خلاصه داستان: در مه غلیظ سال ۱۹۲۱، کشتیای حامل مهاجران در نزدیکی جزیره سالوورا غرق میشود و سه زن جوان برای نجات بازماندگان دل به دریا میزنند. اما وقتی روزنامهنگاری آرژانتینی برای بررسی ماجرا به جزیره میآید، با رازها و پرسشهایی روبهرو میشود که روایت قهرمانی را زیرورو میکند.
خلاصه داستان: پس از مرگ همسرش آرتو، سلین به ارمنستان میرود تا مرگ او را ثبت کند؛ اما درمییابد که آرتو درباره هویت و گذشتهاش در جنگ دروغ گفته است. او در پی حقیقت، با زخمهای بازماندگان جنگ و سایههای گذشته روبهرو میشود و میکوشد راز مردی را که میشناخت، به خاک بسپارد.
خلاصه داستان: دکتر شیوا پس از آنکه مرگ دختر دانشجویش را خودکشی اعلام میکنند، با کمک پلیسی فاسد بهدنبال کشف حقیقت میرود. تحقیقات آنها پرده از شبکهای پرنفوذ از فساد و تقلب در پذیرش پزشکی برمیدارد.
خلاصه داستان: ترزا، زنی شیلیایی، با ادعای بیوهبودنِ پسر مهاجر خانوادهای چوپان به کوهستانهای دورافتاده کرواسی میرسد. حضور رازآلود او نظم سختگیرانه خانواده را برهم میزند و پیوندی میان او و میلنا شکل میگیرد؛ پیوندی که میتواند به شورش و رهایی بینجامد.
خلاصه داستان: وی شیائووی برای یافتن پدربزرگ ثروتمندی که گمان میکند خانوادهاش را ترک کرده، راهی تایلند میشود؛ اما نامههای قدیمی راز عشقی پنهان و فداکاریای چنددهساله را آشکار میکنند.
خلاصه داستان: خلبان شجاعی در جنگ جهانی دوم جان میبازد، اما پس از مرگ بهعنوان فرشتهٔ نگهبان به زمین بازمیگردد تا خلبان جوانی را راهنمایی کند؛ مأموریتی که وقتی شاگردش عاشق دلدار قدیمی او میشود، رنگی عاطفی و دشوار به خود میگیرد.
خلاصه داستان: نقاش نامدار، کلود زوره، دل به مایکل، شاگرد و مدل جوانش میبندد؛ اما حسادت و فاصلهای که میانشان میافتد، راه را برای ورود زنی اشرافی و دسیسههای او باز میکند. خیانت و عشق نافرجام، زندگی هنرمند را به سوی تنهایی و پایانی اندوهبار میکشاند.
خلاصه داستان: سه زن جوان با پیوستن به نمایش باشکوه «زیگفلد فولیز» در برادوی، به شهرت و فرصتهای تازه میرسند؛ اما در میان عشق، جاهطلبی و وسوسه درمییابند که زندگی درخشان ستارهها بهایی سنگین دارد.
خلاصه داستان: آبراهام لینکلن جوان پس از آموختن حقوق، وکالت دو برادر را برعهده میگیرد که به قتل متهم شدهاند. او باید با زیرکی حقیقت را در دادگاهی پرتنش آشکار کند و موکلانش را از خشم یک جمعیت خشمگین نجات دهد.
خلاصه داستان: اومیتسو، مادری تنها که برای تأمین زندگی پسرش در بار بندری کار میکند، با بازگشت ناگهانی همسرش به امید آغاز دوبارهای دل میبندد؛ اما فقر و درماندگی خانواده را در برابر انتخابهایی تلخ قرار میدهد.