خلاصه داستان: «توماری سولو» (Tumhari Sulu) فیلمی کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۷ هند به کارگردان ساجد علی و با بازی ویدیا بالن در نقش اصلی است. داستان حول محور سولو، زنی خانهدار و پرانرژی از یک خانوادهی طبقهی متوسط در بمبئی میچرخد که همیشه رویای موفقیت و شنیده شدن صدایش را در سر دارد. زندگی او با یک اتفاق غیرمنتظره تغییر میکند؛ او به صورت تصادفی در یک مسابقه رادیویی شرکت میکند و به عنوان مجری یک برنامه شبانه انتخاب میشود. حالا سولو باید بین مسئولیتهای خانوادگی، انتظارات جامعه و شغل جدیدش که در ابتدا برای خانوادهاش قابل قبول نیست، تعادل برقرار کند. این فیلم با طنزی ظریف و بازی درخشان ویدیا بالن، داستانی الهامبخش و سرگرمکننده از توانمندسازی زنان و دنبال کردن رویاها را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک خانواده به ظاهر عادی به نام پارکر، متشکل از کاترین و متیو و دو فرزند نوجوانشان، به شهر کوچک و دورافتاده نیگالو در استرالیا نقل مکان میکنند تا از گذشتهای تاریک و رازهای خانوادگی خود بگریزند. اما آرامش ظاهری آنها زمانی فرو میپاشد که دو فرزندشان، لیلی و تامی، در آستانه یک طوفان شن بزرگ ناپدید میشوند. با آغاز جستجوهای گسترده در بیابان های وسیع و خشن، رازهای سرکوب شده خانواده پارکر یکی پس از دیگری آشکار میشود و کاترین، که نقش نیکول کیدمن را بازی میکند، برای یافتن فرزندانش به مبارزه ای بی امان با طبیعت، جامعه و گذشته خود دست می زند. این فیلم درام روانشناختی محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی کیم فارنت، با بازی جوزف فاینس، هیو ویویامز و مدو گارسیا، داستانی عمیق و پرتنش را درباره از دست دادن، گناه و غرایز مادرانه روایت میکند.
خلاصه داستان: یک افسر نظامی بازنشسته به نام سرهنگ فرانک اسلید، مردی کور و تلخکام است که قصد خودکشی دارد. چارلی سیمز، دانشجوی جوان و نیازمند بورسیه، برای مراقبت از او در تعطیلات آخر هفته استخدام میشود. فرانک اسلید تصمیم میگیرد آخرین سفر مجلل خود را به نیویورک داشته باشد و چارلی را با خود میکشد. در این سفر، فرانک قصد دارد پس از لذت بردن از بهترین هتلها، رستورانها و تجربیات زندگی، خود را بکشد. اما رابطه عمیقی که بین این دو شکل میگیرد، زندگی هر دو را برای همیشه تغییر میدهد. آل پاچینو در نقش فرانک اسلید درخشان ظاهر شده و برای این نقش برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد شد. کریس اودانل نیز در نقش چارلی سیمز به خوبی در کنار او میدرخشد. این فیلم به کارگردانی مارتین برست محصول سال ۱۹۹۲ است و یکی از ماندگارترین فیلمهای دهه ۹۰ محسوب میشود.
خلاصه داستان: فیلمی به کارگردانی پیتر هاویت محصول سال ۱۹۹۸ با بازی گوئینت پالترو در نقش هلن، داستان زندگی زنی را روایت میکند که در یک لحظه سرنوشتساز، دو مسیر کاملاً متفاوت را تجربه میکند. هلن پس از اخراج از کارش، در ایستگاه مترو لندن به دو زمان مختلف میرسد: در یک زمان به موقع سوار مترو شده و شوهرش را با معشوقهاش در رختخواب میبیند، و در زمان دیگر به دلیل تاخیر چند ثانیهای، از مترو جا میماند و از خیانت بیخبر میماند. این دو مسیر موازی، عواقب و روابط عاشقانه کاملاً متفاوتی را برای هلن رقم میزنند و بیننده را به تأمل در مورد نقش تصادف و انتخاب در شکلدهی به سرنوشت انسان وامیدارند. جان هانا، جان لینچ و جین مور از دیگر بازیگران این فیلم هستند.
خلاصه داستان: در فیلم «نمک و آتش»، ورنر هرتسوگ کارگردان نامدار آلمانی، ما را به سفری مرموز و فلسفی در دل طبیعتی خشن و بکر میبرد. این فیلم که در سال ۲۰۱۶ ساخته شد، مایکل شنون، ورا فرمیگا و گائلم گارسیا برنال را در نقشهای اصلی به تصویر میکشد. داستان حول محور دکتر لورا سامرهالدر (با بازی فرمیگا)، یک دانشمند سازمان ملل، میچرخد که برای بررسی یک فاجعه زیستمحیطی در یک منطقه دورافتاده در بولیوی فرستاده میشود. او به همراه تیمش توسط مردی مرموز به نام ماتو (با بازی گارسیا برنال) ربوده شده و در یک منطقه بیابانی وسیع رها میشوند. در اینجا، آنها با یک چشم انداز سوررئال و تهدیدآمیز روبرو میشوند: یک دریاچه نمک وسیع که در اثر فعالیتهای صنعتی به وجود آمده و حالا به نمادی از قدرت ویرانگر انسان و طبیعت تبدیل شده است. فیلم با بهرهگیری از تصاویر نفسگیر و دیالوگهای کم، مخاطب را به تأمل در مورد رابطه انسان با محیط زیست، مسئولیتپذیری و مفهوم واقعی فاجعه وامیدارد. هرتسوگ در این اثر، که بر اساس داستان کوتاهی از تام بیسِل ساخته شده، بار دیگر علاقه خود به شخصیتهای حاشیهنشین و رویارویی انسان با نیروهای عظیم طبیعی را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: دو زن با شخصیتهای کاملاً متضاد در سواحل کالیفرنیا با هم آشنا میشوند و دوستی عمیقی را آغاز میکنند که تمام زندگی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. سیسی بلوم، خوانندهای پرتلاش و جاهطلب از خانوادهای یهودی، و هیلاری ویتنی، بازیگری ثروتمند و مرفه، در دوران کودکی با هم ملاقات میکنند و این آشنایی به دوستی مادامالعمری تبدیل میشود که با تمام فراز و نشیبهای زندگی، از جمله موفقیتهای شغلی، شکستهای عاطفی، ازدواج، طلاق و بیماری، به قوت خود باقی میماند. این فیلم که در سال ۱۹۸۸ توسط گری مارشال کارگردانی شده و با بازی درخشان بت میدلر و باربارا هرشی همراه است، داستانی احساسی و عمیق را درباره قدرت دوستی، فداکاری و پذیرش تفاوتها روایت میکند که تماشاگران را به سفری عاطفی فراموشنشدنی میبرد.
خلاصه داستان: استیون گلس، روزنامهنگار جوان و پرطرفدار مجله نیو ریپابلیک در سال ۱۹۹۸، با مقالات جذاب و داستانهای منحصربهفرد خود به ستارهی تحریریه تبدیل شده است. اما زمانی که وبسایت فوربز شروع به بررسی دقیق یکی از مقالات او میکند، حقیقت هولناکی آشکار میشود: بیشتر داستانهای گلس از تخیلات او سرچشمه گرفتهاند و او برای سالها با ساختن منابع و نقلقولهای دروغین، اعتماد سردبیران و همکارانش را به بازی گرفته است. این فیلم که در سال ۲۰۰۳ توسط بیلی ری ساخته شده و با بازی تحسینبرانگیز هیو دنسی در نقش گلس، همراه با پیتر سارسگارد و کلوئی سونی، داستان واقعی یکی از بزرگترین رسواییهای تاریخ روزنامهنگاری را روایت میکند و مرزهای میان شهرت و صداقت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: الکس (الکس پتیفر) یک پسر ثروتمند، مغرور و زیبارو در دبیرستانی در نیویورک است که به دلیل ظاهر بینقصش مورد تحسین همه قرار دارد. او که توسط پدر مجری تلویزیونی اش (پیتر کراوس) به اهمیت ظاهر و شهرت عادت کرده، با کریستا (ونسا هاجنز)، دختری که به تازگی به مدرسه آمده و به ظاهر اهمیت نمیدهد، مخالفت میکند. پس از تحقیر یکی از همکلاسیهایش به نام کندرا (ماری-کیت اولسن) در یک مهمانی، کندرا که در واقع یک جادوگر است، او را نفرین میکند و ظاهر الکس را به هیولایی زشت و ترسناک تبدیل میکند. برای شکستن این نفرین، الکس فقط یک سال فرصت دارد تا کسی را پیدا کند که او را به خاطر شخصیتش و نه ظاهرش دوست داشته باشد. پدرش او را در یک خانه بزرگ در منهتن تنها میگذارد و تنها خدمتکار وفادارش (نیل پاتریک هریس) و یک معلم خصوصی (لیزا گیبونز) در کنارش میمانند. در این مدت، الکس باید یاد بگیرد که زیبایی واقعی در درون انسان است و عشق حقیقی فراتر از ظواهر است.
خلاصه داستان: فیلم سیدنی وایت که در سال ۲۰۰۷ توسط جو نوسباوم کارگردانی شد، داستان دختری به نام سیدنی وایت (با بازی آماندا باینز) را روایت میکند که پس از مرگ مادرش، برای تحصیل به دانشگاه میرود و امیدوار است در انجمن خواهری که مادرش نیز زمانی عضو آن بوده، پذیرفته شود. اما راشل ویتچبرن (با بازی سارا پاکستون)، رئیس انجمن خواهری کاپا، سیدنی را تحقیر کرده و او را رد میکند. سیدنی ناامید به خوابگاه قدیمی و مخروبهای به نام وین-دایک پناه میبرد، جایی که با هفت دانشجوی مرد منزوی آشنا میشود. او به تدریج با این گروه دوست شده و متوجه میشود که آنها نیز توسط سیستم انجمنهای دانشجویی طرد شدهاند. سیدنی با الهام از داستان سفیدبرفی و هفت کوتوله، تصمیم میگیرد تا به همراه دوستان جدیدش، برای تغییر سیستم ناعادلانه دانشگاه و مقابله با ظلم راشل و انجمنهای خواهری، وارد رقابت انتخاباتی شورای دانشجویی شود.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۷، هنگامی که رباتهای غولپیکر جایگزین بوکسورهای انسانی شدهاند، چارلی کنتون (با بازی هیو جکمن)، بوکسور سابق و فروشنده دورهگرد ربات، با پسر یازدهسالهاش مکس (با بازی داکوتا گویو) که سالها از او دور بوده، روبرو میشود. پس از آنکه چارلی و مکس یک ربات قدیمی به نام «اتم» را از دل خاک بیرون میکشند، مکس کشف میکند که این ربات دارای قابلیتهای مبارزهای استثنایی است. با همکاری یکدیگر، پدر و پسر «اتم» را به یک مبارز قهار تبدیل میکنند و در مسابقات رباتهای جنگجو شرکت میدهند. این دو در این مسیر نه تنها برای قهرمانی میجنگند، بلکه سعی در ترمیم رابطهی از دست رفتهی خود و تبدیل شدن به یک خانواده واقعی دارند. شاون لوی این فیلم اکشن و خانوادگی را در سال ۲۰۱۱ کارگردانی کرده است.