خلاصه داستان: خلاصه داستان: کوه مقدس، شاهکار سوررئالیستی آلخاندرو خودوروفسکی محصول سال ۱۹۷۳، داستان مردی بیهویت (هوراسیو سالیناس) را روایت میکند که پس از تجربهی الهامبخش، به دنبال معنای زندگی و حقیقت میگردد. او با راهنمایی یک حکیم مرموز (با بازی خود خودوروفسکی)، به همراه هفت فرد قدرتمند از سیارههای مختلف، سفری روحانی و نمادین را برای رسیدن به کوه مقدس آغاز میکنند تا جاودانگی را از اساتید خردمند آن کوه بیاموزند. این سفر پر از صحنههای بصری خیرهکننده، نمادگرایی عمیق و نقد تند اجتماعی علیه نظامهای سرمایهداری، مذهبی و سیاسی است. فیلم با ترکیب عناصر عرفانی، فلسفی و روانکاوانه، مخاطب را به چالش کشیده و او را به تفکر وامیدارد.
خلاصه داستان: یک زن جوان و بیپروا به نام «بیاض» که در دنیای فانتزی قرون وسطایی زندگی میکند، به عنوان یک شکارچی هیولا و یک کلاهبردار حرفهای شناخته میشود. او که به دنبال کسب درآمد سریع و زندگی مرفه است، اغلب خود را در ماجراهای خطرناک و طنزآمیزی گرفتار میکند. همراه با یک گروه نامتعارف از جمله یک شوالیه نجیبزاده اما کمتجربه به نام «گوروی گابریف»، یک جادوگر قدرتمند و مرموز به نام «آملیا ویل تسا»، و یک راهب جنگجو به نام «زنگوریس»، بیاض در سراسر سرزمینهای مختلف سفر میکند. آنها با هیولاهای ترسناک، اشرار شیطانی و نیروهای تاریکی روبرو میشوند و در این میان، دشمن قدیمی بیاض به نام «ریونا گابریف» نیز نقشههای شوم خود را دنبال میکند. این مجموعه که بر اساس رمانهای سبک لایت نوول ساخته شده، ترکیبی از اکشن هیجانانگیز، کمدی موقعیت و عناصر فانتزی را ارائه میدهد و داستان ماجراجوییهای گروهی را روایت میکند که علیرغم تفاوتهایشان، برای مقابله با تهدیدات بزرگتر با هم متحد میشوند.
خلاصه داستان: بیل موری در نقش فرانک کراس، مدیر شبکه تلویزیونی بیرحم و ثروتمندی است که تنها به پول و موفقیت فکر میکند. در شب کریسمس، او مجبور میشود یک برنامه ویژه پرخرج را اجرا کند و همه کارمندانش را وادار به کار میکند. اما این شب برای فرانک متفاوت خواهد بود. او توسط روح شریک سابقش که هفت سال پیش درگذشته، ملاقات میشود و سپس سه روح دیگر او را ملاقات خواهند کرد: روح کریسمس گذشته، حال و آینده. این ارواح به فرانک نشان میدهند که چگونه حرص و طمع و بیتفاوتی او به دیگران، زندگیاش را نابود کرده و او را به انسانی تنها و تلخ تبدیل کرده است. فرانک با دیدن گذشتهاش، عشق از دست رفتهاش کلر را به یاد میآورد و با مشاهده آیندهای ترسناک، درمییابد که باید تغییر کند. این کمدی مدرن که در سال ۱۹۸۸ توسط ریچارد دانر کارگردانی شده، بازسازی خلاقانهای از داستان کلاسیک «سرود کریسمس» چارلز دیکنز است.
خلاصه داستان: «سکس و ذن» (۲۰۱۱) فیلمی اروتیک-فانتزی به کارگردانی کریستوفر سان است که بر اساس رمان مشهور چینی «سفر به غرب» ساخته شده است. داستان در چین باستان میگذرد و حول محور مرد جوانی به نام «وای یانگ» (با بازی هیرویوکی ایگاراشی) میچرخد که با وجود داشتن همسر زیبا، از ناتوانی جنسی رنج میبرد. او برای یافتن درمان، سفری خطرناک را آغاز میکند و در این راه با راهبهای فریبنده به نام «بانوی آهنین» (با بازی رینا ساواکاوا) و راهبی مرموز به نام «استاد ذن» (با بازی تونی هو) مواجه میشود. این فیلم با صحنههای جسورانه و پر زرق و برق، داستانی از وسوسه، شهوت و جستجوی لذت را روایت میکند که در نهایت به کشف معنای واقعی عشق و رضایت منجر میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: جس آرونز، نوجوانی تنها و خلاق در خانوادهای فقیر است که با مشکلات مالی و قلدریهای مدرسه دست و پنجه نرم میکند. زندگی او با ورود لزلی برک، همسایه جدید و دختری با تخیل قوی، دگرگون میشود. آنها در جنگلی نزدیک خانهشان، پادشاهی خیالی به نام ترابیتیا را میسازند و با هم به ماجراجوییهای شگفتانگیزی میروند. این دوستی عمیق به جس کمک میکند تا خود واقعیاش را پیدا کند و با ترسهایش روبرو شود. اما این دنیای زیبا با حادثهای غمانگیز برای همیشه تغییر میکند و جس باید یاد بگیرد که چگونه با غم از دست دادن دوستش کنار بیاید و میراث او را زنده نگه دارد. این فیلم در سال ۲۰۰۷ توسط گابور چوپو ساخته شده و جاش هاچرسون و آنا سوفیا راب در نقشهای اصلی بازی میکنند.
خلاصه داستان: شاهزاده مونونوکه، شاهکار انیمهای هایائو میازاکی در سال ۱۹۹۷، داستان آشیتاکا، شاهزادهی جوانی از قبیله امیشی را روایت میکند که توسط خدای گراز نعرهکشی نفرین شده و برای یافتن درمانی برای این طلسم مرگبار، سرزمین مادری خود را ترک میکند. او در سفر خود به سرزمینی افسانهای میرسد که در آن جنگ میان خدایان حیوانات جنگل به رهبری گرگ سفید مورو و سان، دختری که توسط گرگها بزرگ شده و به «شاهزاده مونونوکه» معروف است، و انسانهای ساکن شهر آهنگری تتارابایاشی به رهبری بانوی آهنین، لیدی ابوشی، در جریان است. آشیتاکا در میانه این درگیری قرار میگیرد و تلاش میکند تا میان طبیعت و تمدن، و ویرانی و بقا، صلح برقرار کند.
خلاصه داستان: نوجوانی یتیم به نام سیندرلا در کنار نامادری سختگیر و خواهر ناتنیاش زندگی میکند و با وجود تمام سختیها، رویای رسیدن به شادی را در سر میپروراند. روزی شاهزاده جوانی برای شکار به جنگل نزدیک خانهشان میرود و سیندرلا در لباس پسرانه با او آشنا میشود. زمانی که شاهزاده تصمیم میگیرد در یک مسابقه بزرگ شرکت کند و قول میدهد با برنده ازدواج کند، سیندرلا با کمک پیرزنی مهربان و سه آرزوی جادویی، در مسابقه شرکت کرده و همه را مبهوت استعداد و شجاعت خود میکند. این فیلم اروپایی محصول سال ۱۹۷۳ به کارگردانی واتسلاو وورلیچک با بازی لیبوشه شافرنووا در نقش سیندرلا، قصهای کلاسیک را با حال و هوایی تازه و جذاب روایت میکند.
خلاصه داستان: در نیویورک، سه دانشمند پارانرمال با استعداد اما اخراج شده از دانشگاه - دکتر پیتر ونکرمن، دکتر ریموند استنتز و دکتر ایگون اسپنگلر - کسب و کار غیرعادی خود را با نام "شکارچیان روح" راه می اندازند. این گروه که توسط وینستون زیدمور تقویت می شود، با استفاده از فناوری های نوآورانه خود به مبارزه با ارواح شیطانی و موجودات فراطبیعی می پردازند که شهر را به وحشت انداخته اند. وقتی موجودی باستانی و قدرتمند به نام گوزر به رهبری ایگون اسپنگلر شرور ظاهر می شود، شکارچیان روح باید تمام مهارت ها و شوخ طبعی خود را به کار گیرند تا شهر را نجات دهند و ثابت کنند که خدمات فراطبیعی آنها ضروری است. این کمدی علمی تخیلی کلاسیک ۱۹۸۴ به کارگردانی ایوان رایتمن، با بازی بی نظیر بیل مری، دن آیکروید، هارولد رمیس و ریگان مک کینون، ترکیبی بی نظیر از خنده، هیجان و اکشن را ارائه می دهد که برای نسل ها ماندگار شده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «برند آپون ده برین!» محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی گای مدین، یک اثر سینمایی تجربی و سورئال است که با تکنیکهای بصری منحصربهفرد و روایتی غیرخطی، داستان گِیزبی را روایت میکند که به جزیرهی کودکی خود بازمیگردد تا خانهی پدر و مادرش را رنگآمیزی کند. در این بازگشت، او خاطرات گذشته را مرور میکند: دوران کودکی در پرورشگاهی که والدینش اداره میکردند، رابطهی پیچیده با مادر سلطهگرش، و ملاقات با دو کارآگاه نوجوان به نامهای وندی و چشایر که برای حل معمای مرموزی به جزیره آمدهاند. فیلم با ترکیب عناصر درام، معمایی و ترسناک، کاوشی شاعرانه در حافظه، هویت جنسی و روابط خانوادگی ارائه میدهد و با استفاده از جلوههای بصری خلاقانه و موسیقی متن، فضایی رویاگونه و فراموشنشدنی خلق میکند.
خلاصه داستان: فرانسیس فورد کوپولا در سال ۲۰۱۱ با فیلم «توییست» به دنیای سینما بازگشت و اثری را خلق کرد که آمیزهای از سبک گوتیک، تعلیق روانشناختی و عناصر وهمآلود است. داستان حول محور هال بیلبورو، نویسندهای موفق در زمینه رمانهای ترسناک (با بازی وال کیلمر) میچرخد که برای امضای کتابش به شهری کوچک و مرموز سفر میکند. او در آنجا با شخصیتهای عجیبی از جمله یک کلانتر غمگین (با بازی بروس درن) و دختری اسرارآمیز به نام وی (با بازی ال فنینگ) آشنا میشود. هال به تدریج درگیر پرونده قتلی حلنشده میشود که با کابوسهای خودش و مرگ دخترش در گذشته گره خورده است. مرز میان واقعیت و خیال در این فیلم کمرنگ میشود و تماشاگر را در فضایی پرابهام و رویایی غرق میکند. کوپولا با استفاده از تصاویر رویایی و موسیقی جوی فولر، اثری شخصی و تجربی را ارائه میدهد که بیشتر از آنکه یک تریلر مرسوم باشد، سفری به درون ذهن یک هنرمند و مواجهه او با گذشتهای تاریک است.