خلاصه داستان: یک مرد کهنهکار سازمان سیا به نام اتان رنر، پس از سالها خدمت در دنیای تاریک جاسوسی، تصمیم میگیرد برای نزدیک شدن به خانوادهاش، به خصوص دختر نوجوانش زویی، بازنشسته شود. او به پاریس میرود تا با همسر سابقش کریستین و دخترش زندگی جدیدی را آغاز کند. اما دنیای جاسوسی به این راحتی او را رها نمیکند. یک مأمور مرموز به نام ویوین به او پیشنهادی وسوسهانگیز میدهد: یک داروی آزمایشی که میتواند زندگی او را نجات دهد، در ازای انجام یک مأموریت نهایی. اتان باید در عرض سه روز یک تروریست خطرناک بینالمللی به نام «گرگ» را به دام بیندازد. او در این مسیر با چالشهای بزرگی روبرو میشود: تعادل بین وظیفهی مرگبارش به عنوان یک مأمور و مسئولیتاش به عنوان یک پدر. در حالی که زمان به سرعت میگذرد، اتان باید بین نجات جهان و نجات خانوادهاش یکی را انتخاب کند. این فیلم اکشن در سال ۲۰۱۴ توسط مکجی کارگردانی شده و کوین کوستنر، امبر هرد و هیلی استاینفلد در نقشهای اصلی به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: یک کارآفرین ثروتمند و بیرحم به نام الوین استراکر (پل مزورسکی) نقشه قتل همسر سابق خود، لورنا (تری هچر) را میکشد و برای این کار دو آدمکش حرفهای به نامهای لی وکس (جیمز اسپیدر) و داچمن (دنی آیلو) را استخدام میکند. اما این طرح ساده به سرعت به هم میریزد و منجر به یک سری درگیریهای مرگبار و طنزآمیز بین شخصیتهای مختلف از جمله یک کارآگاه خسته (جف دانیلز)، یک مأمور سابق افبیآی (اریک استولتز)، یک هنرمند شکستخورده (گرگ کرین) و یک ماساژدرمانگر (گل چین) در دره سن فرناندو میشود. در طول دو روز، سرنوشت این افراد به شکلی غیرمنتظره به هم گره میخورد و هر کدام برای بقا تلاش میکنند. جان هرزفیلد این فیلم نوآر کمدی سیاه را در سال ۱۹۹۶ کارگردانی کرده است.
خلاصه داستان: یک زن جوان به نام سارا که از شهرستان به لس آنجلس نقل مکان کرده، در جستجوی یک زندگی جدید به آپارتمانی در یک مجتمع مسکونی به ظاهر آرام و دوستانه به نام «1BR» نقل مکان میکند. او به زودی متوجه میشود که این جامعه بر اساس مجموعهای از قوانین سخت و عجیب اداره میشود و ساکنان آن به طور وسواسگونهای از این قوانین پیروی میکنند. زمانی که سارا سعی میکند استقلال خود را حفظ کند و از هنجارهای جامعه سرپیچی نماید، با واکنش شدید و خصمانهای از سوی همسایگان و مدیر ساختمان مواجه میشود. او به تدریج درمییابد که این مجتمع مسکونی در واقع یک فرقه مخوف است که قصد دارد هویت و آزادی او را از بین ببرد و او را به عضوی مطیع و یکسانسازی شده در جامعه خود تبدیل کند. این فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی دیوید مارمور، با بازی نیکول برایون، نقش مخوف یک جامعه به ظاهر ایدهآل را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه روانپریش به نام گوتم، که در لندن زندگی میکند، مدعی است که والدینش در کودکی توسط یک گروه قاچاق انسان به قتل رسیدهاند. او که با توهمات و خاطرات مبهم از آن واقعه دست و پنجه نرم میکند، در تلاش است تا حقیقت را کشف کند. همسر و پسرش، که تنها تکیهگاه او هستند، سعی میکنند به او کمک کنند، اما دشمنان قدرتمند و توطئههای پیچیده، راه را بر او دشوار میکنند. این فیلم اکشن و روانشناختی محصول سال ۲۰۱۴ هند، به کارگردانی سوکومار و با بازی ماهش بابو در نقش اصلی، مخاطب را در یک سفر پرپیچ و خم از واقعیت و توهم همراهی میکند.
خلاصه داستان: فیلم مهیج و سیاهسینمایی «۱۳ تزامتی» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی جلا بابوآنی، داستان مرد جوان و فقیری به نام سباستین را روایت میکند که در آستانه ورشکستگی قرار دارد. او با مرگ ناگهانی یکی از مشتریانش، صندوقچهای حاوی یک نقشه و بلیت قطار را پیدا میکند. سباستین که چیزی برای از دست دادن ندارد، تصمیم میگیرد به جای آن مرد مرحوم، در یک رویداد مرموز و زیرزمینی شرکت کند، غافل از اینکه این سفر او را به قلب دنیای خطرناک و مرگبار بازیهای روسی رهن میکند. این فیلم با بازی ژرژ بابوآنی و فیلمبرداری هنرمندانه در سبک سیاهسینما، فضایی پرتنش و نفسگیر را خلق کرده است.
خلاصه داستان: «ماسک میمون» (۲۰۰۰) فیلمی جنایی و دراماتیک به کارگردانی سامانتا لنگ با بازی سوزی پورتر در نقش جیل فیتزپاتریک، یک کارآگاه خصوصی همجنسگرا که برای کشف راز قتل یک شاعر جوان به نام میکی نوریس (آبیگیل راجرز) استخدام میشود. جیل در حین تحقیقات خود با دیانا (کلی مککیلیس)، استاد دانشگاه و مادر میکی، روبرو میشود و به تدریج درگیر رابطهای عاشقانه و پیچیده با او میشود. این رابطه او را در مسیری تاریک و خطرناک قرار میدهد که مرزهای میان عشق، شهوت و جنایت را در هم میآمیزد. فیلم که بر اساس رمانی به همین نام از دوروتی پورتر ساخته شده، فضایی پرتنش و اروتیک را با بازیهای قدرتمند بازیگرانش به تصویر میکشد و مخاطب را تا انتها در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک دانشمند جوان به نام جان فلمینگ در رصدخانه ای در بریتانیا مشغول کار است که سیگنالهای مرموزی از کهکشان آندرومدا دریافت میکند. این سیگنالها حاوی دستورالعملهایی برای ساخت یک ابرکامپیوتر پیشرفته هستند. دولت بریتانیا پروژهای سری را برای ساخت این کامپیوتر آغاز میکند و دانشمندی به نام رینهارد را مسئول آن میکند. با فعال شدن کامپیوتر، موجودی به نام آندرومدا به شکل زنی جوان به نام جودی ایجاد میشود. فلمینگ متوجه میشود که آندرومدا قصد دارد کنترل دانش و فناوری زمین را به دست بگیرد و تمدن بشری را تحت سلطه خود درآورد. او باید با کمک همکارانش راهی برای متوقف کردن این موجود فرا زمینی پیدا کند. این مینیسریال علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۰۶ بریتانیا به کارگردانی جان استریکلند و با بازی تام هارپر، کلیلی هولز، جین آشر و چارلی کاکس است که بر اساس رمانی از فرد هویل و جان الیوت ساخته شده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: آلن و بنیادا، زوجی موفق که به تازگی به خانهای جدید نقل مکان کردهاند، زندگی آرامی را میگذرانند. آلن که یک مخترع است، مشغول کار بر روی پروژهای پیشرفته است. اما این آرامش با ورود رئیس آلن، ریچارد، و همسر مرموز او، آلیس، به مهمانی شامی که آنها ترتیب دادهاند، به هم میریزد. رفتار عجیب و وسواسگونه آلیس، مهمانی را به کابوسی تبدیل میکند و پس از آن، وقایع غیرمنتظره و ترسناکی زندگی زوج جوان را تحت تأثیر قرار میدهد. حضور نمادین یک «لمینگ» (نوعی جونده) در لولههای خانه، به عنوان نشانهای از شومی و ورود پدیدههای غیرقابل توضیح، فضایی روانشناختی و دلهرهآور را رقم میزند. فیلم «لمینگ» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی دومینیک مول و با بازی شارلوت رمپلینگ، شارلوت گنزبور، آندره دوسولیه و لوران لوکاس، اثری ژرف و ترسناک است که مرزهای واقعیت و توهم را در هم میآمیزد.
خلاصه داستان: این فیلم علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی مت اوستین و با بازی برندون روث، کیتلین کارمیشل، دانیل مک، تام کاوانا و دینا مایر است. داستان چهار فضانورد را دنبال میکند که برای شبیهسازی یک مأموریت ۴۰۰ روزه به مریخ در یک محیط ایزوله قرار میگیرند. اما پس از مدتی، وقایع غیرمنتظره و توهمآمیزی رخ میدهد که مرز بین واقعیت و خیال را محو میکند و آنها را با چالشهای روانی و اخلاقی عمیقی مواجه میسازد.
خلاصه داستان: دو دوست صمیمی به نامهای جک و تایلر که در زندگی با مشکلات مالی و شخصی دست و پنجه نرم میکنند، در یک روز عادی در شهر، شاهد یک سرقت مسلحانه از یک بانک توسط یک گروه خلافکار حرفهای میشوند. در پی این حادثه، آنها به طور اتفاقی کیف پول یکی از سارقان را که حاوی سرنخهای مهمی است، پیدا میکنند. این کشف تصادفی، زندگی آرام آنها را به کلی دگرگون میکند و آنها را وارد دنیای خطرناک جنایتکاران میکند. حالا با گذشت هر ثانیه، زمان برایشان ارزشی حیاتی پیدا میکند. آنها تنها ۷۲ ساعت فرصت دارند تا با استفاده از این اطلاعات، نقشهای برای نجات خود و شاید رسیدن به ثروتی ناگهانی بکشند، اما باید از دست پلیس و جنایتکارانی که به دنبالشان هستند، فرار کنند. در این تعقیب و گریز نفسگیر، وفاداری و دوستی آنها در معرض بزرگترین آزمایش زندگیشان قرار میگیرد.