خلاصه داستان: فیلم کمدی «تاندِراستراک» (۲۰۱۲) به کارگردانی جان وایتزل، داستان برایان (کوین دوراند)، یک بسکتبالیست خودخواه و مغرور را روایت میکند که به طور تصادفی با یک صاعقه جادویی، استعداد بسکتبالیست افسانهای، کوین دورانت (که در نقش خودش ظاهر میشود) را به دست میآورد. برایان که پیش از این بازیکنی متوسط بود، ناگهان به یک سوپراستار تبدیل میشود و تیم ضعیف اوکلاهاما سیتی تاندر را به سوی قهرمانی هدایت میکند. اما این استعداد جدید چالشهای اخلاقی و شخصیتی زیادی برای او به همراه دارد و او باید یاد بگیرد که چگونه با این قدرت جدید مسئولانه برخورد کند. در کنار دوراند و دورانت، بازیگرانی چون براندون تی جکسون، جیم بلوشی و تیلور گری در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: «بلو مای مایند» (۲۰۱۷) به کارگردانی لیزا برول و با بازی لوئنا شولتس در نقش میا، نوجوانی پانزده ساله را روایت میکند که در آستانه بلوغ، با تغییرات جسمی و روحی غیرمنتظرهای مواجه میشود. پس از نقل مکان به شهری جدید، میا تلاش میکند تا در جمع همسالانش پذیرفته شود و با تجربههای جدیدی مانند دوستیهای پرشور و مصرف مواد مخدر، هویت خود را بیازماید. اما به تدریج، تغییرات فیزیکی او شکل ترسناک و ماوراءطبیعی به خود میگیرند و او را در مسیری مرموز و برگشتناپذیر قرار میدهند. این فیلم با بهرهگیری از استعارههای عمیق، بلوغ را به مثابه تحولی شگرف و گاه هولناک به تصویر میکشد و مرزهای میان واقعیت و فانتزی را در هم میآمیزد. لوئنا شولتس با بازی درخشان خود، سفر درونی شخصیتش را با ظرافتی مثالزدنی به نمایش میگذارد و تماشاگر را تا آخرین لحظات درگیر این دگردیسی اسرارآمیز نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک گروه از استادان کونگفو که توسط استادشان گرد هم آمدهاند، با استفاده از مهارتهای رزمی خود در فوتبال، انقلابی در این ورزش به پا میکنند. استیون چو در نقش ستاره سابق فوتبال، هونگ (با بازی شائو یوِن)، را متقاعد میکند تا به عنوان مربی به تیم بپیوندد و آنها را برای مقابله با تیم شیطانی «تیم شیطان» آماده کند. این فیلم کمدی اکشن محصول سال ۲۰۰۱ هنگ کنگ به کارگردانی و بازیگری استیون چو، با ترکیب طنز و حرکات آکروباتیک، داستانی الهامبخش و خندهدار را روایت میکند که در آن قدرت روح و مهارتهای رزمی برای رسیدن به رویاها به کار گرفته میشوند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «بلانکانییِس» (Blancanieves) یک شاهکار سینمای صامت اسپانیایی به کارگردانی پابلو برخِر در سال ۲۰۱۲ است که داستان شنل قرمزی را در فضای اندلس دهه ۱۹۲۰ روایت میکند. این فیلم سیاه و سفید که با الهام از برادران گریم و فولکلور اسپانیایی ساخته شده، ماجرای کارمن، دختر یک ماتادور مشهور را دنبال میکند که پس از مرگ مادرش در زایمان و به کما رفتن پدرش، تحت سرپرستی مادرخواندهای شرور به نام انکارناسیون قرار میگیرد. کارمن که بعداً به «بلانکانییِس» (سفیدبرفی) معروف میشود، پس از سالها تحمل ظلم و ستم، به گروهی از کوتولههای ماتادور پناه میبرد و با کمک آنها به یک ماتادور زن تبدیل میشود. فیلم با بازی درخشان ماریبل وردو در نقش انکارناسیون و استفاده خلاقانه از موسیقی، تصاویر و نمادها، بازآفرینی منحصر به فردی از این افسانه کلاسیک را ارائه میدهد که جوایز متعددی از جمله جایزه گویا را از آن خود کرد.
خلاصه داستان: یک دختربچه یتیم به نام دوروتی گیل که پس از بازگشت از سرزمین جادویی اوز دچار بیخوابی شده، توسط عمهٔ خود برای درمان نزد پزشکی مرموز فرستاده میشود. در آنجا او به طور اسرارآمیزی به سرزمین اوز بازگردانده میشود، اما این بار این سرزمین توسط پادشاهی شرور به نام نوروم به ویرانهای تبدیل شده است. دوروتی با همراهی دوستان جدیدش شامل یک کدو تنبل سخنگو، یک صندلی چرخدار پرنده و یک سرباز حلبی، باید جواهرات جادویی گمشده را پیدا کند تا اوز را نجات دهد و به خانه بازگردد. این فیلم فانتزی تاریک محصول سال ۱۹۸۵ به کارگردانی والتر مریچ و با بازیگری فیبرا باک در نقش دوروتی ساخته شده است.
خلاصه داستان: این فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی لی جانگ و با بازی رز لسلی و هری ترداوی است. داستان درباره زوج تازهازدواجکردهای به نامهای بیا و پل است که برای ماه عسل به کلبهای دورافتاده در جنگل میروند. پس از چند روز، رفتار بیا به طور مرموزی تغییر میکند و پل متوجه میشود که همسرش دیگر آن زنی نیست که میشناخت. او سعی میکند راز این تغییرات ترسناک را کشف کند، اما هرچه بیشتر تلاش میکند، وضعیت بدتر و خطرناکتر میشود.
خلاصه داستان: ساتوکو، بازیگر افسانهای سینمای ژاپن، پس از سالها انزوا، با دو فیلمساز جوان ملاقات میکند و زندگی پر فراز و نشیب خود را برای آنها روایت میکند. داستان از دوران کودکی او در دهه ۱۹۳۰ آغاز میشود و با تعقیب عشقی گریزان در طول تاریخ ژاپن، از جنگ جهانی دوم تا دوران مدرن، ادامه مییابد. کارگردان خلاق، ساتوشی کن، با تلفیق خاطرات واقعی و صحنههای فیلمهای ساتوکو، مرز بین واقعیت و خیال را محو میکند و تماشاگر را در سفری شاعرانه و عمیقاً انسانی به قلب یک هنرمند غرق میکند. این انیمه که در سال ۲۰۰۱ میلادی ساخته شد، روایتی درخشان از عشق، از دست دادن و قدرت دگرگونکننده سینما است.
خلاصه داستان: ماتیلدا، دختر باهوش و خلاقی است که در خانوادهای سطحی و بیتوجه بزرگ شده و از عشق و محبت والدینش محروم است. پدر و مادرش او را درک نمیکنند و تنها دغدغهشان پول و ظواهر زندگی است. وقتی ماتیلا به مدرسه ابتدایی کِرَنْچم هال فرستاده میشود، با مدیر ترسناک و ظالم مدرسه، خانم تِرَنْچبال، مواجه میشود که تمام دانشآموزان را آزار میدهد. اما ماتیلا متوجه میشود که دارای قدرتهای فوقالعاده و ماوراءطبیعی است و با کمک معلم مهربانش، خانم هانی، و دوستانش، تصمیم میگیرد در برابر ظلم و ستم خانم ترانچبال بایستد و شرایط را برای همه دانشآموزان تغییر دهد. این فیلم محصول سال ۱۹۹۶ به کارگردانی دانی دوویتو، با بازی مارا ویلسون در نقش ماتیلا، دنی دوویتو و ریث پرل من در نقش والدینش، و پم فریس در نقش خانم ترانچبال است.
خلاصه داستان: در سرزمینی افسانهای به نام «زمیندریا»، پادشاهی با آشفتگی مواجه شده است: اژدهاها پس از قرنها بار دیگر در آسمانها ظاهر شدهاند و تعادل جهان را بر هم زدهاند. شاهزاده آرن، جوانی تیزهوش اما مضطرب، پس از طغیان علیه پدرش و ترک قصر، با گد (Ged) آشنا میشود که یکی از بزرگترین جادوگران زمانه است. گد که اکنون به عنوان یک راهب سیار زندگی میکند، در آرن استعداد و قدرتی خام اما فوقالعاده را میبیند و تصمیم میگیرد او را زیر بال خود بگیرد. سفر این دو نفر برای درک ریشههای این آشفتگی جهانی، آنها را با شخصیتهای گوناگونی از جمله ترنو، دختری سرسخت و مستقل، و کوب، جادوگری مرموز و قدرتمند که در پی کسب قدرت ابدی است، روبرو میسازد. این انیمیشن ژاپنی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی گورو میازاکی، بر اساس رمانهای پرفروش اورسولا ک. لو گویین ساخته شده و داستانی حماسی درباره رشد شخصی، مسئولیت، و تلاش برای بازگرداندن تعادل به جهانی پر از جادو و رمز و راز را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک دانشآموز نابغه به نام ویکاریا که با مرگ بیرحمانه برادرش در اثر خشونت باندهای خیابانی مواجه میشود، تصمیم میگیرد تا مرزهای علم و اخلاق را به چالش بکشد. او که معتقد است مرگ یک بیماری است و میتوان آن را درمان کرد، با استفاده از دانش عمیق خود در زمینه علوم، دست به کاری غیرقابل باور میزند: احیای برادر مردهاش. اما آنچه از دل این آزمایش ترسناک بیرون میآید، هیولایی است که کنترل آن از دست ویکاریا خارج میشود و جان همه اطرافیانش را به خطر میاندازد. این فیلم ترسناک علمی-تخیلی که در سال ۲۰۲۳ توسط بیمبو آکادیرویو کارگردانی شده، با الهام از رمان کلاسیک «فرانکنشتاین» اثر مری شلی، داستانی مدرن و پرتنش را روایت میکند و بازی تحسینبرانگیز لیلیا اسکالا در نقش شخصیت اصلی، عمق تراژدی و جاهطلبی را به تصویر میکشد.