خلاصه داستان: روری و لاول دو آدم برفی هستند که با یک خرس قطبی، گاومیش و اسکیتباز سریع متحد میشوند تا فهرست بچههای بازیگوش را از سنت نیکلاس بدزدند. اما آنها در این سفر هیجانانگیز با انواع چالشهای مرگبار از جمله بهمن، کولاک و گرگها روبرو شده و…
خلاصه داستان: هان جونگ یو یک شبه از یک خلبان موفق و محبوب به یک فرد بیکار تبدیل شد. هیچ شرکت هواپیمایی حاضر به استخدامش نیست و کاملا ناامید می شود. با این حال، او پس از به دست آوردن یک هویت جدید به صوت تصادفی، موفق می شود شغل جدیدی پیدا کند…
خلاصه داستان: در هالووین سال 1993 میلادی، دو سال پس از یک نشت هستهای مرگبار، یک نمایشنامهنویس نوجوان دلشکسته، برادر کوچکترش و گروهی از افراد متفاوت در شب هالووین در یک دهکده قدیمی گرفتار شده و باید برای زنده ماندن از حمله بیرحمانه یک کدو تنبل عجیب و انتقامجو با هم متحد شوند، اما…
خلاصه داستان: تیم بسکتبال لوس آمیگوس برای اولین بار قهرمان بسکتبال اسپانیا شد اما به دلیل اشتباه یکی از اعضای گروه، از مسابقات کنار گذاشته شده و تیم از هم میپاشد. دو سال بعد، سیسیلیا، یک مربی بیتجربه اما خوشبین و متعهد برای تشکیل دوباره تیم وارد عمل میشود و…
خلاصه داستان: دونگ بانگ مردی باهوش، جذاب و ورزشکار است و به عنوان استاد در یکی از دانشگاه های معتبر خارج از کشور کار می کند. او پیشنهاد عضویت در پست هیئت علمی را رد می کند. در عوض، به کره جنوبی باز می گردد تا رئیس تیم جرایم خشونت آمیز “واحد 2” شود. این تیم ر پایین ترین رتبه از نظر عملکرد و دستگیری دارد. هدف دونگ بانگ تبدیل تیم به یکی از بهترین تیم های کارآگاهی است…
خلاصه داستان: ارباب اودا نوبوناگا در ژاپنی که در آن سرداران رقیب با یکدیگر میجنگند، قصد دارد با به راه انداختن جنگ علیه چندین طایفه، کشور را تحت کنترل خود درآورد. آراکی موراشیگه، یکی از دستنشاندگان او، شورش میکند و بلافاصله ناپدید میشود...
خلاصه داستان: یک زن جوان به گروه بازیگران یک نمایش برای هالووین ملحق میشود، اما بازیگران همکار او به شکلی اسرارآمیز شروع به ناپدید شدن میکنند. به زودی مشخص میشود که یک قاتل دیوانه نقابدار بازیگران را به شکلی وحشتناک به قتل میرساند و…
خلاصه داستان: خانواده میرکو به او توصیه میکنند که جیسون، پسر اوتیسمیاش، را به یک مدرسه خاص بفرستند. میرکو با جیسون پیمانی میبندد که اگر جیسون به او در پیدا کردن یک تیم فوتبال محبوب کمک کند، او تمام تلاشش را میکند تا در مدرسه بماند...
خلاصه داستان: رن ویلند برای شرکت در مراسم تدفین مادرش به شهر زادگاهش برمیگردد. او در این سفر، ضمن ایجاد روابط تازه، تلاش میکند تا روابط قدیمیاش را بهبود بخشد و با غم از دست دادن مادرش کنار بیاید.