خلاصه داستان: "پرنس قهوه" داستان گو اون چان رو روایت میکنه، یه دختر تامبوی که بهخاطر شباهتش به پسرا، توی یه کافیشاپ مردونه استخدام میشه. اونجا با چوی هان گیول، صاحب مغازه که فکر میکنه اون چان پسره، کار میکنه. هان گیول که با فشار خانوادگی برای ازدواج روبهروئه، با اون چان یه رابطه عجیب شروع میکنه و کمکم عاشقش میشه، بدون اینکه بدونه اون دختره.
خلاصه داستان: "قهوه، لطفاً" داستان لی سول بی رو روایت میکنه، یه دختر چاق و مهربون که دستیار یه نویسنده وبتونه. اون عاشق قهوههای یه کافیشاپ خاصه که صاحبش، ایم هیون وو، یه باریستای خوشتیپه. یه روز، سول بی یه قهوه جادویی میخوره و به یه دختر زیبا تبدیل میشه! حالا با این ظاهر جدید، دنبال عشق و اعتماد به نفس میگرده، اما نمیدونه این تغییر چقدر دووم داره.
خلاصه داستان: "نزدیکتر به بهشت" داستان لی جی سو رو روایت میکنه، یه مدیر مراسم تدفین که دو بار طلاق گرفته و با مرگ و از دست دادن غریبه نیست. اون با دوست قدیمیش، بک جونگ وو، که از جوونی با بیماری لاعلاج لو گهریگ دستوپنجه نرم میکنه، دوباره روبهرو میشه. این دو عاشق هم میشن و ازدواج میکنن، اما وقتی علائم جونگ وو بدتر میشه، جی سو فقط میخواد کنارش بمونه و به یه معجزه امیدوار باشه.
خلاصه داستان: "کلیک کن روی قلبم" داستان مین آه رو روایت میکنه، یه دختر دبیرستانی شاد اما دستوپاچلفتی که بهخاطر بدشانسیهاش توی مدرسه منزوی شده. چهار پسر متفاوت—رو وون، یه pitcher بیسبال معروف؛ دا وون، یه دوست قدیمی و باهوش؛ جو هو، یه خلافکار با قلب مهربون؛ و چا نی، یه رقصنده گروه موسیقی—بهش علاقهمند میشن. این سریال یه ماجراجویی تعاملیه که بینندهها میتونن پایانش رو با انتخابشون مشخص کنن.
خلاصه داستان: "حالا با اشتیاق تمیز کن" داستان جانگ سون گیول رو روایت میکنه، یه مدیر خوشتیپ شرکت نظافت که وسواس تمیزی داره و از میکروبا متنفره. اون با گیل اوه سول، یه دختر شلخته و پرانرژی که دنبال کار میگرده، روبهرو میشه. اوه سول توی شرکتش استخدام میشه و این دو که مثل آب و آتیشن، کمکم به هم نزدیک میشن و با عشق و خنده، دنیای همدیگه رو عوض میکنن.
خلاصه داستان: "خیابان سینما" داستان سونهوا رو روایت میکنه، یه مدیر لوکیشن توی بوسان که عاشق کارش و شهرشه. یه روز به یه پروژه جدید ملحق میشه و با دو یونگ، کارگردان پروژه و دوستپسر سابقش که برای دنبال کردن رویاهاش به سئول رفته بود، روبهرو میشه. اونا که قبلاً عاشق هم بودن، حالا باید بهعنوان همکار کنار هم کار کنن، اما گذشتهشون و احساسات قدیمیشون همهچیز رو پیچیده میکنه.
خلاصه داستان: "سیندرلا و چهار شوالیه" داستان اون ها وون رو روایت میکنه، یه دختر شاد و سختکوش که آرزو داره معلم بشه، اما بعد از مرگ مادرش با نامادری و خواهرناتنیش زندگی سختی داره. اون با یه پیرمرد ثروتمند آشنا میشه که بهش پیشنهاد میده توی عمارتش با سه نوه خوشتیپش—کانگ جی وون، هیون مین و سو وو—و یه بادیگارد مرموز، کانگ سونگ یون، زندگی کنه تا اونا رو آدم کنه. این ماجرا به یه داستان عاشقانه و کمدی پر از پیچش تبدیل میشه.
خلاصه داستان: "وقایع زندگی" داستان امپراتور کانگ شی رو روایت میکنه که توی شانزدهسالگیش، خائن اوبوی و متحداش رو نابود میکنه. یه سوءتفاهم باعث میشه یه افسر وفادار و شاهزاده مغول چاهار، وی آبونای، بهعنوان شورشی شناخته بشه و خانوادش به مرگ محکوم بشن. لیانگئر دهساله، که شاهد مرگ پدر و مادر و برادرشه، فرار میکنه و با کانگ شی جوون که از دشمناش فرار کرده، روبهرو میشه. بدون اینکه از پیشینه هم بدونن، این دو یه رابطه پیچیده شروع میکنن که با عشق، انتقام و رازهای گذشته گره میخوره.
خلاصه داستان: "کریسمس در آگوست" داستان جونگ وون رو روایت میکنه، یه عکاس سی و چند ساله که توی سئول یه مغازه عکس کوچیک داره. اون که میدونه به یه بیماری لاعلاج مبتلاست، روزاش رو آروم و ساده میگذرونه تا اینکه با دا ریم، یه مأمور پارکینگ جوون، آشنا میشه. این دو کمکم به هم نزدیک میشن، اما جونگ وون قبل از اینکه عشقشون عمیقتر بشه، تصمیم میگیره به خاطر حالش از دا ریم فاصله بگیره.
خلاصه داستان: "ماشین تحریر شیکاگو" داستان هان سه جو رو روایت میکنه، یه نویسنده معروف که توی اوج موفقیتش با بحران خلاقیت روبهرو میشه. اون با یو جین اوه، یه طرفدار عجیب و غریب، و جون سول، یه نویسنده شبح مرموز، همراه میشه. این سه نفر کمکم میفهمن که توی زندگی قبلیشون توی دهه ۱۹۳۰، توی کره تحت اشغال ژاپن، مبارز آزادیخواه بودن و با یه ماشین تحریر قدیمی به هم وصل شدن. حالا باید رازهای گذشتهشون رو حل کنن.