خلاصه داستان: دیوید اتنبرو، طبیعتشناس مشهور بریتانیایی، در این مستند علمی-اکتشافی به بررسی یکی از شگفتانگیزترین کشفیات دیرینهشناسی اخیر میپردازد: فسیل یک هیولای دریایی غولپیکر از دوران ژوراسیک که در سواحل بریتانیا کشف شده است. این موجود عظیمالجثه که پلیوسور نام دارد، یک شکارچی ترسناک با آروارههای قدرتمند و دندانهای تیز بود که در دریاهای باستانی حکمرانی میکرد. اتنبرو به همراه تیمی از دانشمندان و دیرینهشناسان، با استفاده از فناوریهای پیشرفته و بازسازیهای سهبعدی، به کاوش در زندگی این هیولای ماقبل تاریخ میپردازند و اسرار تکامل، رفتار شکار و جایگاه آن در اکوسیستم باستانی را فاش میکنند. این مستند جذاب، بینندگان را به سفری شگفتانگیز به گذشتهای دور میبرد و نشان میدهد که چگونه چنین کشفیاتی به درک ما از تاریخ حیات بر روی زمین کمک میکنند.
خلاصه داستان: این مستند مهیج به کارگردانی فیلمسازان باتجربه، زندگی و حرفهٔ رانندهٔ افسانهای، کن مایلز را به تصویر میکشد. داستان حول محور سال ۱۹۶۶ میچرخد، زمانی که هنری فورد دوم، مالک شرکت فورد، برای شکست دادن فِراری در رقابتهای سرسختانهٔ ۲۴ ساعتهٔ لومان، یک تیم مسابقهای نخبه را گرد هم میآورد. در مرکز این تلاش خارقالعاده، کن مایلز، رانندهٔ بااستعداد اما کمادعای بریتانیایی قرار دارد که همراه با تیمش، از جمله کارول شلبی، طراح خودروی نابغه، برای ساخت و توسعهٔ خودرویی انقلابی به نام فورد جیتی۴۰ همکاری میکنند. این فیلم با استفاده از تصاویر آرشیوی خیرهکننده و مصاحبههای صمیمی، ماجراجویی، فداکاری و رقابت بیامان این افراد را روایت میکند و مخاطب را به قلب یکی از بزرگترین پیروزیهای تاریخ اتومبیلرانی میبرد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
آندرهاس وایز، بانکدار سوئیسی در دهه ۱۹۸۰، برای بررسی فعالیتهای مشکوک شریک تجاری خود به آرژانتین سفر میکند. او به تدریج در دام فساد و تباهی نظام دیکتاتوری نظامی این کشور گرفتار میشود. کارگردان آندریاس فونتانا در این فیلم با بازی فابریتزیو رونگیری، نقش مردی را به تصویر میکشد که وجدان خود را به قیمت حفظ موقعیت اجتماعی و مالی خود به خطر میاندازد. این فیلم که در سال ۲۰۲۱ ساخته شده، روایتی تاریک و تأملبرانگیز از اخلاق در دنیای بانکداری و سیاست ارائه میدهد.
خلاصه داستان: بابا شمل، فیلمی ایرانی به کارگردانی علی حاتمی و محصول سال ۱۳۵۵، روایتگر داستان مردی به نام شمل است که در یک قهوهخانه قدیمی در تهران کار میکند. او که فردی مهربان و خوشقلب است، با مشکلات و دغدغههای مردم محله آشناست و سعی میکند به آنها کمک کند. داستان با حضور شخصیتهای مختلف و رنگارنگ محله، فضایی اجتماعی و طنزآمیز را به تصویر میکشد. در این میان، شمل با چالشهای جدیدی روبرو میشود که زندگی او و اطرافیانش را تحت تأثیر قرار میدهد. بازی درخشان عزتالله انتظامی در نقش بابا شمل، به همراه سایر بازیگران مطرحی چون جمشید مشایخی، علی نصیریان و پرویز فنیزاده، بر جذابیتهای این اثر کلاسیک سینمای ایران افزوده است.
خلاصه داستان: چارلز، کارگردان تئاتر ارمنیتبار که در آمریکا زندگی میکند، در سال ۱۹۴۷ به امید ساختن وطن رویایی خود به ارمنستان شوروی مهاجرت میکند. اما رؤیاهای او به زودی با واقعیت خشن و طنز تلخ سیستم بوروکراتیک شوروی برخورد میکند و او به جرمی ساختگی دستگیر و زندانی میشود. در زندان، او از پنجره سلول خود زندگی یک مقام دولتی و خانوادهاش را در آپارتمانی روبهرو تماشا میکند و به تدریج از طریق این پنجره با فرهنگ و زندگی ارمنی ارتباط عمیقی برقرار میکند. این تماشای روزمره به او امید و معنایی تازه میبخشد و او را در تلاش برای حفظ هویت و انسانیت خود در برابر شرایط سخت یاری میکند. این فیلم کمدی-درام به کارگردانی مایک وارتانیان، با بازیگری خود او در نقش اصلی، داستانی تأثیرگذار و طنزآمیز از امید، تعلق و قدرت مشاهده را روایت میکند.
خلاصه داستان: بخشو، غریبه کوچک (۱۳۶۵) به کارگردانی بهرام بیضایی، روایتگر داستان پسربچه جنوبی به نام بخشو است که در جریان جنگ ایران و عراق، خانواده خود را از دست داده و برای فرار از بمباران، ناخواسته سوار کامیونی میشود که او را به شمال ایران میبرد. او در آنجا توسط خانواده ای روستایی به سرپرستی نایی (با بازی سوسن تسلیمی) و همسرش (با بازی پرویز پورحسینی) پناه داده میشود. بخشو که زبان محلی آن منطقه را نمیفهمد و با فرهنگ و آداب آنجا غریبه است، به تدریج تلاش میکند تا در این خانواده و جامعه جدید جایگاه خود را بیابد. این فیلم، اثری تأملبرانگیز درباره جنگ، مهاجرت، خانواده و پذیرش تفاوتهاست که با نگاهی انسانی و شاعرانه، پیوندهای فراتر از مرزهای زبانی و فرهنگی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۴، گروه افسانهای بیتلز با حضور جان لنون، پل مککارتنی، جرج هریسون و رینگو استار، دنیا را با موجی از هیجان و تحول موسیقایی مواجه کردند. این مستند به کارگردانی آلبرت میزلس و دیوید میزلس، لحظات تاریخی حضور بیتلز در آمریکا را به تصویر میکشد؛ از فرود در فرودگاه کندی و استقبال پرشور هزاران هوادار تا اجراهای تلویزیونی و مصاحبههای به یاد ماندنی. فیلم با نگاهی نزدیک به زندگی شخصی و حرفهای این چهار جوان لیورپولی، تأثیر شگرف آنها بر فرهنگ عامه و آغاز «تهاجم بریتانیایی» را ثبت میکند. این اثر نه تنها یک سند تاریخی ارزشمند است، بلکه شور و انرژی بینظیر دوران طلایی پاپ را به نمایش میگذارد و بیننده را به قلب یکی از مهمترین جنبشهای موسیقایی قرن بیستم میبرد.
خلاصه داستان: یک وکیل جوان و بلندپرواز به نام «مایکل ولز» در شیکاگو، زندگی ایدهآلی دارد: شغلی پررونق، نامزدی دوستداشتنی و آیندهای درخشان. اما همه چیز در یک شب بارانی و تاریک تغییر میکند. او شاهد یک قتل وحشیانه توسط یک گروه جنایتکار قدرتمند میشود و برای نجات جان خود، مجبور به فرار میشود. حالا، مایکل که به اشتباه متهم به قتل شده، باید هم از دست پلیس و هم از دست جنایتکارانی که به دنبالش هستند فرار کند. او به زادگاه دورافتاده خود در آلاسکا بازمیگردد، جایی که گذشتهای رازآلود و تاریک دارد. در آنجا، او نه تنها باید با نیروهای طبیعت خشن و آبوهوای یخزده مقابله کند، بلکه باید با شکارچیانی مرگبار که برای ساکت کردن او فرستاده شدهاند نیز بجنگد. در این میان، او با یک شکارچی محلی و مرموز به نام «جین» آشنا میشود که مهارتهای بقای او را به چالش میکشد و به او کمک میکند تا برای نبرد نهایی آماده شود. مایکل باید از تمام تواناییهای خود استفاده کند تا زنده بماند، نام خود را پاک کند و انتقام بگیرد.
خلاصه داستان: یک پسر نوجوان یتیم به نام جک که در خیابانهای شهر بزرگ شده، تصادفاً با دختری ثروتمند به نام کلوئه آشنا میشود و دلباخته او میگردد. این آشنایی سرآغاز یک داستان عاشقانه پر فراز و نشیب است که در آن عشق، طبقه اجتماعی و سرنوشت در هم میآمیزند. جک برای رسیدن به کلوئه باید با موانع خانوادگی و اجتماعی بسیاری بجنگد. این فیلم محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی گیل مارینو با بازی مالکوم مکدوول و کیتلین کارمودی، روایتگر یک عشق نافرجام و شورانگیز است که در پس زمینه تضادهای طبقاتی شکل میگیرد.
خلاصه داستان: فیلمی تجربی و شاعرانه به کارگردان گرگوری کولبرت که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد. این اثر هنری که ترکیبی از فیلم ۶۰ دقیقهای، تصاویر ثابت و نامههای خیالی است، داستانی فلسفی را روایت میکند که در آن یک مرد (با صدای لورنس فیشبورن) به سفرهای دورافتاده میرود تا ارتباط عمیق و باستانی بین انسان و حیوانات را کشف کند. فیلم در محیطی رویایی و مملو از نور طبیعی، تعاملات صلحآمیز انسان با فیلها، نهنگها، پلنگها و دیگر موجودات را به تصویر میکشد و مخاطب را به تأمل در مورد همزیستی و احترام به طبیعت دعوت میکند. «خاکستر و برف» اثری بدون دیالوگ است که با موسیقی متن زیبای مایکل بروک و تصاویر خیرهکننده، تجربهای مراقبهگونه و بصری خلق میکند.