خلاصه داستان: یک نوجوان آسیایی-آمریکایی و متعصب بسکتبال که فقط می خواهد غوطه ور شود و دختر را جذب کند، در نهایت در مورد خودش، بهترین دوستانش و مادرش چیزهای بیشتری یاد می گیرد.
خلاصه داستان: لورل و هاردی بر حسب تصادف سارق یک بانک را دستگیر میکنند. رئیس بانک برای تشکر حاضر میشود خواستههای آنها را اجابت کند. لورل و هاردی نیز که به تازگی به اهمیت تحصیل پی بردهاند از او میخواهند که آنها را به دانشگاه بفرستد. رئیس بانک موافقت میکند ولی در دانشگاه ماجراهای فراوانی انتظار آن دو را میکشد.
خلاصه داستان: معلمم دوستم رو خورد؛ فیلمی کمدی به کارگردانی خوزه سیرا است. داستان درباره پسر یازده سالهای به نام توماس است که در یک دنیای فانتزی که معمارش خود او است، زندگی میکند. اکنون او با معلمی مواجه شده است که یک هیولای بچهخوار است…
خلاصه داستان: میا متوجه می شود که سنگ جادویی او بخشی از یک پیشگویی باستانی است و سفری هیجان انگیز را به دورترین جزایر سنتوپیا آغاز می کند تا با یک شیطان بزرگ روبرو شود و سرنوشت خود را رقم بزند.
خلاصه داستان: دو بچه به نام های «جودی» و «پیتر» بازی سحرآمیزی را در خانه ای متروکه پیدا می کنند و مشغول بازی می شوند. ناگهان «آلن»؛ مرد بالغی که وقتی دوازده ساله بوده این بازی را کرده و از آن موقع تا به حال در آن گیر کرده است، از داخل آن بیرون می آید. تنها امید رهایی «آلن» این است که بتواند بازی را تمام کند
خلاصه داستان: اگر یک توله شیر در اتاق شما ظاهر شود چه می کنید؟ یک خواهر و برادر به نامهای "اینس" و "الکس"، وقتی یک توله شیر قاچاق شده را پیدا می کنند که از فرودگاه فرار کرده و به خانه آنها پناه برده است، بر سر یک دو راهی قرار میگیرند که...
خلاصه داستان: شعر لمیاء، انیمیشنی ماجراجویی به کارگردانی الکساندر کرونمر است. در مورد نوجوانی 12 ساله به نام لمیاء است که در جریان جنگ داخلی سوریه، زادگاهش حلب را به عنوان پناهنده ترک کرده است. در این میان او کتابی از اشعار شاعر مشهور ایرانی قرن سیزدهم، مولانا را پیدا میکند. این کتاب ارزشمند به زودی به دروازهای جادویی تبدیل میشود که در آن لمیاء همراه با مولانای جوان سفری خارقالعاده را برای دوری از جنگ آغاز میکند…
خلاصه داستان: مین سو یا سگ خود “رونی” زندگی میکند. او قصد دارد با نامزدش ازدواج کند اما موقعیتی غیرمنتظره باعث می شود تا به ناچار سگش را واگذار کند. او به همراه جین گوک سفری را برای یافتن یک سرپرست برای “رونی” آغاز می کنند…