خلاصه داستان: دریا، دختر نوجوان ایرانی که برای فرار از جنگ به لوسآنجلس پناه برده، با مردی جذاب به نام سام ازدواج میکند. اما این ازدواج رویایی به سرعت به کابوسی تاریک از کنترل و وسواسهای بیمارگونه تبدیل میشود و او را وارد مسیر فراری خطرناک برای نجات جانش میکند.
خلاصه داستان: داستان دختری شجاع در یکی از روستاهای ایران که به عنوان اولین زن عضو شورای محلی انتخاب میشود. او با آموزش موتورسواری به دختران نوجوان و مبارزه با ازدواج زودهنگام، در برابر سنتهای کهن و فشارهای جامعه پدرسالار قد علم میکند تا تغییری بزرگ رقم بزند.
خلاصه داستان: ماریا آنخلس، زن ۷۹ سالهای که در تنگه مراکش زندگی آرامی دارد، با ورود دخترش برای فروش خانه قدیمیشان با چالشی بزرگ روبرو میشود. او که مصمم است از خانه و خاطراتش محافظت کند، وارد مبارزهای سخت میشود و در این مسیر، به طور غیرمنتظرهای عشق و شور زندگی را دوباره کشف میکند.
خلاصه داستان: این مستند تاریخی و تکاندهنده به بررسی ۳۳ تصویر بسیار نادر و پنهانشده از شورش گتوی ورشو در آوریل ۱۹۴۳ میپردازد؛ عکسهایی که توسط یک آتشنشان لهستانی مخفی شده و پس از دههها دوباره آشکار میشوند تا روایتی عمیق و ناگفته از زندگی و بقای انسانها در تاریکترین روزهای جنگ جهانی دوم را به تصویر بکشند.
خلاصه داستان: عاشقانه های آنلاین گوسکا را به گرزیک می کشاند که با گل هایش و پیشنهاد ونیز عالی به نظر می رسد. اما داستان عشق آنها چرخشی تاریک به خود می گیرد زیرا خانه مشترک آنها برای او خطرناک تر می شود.
خلاصه داستان: در ونیز سال ۱۸۰۰، ترزا، خدمتکار ساکت یک مدرسه موسیقی دخترانه، با کشف یک پیانوفورته قدیمی به همراه گروهی از دختران یتیم، موسیقی پاپ نوینی را ابداع میکند. آنها با این کار، سنتهای مذهبی و اجتماعی زمانه خود را به چالش میکشند و انقلابی هنری به پا میکنند.
خلاصه داستان: فیلم "دختر" درامی بریتانیایی درباره مادر و دختری به نامهای گری و اماده است که در دنیایی منزوی در گلاسگو زندگی میکنند. با بزرگتر شدن اماده و تلاش او برای کشف دنیای واقعی، پیوند عمیق آنها با چالشها و تضادهای جدی مواجه میشود.
خلاصه داستان: فیلم «جورج کی؟» روایتی جذاب و متفاوت از زندگی جورج ساند، نویسنده بزرگ و پیشگام فمینیسم در قرن نوزدهم فرانسه است. این اثر با پیوند زدن مبارزات تاریخی او به دغدغههای فمینیستی عصر حاضر، تلاش بیوقفه زنان برای دستیابی به آزادی و برابری را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در تابستان ۱۹۸۰، نویسندهای به جرم سرقت جواهرات به زندان میافتد و در آنجا با گروهی از زنان جوان پیوندی عمیق برقرار میکند. پس از آزادی، این دوستیهای غیرمنتظره و صمیمانه او را به مسیر جدیدی از زندگی و احیای دوباره هدایت میکند.