خلاصه داستان: این فیلم درام عاشقانه محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی آری پوزن و با بازی آنت بنینگ، اد هریس و رابین ویلیامز است. داستان درباره زن بیوه ای به نام نیکی است که پنج سال پس از مرگ همسر محبوبش گریت، هنوز نتوانسته با فقدان او کنار بیاید. روزی او در یک گالری هنری با مردی به نام تام آشنا می شود که شباهت حیرت انگیزی به همسر مرحومش دارد. این آشنایی زندگی نیکی را کاملاً تغییر می دهد و او را درگیر رابطه ای پیچیده و احساسی می کند که مرزهای بین گذشته و حال را در هم می آمیزد. نیکی که شیفته تام شده، سعی می کند این رابطه را مخفی نگه دارد، اما به زودی متوجه می شود که گذشته هرگز به طور کامل رها نمی شود و عشق می تواند چهره های متفاوتی داشته باشد.
خلاصه داستان: یک گروه از دوستان سالمند در اورشلیم با وضعیت دردناک یکی از دوستانشان که از بیماری لاعلاج رنج میبرد روبرو میشوند. یِخیزکِل، که استعداد مکانیکی دارد، به همراه دوستانش دست به ساخت دستگاهی میزنند که به بیماران کمک میکند تا با کرامت به زندگی خود پایان دهند. اما این اقدام آنها که از روی دلسوزی و عشق انجام میشود، به سرعت پیچیده میشود و سؤالات اخلاقی عمیقی را درباره مرگ، زندگی و انتخاب شخصی مطرح میکند. در این میان، همسر یِخیزکِل، لوایا، که مبتلا به زوال عقل است، وضعیت را برای او دشوارتر میکند. این فیلم درام کمدی سیاه به کارگردانی شارون میمون و تال گرانوت، با بازی زئِو استراوس، لوایا اسکولنیک و الیزا روزن، داستانی تأملبرانگیز و احساسی را روایت میکند که با طنز ظریف و نگاه انسانی به یکی از دشوارترین موضوعات زندگی میپردازد.
خلاصه داستان: یک فیلم کوتاه هنری و تجربی به کارگردانی و بازی جیمز فرانکو که در سال ۲۰۱۳ ساخته شد. این فیلم که بر اساس داستان کوتاهی از شانون بکفورد اقتباس شده، داستان مردی تنها به نام دیوید را روایت میکند که در یک اتاق هتل اقامت دارد. او که به نظر میرسد از زندگی روزمره خسته شده، تصمیم میگیرد یک تجربه جدید و متفاوت را امتحان کند. دیوید با یک شرکت مرموز تماس میگیرد که وعده یک «تجربه» منحصر به فرد را میدهد. این شرکت برای او یک جعبه مرموز به هتل میفرستد که حاوی دستورالعملهایی برای یک آیین عجیب و غریب است. او باید این دستورالعملها را به دقت دنبال کند تا به یک درک جدید و عمیقتر از خود و جهان اطرافش برسد. فیلم با بهرهگیری از نمادگرایی و تصاویر سورئال، بیننده را به سفری درونی و ذهنی میبرد و مفاهیمی مانند جستجوی معنا، انزوا و تمایل به فرار از واقعیت را کاوش میکند. جیمز فرانکو در این اثر، مرزهای سینمای روایی کلاسیک را میشکند و اثری خلق میکند که بیشتر شبیه یک قطعه هنری بصری است تا یک فیلم داستانی معمول.
خلاصه داستان: «چشمان تامی فی» (۲۰۲۱) به کارگردانی مایکل شووالتر، با بازی تحسینبرانگیز جسیکا چستین در نقش تامی فی باکر، داستان زندگی پر فراز و نشیب این شخصیت تلویزیونی مشهور را روایت میکند. فیلم با به تصویر کشیدن دوران کودکی تامی فی و آرزوی او برای تبدیل شدن به یک ستاره، مسیر او را تا ملاقات با جیم باکر (اندرو گارفیلد) و ازدواجشان دنبال میکند. این زوج با ایجاد یک امپراتوری تلویزیونی مذهبی، به چهرههای برجسته تلویزیون انجیلی تبدیل میشوند و میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار میدهند. اما با افشای رسواییهای مالی و اخلاقی، زندگی پر زرق و برق آنها فرو میپاشد و تامی فی باید با عواقب این فروپاشی روبرو شود. این درام بیوگرافی که بر اساس مستندی به همین نام ساخته شده، نگاهی عمیق به پیچیدگیهای شهرت، ایمان و فریب دارد و با بازی درخشان چستین که برنده جایزه اسکار شد، به یکی از آثار برجسته سینمای سال ۲۰۲۱ تبدیل گشت.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «پایان یک رابطه» ساخته نیل جردن در سال ۱۹۹۹، با بازی رالف فاینس، جولیان مور و استفان ری، روایتگر داستان عشق ممنوعه و پر شور موریس بندریکس، نویسنده ای در لندن دوران جنگ جهانی دوم، به سارا مایلز، همسر دوست صمیمی اش هنری است. این رابطه پرشور ناگهان و به طور مرموزی توسط سارا پایان می یابد و موریس را سالها بعد با خاطرات و سوالاتی بی پاسخ تنها می گذارد. پس از گذشت دو سال، موریس که هنوز درگیر این جدایی ناگهانی است، توسط هنری برای تحقیق در مورد وفاداری مشکوک سارا استخدام می شود و این آغاز کشف رازهایی عمیق تر از آنچه تصور می کرد، از جمله تعهدی مذهبی و معجزه ای الهی است که سرنوشت همه را تغییر می دهد.
خلاصه داستان: یک نمایش تلویزیونی بریتانیایی به کارگردانی ریچارد آیر که در سال ۲۰۱۵ تولید شد و بر پایهٔ نمایشنامهٔ مشهور رونالد هاروود ساخته شده است. این درام هنری با بازی درخشان آنتونی هاپکینز در نقش «سر» (Sir)، کارگردان سالخورده و پرآوازهٔ تئاتر که در بحبوحهٔ جنگ جهانی دوم در حال اجرای نمایشنامهٔ شاه لیر شکسپیر است، و ایان مککلن در نقش «نورمن» (Norman)، دستیار وفادار و فداکار او که با تمام وجود از کارگردان محبوبش مراقبت میکند، روایت میشود. داستان در یک شب بارانی و در پشت صحنهٔ یک تئاتر محلی در انگلستان میگذرد؛ جایی که «سر» در آستانهٔ فروپاشی روانی قرار دارد و نورمن باید با تمام توان و تدبیر خود، او را برای اجرای مهمترین نقش زندگیاش آماده کند. این اثر که پیش از این نیز با اقتباسهای سینمایی و تلویزیونی مختلفی روبرو شده، در این نسخه با بازی دو بازیگر برجستهٔ جهان، عمق تراژیک رابطهٔ یک هنرمند و دستیارش را به تصویر میکشد و مرزهای میان وفاداری، عشق و وابستگی را در دنیای تئاتر به چالش میکشد.
خلاصه داستان: داستان فیلم دربارهٔ زندگی جورجیانا کاوندیش، دوشس دوونشر است که در قرن هجدهم میلادی در انگلستان میگذرد. جورجیانا که توسط کیرا نایتلی به تصویر کشیده شده، یک زن اشرافی جذاب، باهوش و بسیار محبوب در جامعه است که در سنین جوانی با دوک دوونشر (رالف فاینس) ازدواج میکند. با وجود شهرت و محبوبیتش، او در زندگی زناشویی خود با مشکلات فراوانی روبرو میشود، زیرا همسرش فردی سرد و بیاحساس است و به او خیانت میکند. زندگی جورجیانا زمانی پیچیدهتر میشود که دوست صمیمیاش، الیزابت فاستر (هیوارد) به خانهٔ آنها نقل مکان میکند و به صورت سهنفره با آنها زندگی میکند. این فیلم که در سال ۲۰۰۸ توسط سول دایبچ ساخته شده، به زیبایی زندگی پر فراز و نشیب این زن اشرافی، مبارزات او با قوانین سختگیرانهٔ جامعه و جستجوی او برای عشق و خوشبختی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلمی به کارگردانی هنرمند کرهای هونگ سانگ سو محصول سال ۲۰۱۱ که با نام «روزی که او میآید» نیز شناخته میشود. این اثر سینمایی با بازی یو جون سانگ در نقش یو جون سانگ، یک کارگردان سینما که دیگر فیلم نمیسازد و به زادگاهش سئول بازمیگردد، روایتگر داستانی ظریف و تأملبرانگیز است. او در این سفر چندروزه با دوستان قدیمی خود دیدار میکند و در کافهها و بارهای شهر پرسه میزند. ملاقات او با یک زن مرموز که شباهت عجیبی به معشوقه سابقش دارد، زندگی او را وارد فضایی سوررئال و تکرارشونده میکند. هونگ سانگ سو با نگاهی دقیق و طنازی ظریف، مفاهیم زمان، حافظه و روابط انسانی را در قالب دیالوگهای هوشمندانه و تصاویری مینیمال به تصویر میکشد. فیلم که در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۱ حضور داشت، اثری شاعرانه و خودارجاع است که مرزهای واقعیت و خیال را در هم میآمیزد و مخاطب را به تأملی عمیق درباره زندگی و هنر فرامیخواند.
خلاصه داستان: دیوید کراننبرگ در سال ۱۹۸۳ شاهکاری فراطبیعی با بازی کریستوفر واکن در نقش «جان اسمیت»، معلم دبیرستانی که پس از یک تصادف وحشتناک به کما میرود و پنج سال بعد بیدار میشود، خلق کرد. او اکنون از توانایی شگفتانگیزی برای دیدن آینده افراد از طریق لمس برخوردار است، موهبتی که زندگی او را به جهنمی تبدیل میکند. وقتی جان آیندهی سیاه یک سیاستمدار جاهطلب به نام «گرگ استیلسون» (مارتین شین) را میبیند و متوجه میشود که او تهدیدی برای بشریت است، با چالشی اخلاقی و شخصی مواجه میشود که سرنوشت جهان را تغییر خواهد داد. این فیلم بر اساس رمانی از استیون کینگ ساخته شده و با بازی درخشان واکن و فضاسازی تاریک خود، به یکی از برترین اقتباسهای سینمایی از آثار کینگ تبدیل شده است.
خلاصه داستان: فیلم «بازماندگان» (The Descendants) محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی الکساندر پین و با بازی جورج کلونی در نقش مت کینگ، وکیلی موفق در هاوایی است که زندگی ایدهآل او پس از سقوط همسرش الیزابت به کما ناشی از یک حادثه قایقسواری، دگرگون میشود. مت که همواره خود را «مشاور موقت» خانواده میدانسته، حالا مجبور است نقش پدری تماموقت را برای دو دختر نوجوانش، الکساندرا (شایلی وودلی) و اسکاتی (آمالی میلر)، بر عهده بگیرد. زمانی که مت از طریق الکساندرا از خیانت همسرش در گذشته مطلع میشود، تصمیم میگیرد تا به همراه دخترانش سفری به جزایر دیگر هاوایی داشته باشد تا هم همسرش را به مرگی آرام بدرقه کند و هم با مردی که با او رابطه داشته، روبرو شود. این سفر در عین حال با تصمیمات مهم خانوادگی درباره فروش زمینهای ارثیشان در هاوایی نیز گره میخورد و مت را در موقعیتی دشوار قرار میدهد. این فیلم کمدی-درام که بر پایه رمانی از کای هارتو همینگز ساخته شده، با نگاهی طنازانه و در عین حال عمیق به مسائلی چون غم، بخشش، خانواده و مسئولیتپذیری میپردازد و تحسین منتقدان را برانگیخت.