. همکاری آنها فرصتی برای درخشش پَت و عشقی تازه فراهم میکند.