خلاصه داستان: این درام انسانی و صمیمانه در یک «مدرسه آزاد» جریان دارد؛ فضایی آموزشی و متفاوت که در آن تاتسوکی با استفاده از هنر و بازی، به کودکانی که در مدارس معمولی با مشکل مواجه شدهاند کمک میکند تا احساس امنیت کرده و احساسات پنهان خود را ابراز کنند.
خلاصه داستان: داستان عشق ممنوعه میان «پچ»، نوازندهای بااستعداد اما فقیر که پدرش مخالف رویاهای اوست، و «دائو»، دختری ثروتمند که خانوادهاش برای آیندهاش تصمیم گرفتهاند. رابطه عاشقانه آنها در میان رقابتهای خانوادگی و یک تصادف سهمگین که زندگیشان را دگرگون میکند، به چالش کشیده میشود.
خلاصه داستان: نیناکو، دختر دبیرستانی سادهای که تا به حال عاشق نشده، با دیدن رن، محبوبترین پسر مدرسه، برای اولین بار طعم عشق را میچشد؛ اما متوجه میشود رن دوستدختر دارد. این آغاز ماجرایی پرفراز و نشیب از عشق اول، مثلثهای عاطفی و کشف احساسات واقعی در دوران نوجوانی است.
خلاصه داستان: این اثر زندگی پرفراز و نشیب کازوکو هوسکی، مشهورترین و جنجالیترین فالگیر ژاپن را به تصویر میکشد؛ زنی که با پیشبینیهای هولناکش جامعه را تکان داد. داستان از طریق مصاحبه یک رماننویس جوان با او روایت میشود
خلاصه داستان: در دوران پایانی شوگونسالی توکوگاوا، سامورایی جوانی به نام هیجیکاتا توشیزو در بحبوحه آشوبها و خیانتها به گروه شینسنگومی میپیوندد. او در کیوتو وارد نبردی سرنوشتساز میشود و باید میان وفاداری به سوگند، عشق و دوستی، و سرنوشت شومی که در انتظارش است، دست به انتخابی سخت بزند.
خلاصه داستان: بیلی، مدیرعامل یک اپلیکیشن دوستیابی، ناخواسته با شخصی دوست میشود که تشنه انتقام است. این دوستی تاریک و پنهان، نهتنها شرکت و خانوادهاش را در آستانه نابودی قرار میدهد، بلکه رویای او برای یافتن عشق واقعی را به یک کابوس تبدیل میکند.
خلاصه داستان: در اوایل دهه ۲۰۰۰، ابرقهرمانان جهان را تسخیر کردهاند و در ژاپن به عنوان نیروی نظامی شناخته میشوند، اما این کشور به دلیل قوانین اساسی خود فاقد قهرمان است. در این میان، «ناگاره» جوانی بیهدف که به خاطر عهدی شخصی هرگز دروغ نمیگوید، تلاش میکند تا جایگاه خود را در این دنیای عجیب پیدا کند.
خلاصه داستان: داستان درباره کوجو، وکیل مرموزی است که پروندههای خطرناک مافیا، یاکوزا و مجرمان سابقهدار را میپذیرد. او با جدا کردن قانون از اخلاق و به همراه همکار ایدهآلگرایش، در دنیای تاریک عدالت ژاپن به دنبال بهترین راهکارها برای موکلانش میرود و مرزهای اخلاقی را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: جونیچی و سه همکلاسیاش در کودکی، تفنگی را زیر یک درخت در حیاط مدرسه دفن میکنند و همقسم میشوند این راز را فاش نکنند. سالها بعد، جونیچی که اکنون یک کارآگاه پلیس است، در جریان پرونده یک قتل با عشق دوران کودکیاش به عنوان متهم روبرو میشود؛ در حالی که سلاح این جنایت، همان تفنگ دفنشدهی سالها پیش است.