خلاصه داستان: فیلم «رولینگ تاندر» (Rolling Thunder) یک اثر هیجانانگیز و اکشن محصول سال ۱۹۷۷ آمریکا است که داستان یک سرباز کهنهکار ویتنام به نام «مینور» را روایت میکند که پس از بازگشت به خانه با مشکلات روحی ناشی از جنگ دست و پنجه نرم میکند. زندگی او زمانی که یک باند خلافکار به خانهاش حمله کرده و خانوادهاش را به قتل میرسانند، به کابوس تبدیل میشود. مینور با کمک یک دوست قدیمی، برای انتقامگیری از قاتلان همسر و فرزندش دست به عمل میزند.
خلاصه داستان: Rippy 2025 داستان یک تمساح غولپیکر به نام ریپی را روایت میکند که در یک مزرعه خانوادگی در تگزاس پرورش یافته و حالا به دنبال قربانیان جدیدی در شهر کوچکی است. اهالی این شهر باور دارند که افسانهی تمساح هیولا درست است، اما هیچکس فکر نمیکند که این موجود درست در حیاط خلوت آنها زندگی میکند. با نزدیک شدن به جشنوارهی سالانهی شهر، ریپی از قفس خود فرار میکند و باعث وحشت و هرجومرج در میان ساکنان میشود که باید برای زنده ماندن با این شکارچی بیرحم بجنگند.
خلاصه داستان: داستان فیلم «مسیر رزرو» (Reservation Road) در سال 2007 روایتگر تراژدی دلخراشی است که پس از یک تصادف رانندگی در جادهای خلوت آغاز میشود. اتان لورن، استاد دانشگاه، به همراه همسر و دو فرزندش در حال بازگشت از یک کنسرت هستند که پسر کوچکشان، جاش، در حین بازی با آتشبازی در حاشیه جاده توسط خودروی دیگری زیر گرفته و کشته میشود. راننده جوان، لئو، که به شدت وحشت زده است، پا به فرار میگذارد. این حادثه زندگی دو خانواده را در مسیری ناگوار قرار میدهد؛ اتان در جستجوی انتقام است و لئو با عذاب وجدان و ترس از افشای حقیقت دست و پنجه نرم میکند. در این میان، وکیل و دوست اتان، وارد، که خود نیز از قربانیان این حادثه است، با احساساتی متناقض روبرو میشود چرا که لئو برادرزاده اوست و...
خلاصه داستان: فیلم «کارگزاران» (Repo Men) در سال 2010 داستان مردی به نام رودی (با بازی جود لا) را روایت میکند که به همراه همکارش فرانک (با بازی فارست ویتاکر) برای شرکتی به نام «یونایتد» کار میکنند که اندامهای مصنوعی پیشرفتهای را به افراد بیمار پیوند میزند. اما اگر کسی در پرداخت اقساط گزاف این اندامها عقب بیفتد، وظیفه آنهاست که با خشونت آنها را پس بگیرند. وقتی خود رودی دچار نارسایی قلبی میشود و از همین فناوری استفاده میکند، پس از مدتی متوجه میشود که در پرداخت اقساطش مشکل دارد و حالا او باید از دست همکاران سابقش که به دنبال پس گرفتن قلبش هستند، فرار کند.
خلاصه داستان: فیلم «تسلیم» (Rendition) داستان یک زن مصری-آمریکایی به نام ایزابل الست را روایت میکند که پس از ناپدید شدن همسرش، انیس الجماری، در سفر کاری به واشنگتن، برای یافتن او دست به تحقیق و جستجو میزند. در همین حال، انیس در یک زندان مخفی در کشوری خاورمیانهای (که نامش ذکر نشده) تحت بازجویی و شکنجه قرار میگیرد تا اطلاعاتی درباره یک حمله تروریستی احتمالی به دست آورد. این فیلم به بررسی پیامدهای سیاست «تسلیم» (Rendition) دولت آمریکا میپردازد که متهمان تروریستی را به کشورهای ثالث برای بازجویی منتقل میکند.
خلاصه داستان: فیلم «ریلی» (Relay) داستانی هیجانانگیز و مرموز را روایت میکند که در سال ۲۰۲۴ اکران شده است. این فیلم درباره یک واسطه مرموز است که در یک شب بارانی، با یک زن جوان که از دست یک باند خلافکار فرار میکند، تماس میگیرد. با پیچیدهتر شدن داستان، مرز بین حقیقت و دروغ، و میانجی و مجرم، به تدریج محو میشود و او را در یک توطئه خطرناک گرفتار میکند.
خلاصه داستان: سال ۲۰۱۸، دومینا اگوروا، بالرین حرفهای که به دلیل آسیب دیدگی مجبور به ترک صحنه شده، توسط عموی خود که یک مقام اطلاعاتی روسیه است، به مدرسهی جاسوسی فرستاده میشود تا با آموزشهای ویژه به یک «سپارو» تبدیل شود. او در این مسیر باید از تمام مهارتهای فریب و دسیسهچینی خود استفاده کند تا مأمور سیآیای را که به نظر میرسد عاشقش شده، شکار کند، اما در دنیای پر از خیانت و دوگانگی، مرز بین دوست و دشمن به سرعت محو میشود.
خلاصه داستان: فیلم چشم قرمز (Red Eye) در سال 2005 داستان لیز راین را روایت میکند که در یک پرواز شبانه به دالاس با مردی به نام جکس ریتر آشنا میشود. اما این آشنایی به سرعت به یک کابوس تبدیل میشود، زمانی که جکس که یک تروریست است، به لیز اطلاع میدهد که پدرش را به گروگان گرفته و او را مجبور میکند تا در تروری که در هتل محل اقامتش در دالاس برنامهریزی شده، به او کمک کند. لیز که در فضای بسته هواپیما گیر افتاده، باید با هوش و زیرکی خود را نجات دهد و نقشه شوم تروریست را خنثی کند.
خلاصه داستان: فیلم «ریبِرث» (Rebirth) داستان مردی به نام فرانک را روایت میکند که در سال ۲۰۱۶ درگیر یک رابطه خستهکننده و روزمره شده است. او که احساس میکند زندگیاش نیاز به تغییر و تحول اساسی دارد، بهطور ناگهانی با یک گروه مرموز به نام «ریبِرث» مواجه میشود که ادعا میکنند میتوانند او را به فردی کاملاً جدید و متحولشده تبدیل کنند. با ورود به این گروه، فرانک وارد یک سفر روانشناختی و فیزیکی عجیب میشود که مرزهای واقعیت و هویت را به چالش میکشد و او را با ترسها و خواستههای عمیق خود روبرو میسازد.
خلاصه داستان: پ.س. ۱۹۵۴) یک عکاس خبری به نام لیف اریکسون (با بازی جیمز استوارت) است که به دلیل شکستگی پایش در یک آپارتمان در محلهای مسکونی در نیویورک محبوس شده است. او برای گذراندن وقت، از پنجره آپارتمانش همسایگانش را تماشا میکند و به تدریج شاهد یک قتل احتمالی در خانه همسایهاش، آقای تورسو (ری بن)، میشود. با کمک نامزدش، لیزا (گریس کلی)، و پرستارش، استلا (تلمه رایلی)، او تحقیقات خود را آغاز میکند و در نهایت با قاتل روبرو میشود.