خلاصه داستان: در سال 2005، در فیلم «الیزابتتاون»، یک مهندس طراحی کفش به نام درو بیله (بازیگر: اورلندو بلوم) پس از اینکه طرح جدیدش باعث خسارت ۹۷۲ میلیون دلاری به شرکتش شد، از کار اخراج میشود. در حالی که در حال خودکشی است، تلفنی از مرگ پدرش در شهر کوچکی در کنتاکی خبردار میشود. او مجبور میشود به آن شهر برود تا مراسم ختم پدرش را برگزار کند. در هواییپیما، با کلای (کرن وایت)، یک خلبان خوشصحبت و سرحال آشنا میشود که او را به سفری عاطفی و روحیای میبرد که زندگیاش را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در داستان «عشق در زمان وبا»، فلورنتینو آریزا و فرمینا داثا، دو نفری که در جوانی عاشق یکدیگر بودند، پس از سالها از هم جدا، دوباره به هم میپیوندند. فلورنتینو در طول این سالها، عشق به زنان دیگر را تجربه کرده است، اما قلبش همیشه برای فرمینا میتپید. وقتی همسر فرمینا در گذر میرود، فلورنتینو فرصت را غنیمت میداند و تلاش میکند دوباره عشقش را به فرمینا ثابت کند. داستان در پس زمینهای پر از عشق، عشق محروم، و تغییرات اجتماعی در یک شهر کوچک قرن نوزدهم رخ میدهد.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک فیلم اکشن-ماجراجویی به نام "نظریه بینظمی" (Chaos Theory) روی پرده میرود. داستان در ادامه فیلم قبلی "مارینز" (Marines) رخ میدهد و حول محور یک تیم از نظامیان ویژه در یک ماموریت خطرناک میچرخد. این تیم با هدف نجات یک دانشمند ارزشمند که در اختیار یک گروه تروریستی قرار گرفته، به یک منطقه پرخطر در خاورمیانه اعزام میشوند. در طول ماموریت، آنها با چالشهای غیرمنتظره و موانع پیچیدهای روبرو میشوند که نیازمند تفکر استراتژیک و همکاری صمیمانه هستند. با گذشت زمان، رازهایی در مورد هویت واقعی دانشمند و انگیزههای تروریستها آشکار میشود، موجب تغییر مسیر ماموریت و ایجاد تنش در تیم میشود. در نهایت، تیم باید با استفاده از نظریه بینظمی و تغییر استراتژیهای خود، نه تنها دانشمند را نجات دهد، بلکه از یک توطئه بزرگتر نیز جلوگیری کند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۴۰، بیلی هالیدی، یکی از بزرگترین خوانندگان جاز، با مواجه شدن با تحقیقات و جاسوسیهای دولت آمریکا درگیر میشود. این تحقیقات به دلیل آهنگ «Strange Fruit» او، که به نسلکشی سیاهپوستان در آمریکا اشاره دارد، انجام میشوند. در این بین، افسر FBI به نام جیمی فلیتشر وظیفه دارد تا هالیدی را دستگیر کند، اما او به طور غیرمنتظرهای به او علاقهمند میشود. این علاقه باعث میشود که فلیتشر در نبرد بین وفاداری به وظیفه و عشقش به هالیدی، گرفتار شود.
خلاصه داستان: در سال 1978، یک جوان به نام لیو یو-تیه به دیر شائولین فرار میکند تا مهارتهای کونگفو را از سرگروهان شائولین آموید و برای انتقام از مرگ خانوادهاش و مبارزه با حکومت منشیان تبار پردازد. او در ۳۶ کلاس مختلف تمرین میکند تا به یک مبارز بینظیر تبدیل شود.
خلاصه داستان: در "غیرمهمان"، رابرت فورستر بازیگر یک مرد میباشد که پس از مرگ همسرش، به یک خانه دورافتاده منتقل میشود. او به زودی متوجه میشود که خانهاش مسکونی از ارواح خشمگین است که قصد انتقام گرفتن از او را دارند. او باید با کمک یک روحانی و دوست قدیمی خود، رازهای تاریک خانه را کشف کند و خود را از تهدیدات ماوراالطبیعه در امان نگه دارد.
خلاصه داستان: در سال 2025، در جنگلهای عمیق آمازون، گروهی از سربازان آمریکایی در معرض یک حمله ناگهانی توسط نیروهای دشمن قرار میگیرند. در حین این درگیری، یکی از سربازان، لوتنانت جک رایلی، مجبور میشود تا با دشمن روی میز مذاکره بنشیند تا از مرگ تمامی همتیمیهایش جلوگیری کند. اما این مذاکره، آغاز یک بازی مرگبار میان دو طرف میشود که هر کدام برای بقا و پیروزی آماده هر کاری هستند. در این بین، رایلی با یک تصمیم سخت روبرو میشود که میتواند سرنوشت همه را تغییر دهد.
خلاصه داستان: مارگارت تاچر، اولین نخستوزیر زن بریتانیا، در مسیر حرفهای خود با چالشهای بیپایانی روبرو میشود. او با قاطعیت و ارادهای آهنین، سعی میکند نشان دهد که قدرت سیاسی زنان در دنیایی مردسالار، میتواند به همان اندازه موثر و قدرتمند باشد. درگیری او با اعضای حزب محافظهکار و مخالفان سیاسی، به همراه تصمیمات سختگیرانهاش برای اصلاح اقتصاد و مبارزه با اتحادیههای کارگری، او را به یک شخصیت قدرتمند و مناقشهبرانگیز تبدیل میکند. در کنار این، فیلم به زندگی خصوصی و روابط شخصی او، از جمله رابطهاش با شوهرش دنیس، میپردازد و نشان میدهد که چگونه تعادل بین قدرت سیاسی و زندگی خانوادگی، میتواند چالشبرانگیز باشد.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۶۰ میلادی، یک کارمند شرکت بیمه در نیویورک به مدیران خود اجازه میدهد تا آپارتمان او را برای ملاقاتهای رمانتیکشان با زنان دیگر استفاده کنند. او به دنبال ارتقای شغلی و جلب محبت دختری که دوستش دارد، درگیر این وضعیت میشود و با پیامدهای اخلاقی و احساسی آن مواجه میگردد.
خلاصه داستان: ستلا دالاس، یک زن جوان و فداکار، از طرف خانوادهای ثروتمند ازدواج میکند تا از شرایط فقر خود رهایی یابد. با وجود عشق وی به شوهرش، شیوه زندگی او موجب نارضایتی همسرش میشود. ستلا تمام تلاش خود را میکند تا دخترش لوری را به یک زندگی بهتر رهنمون کند، حتی اگر این بدان معنا باشد که از خانوادهاش جدا شود. در نهایت، او با قربانی کردن خود و رفتن از زندگی دخترش، به او فرصت شکوفایی در جامعهای مرفه را میدهد.