خلاصه داستان: فیلم «جگ جگ جیو» یک کمدی-درام خانوادگی هندی به کارگردانی راج مهتا و محصول Dharma Productions است. داستان در پاتیالا رخ میدهد و حول محور دو زوج از نسلهای مختلف میچرخد: کوکو (وارون دهاوان) و نینا (کیارا ادوانی)، زوجی جوان که پس از پنج سال ازدواج در کانادا به فکر طلاق هستند، و پدر و مادر کوکو، بهیم (آنیل کاپور) و گیتا (نیتو کاپور)، که ازدواجی ترتیبدادهشده دارند اما با مشکلات خود روبهرو هستند. در جریان عروسی خواهر کوکو، جینی (پراجاکتا کالی)، رازها و درگیریهای خانوادگی فاش میشود. کوکو و نینا قصد دارند پس از مراسم، طلاق خود را اعلام کنند، اما متوجه میشوند که بهیم نیز قصد جدایی از گیتا را دارد. این فیلم با طنز، موسیقی جذاب مانند «The Punjaabban Song» و پیامهایی درباره ارزشهای خانوادگی و آشتی، در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۲ اکران شد و با وجود نقدهایی درباره کلیشهها و ریتم کند نیمه دوم، به دلیل بازیهای قوی، بهویژه آنیل و نیتو کاپور، و ترکیب موفق کمدی و احساسات، مورد تحسین قرار گرفت
خلاصه داستان: فیلم «جوند» یک درام ورزشی-بیوگرافی هندی به کارگردانی ناگْراج مانجوله است که بر اساس زندگی ویجای بارسه، بنیانگذار سازمان غیردولتی «فوتبال زاغه» ساخته شده است. داستان در گدیگودام ناگپور رخ میدهد و درباره ویجای بوراده (آمیتاب باچان)، معلم ورزشی بازنشسته، است که تصمیم میگیرد با آموزش فوتبال به کودکان زاغهنشین، آنها را از مواد مخدر، جرم و جنایت نجات دهد. این کودکان، از جمله دانا (آنکوش گدام)، که درگیر فعالیتهایی مانند سرقت و فروش مشروبات غیرقانونیاند، با هدایت ویجای به تیمی منسجم تبدیل میشوند. داستان با صحنههایی مانند تمرینات فوتبالی در زمین خاکی، تلاشهای دختری به نام رینکو (رینکو راجگورو) برای گرفتن پاسپورت جهت سفر خارجی، و صحنه نمادین عبور از دیوار جدایی بین زاغه و شهر، به موضوعات تبعیض طبقاتی، توانمندسازی و امید میپردازد. فیلم با صحنهای احساسی به پایان میرسد که در آن کودکان زاغه با هواپیمایی که بالای سرشان پرواز میکند، رویای آیندهای بهتر را میبینند. با این حال، به دلیل ریتم کند نیمه دوم و داستان گاهی پراکنده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۴/۱۰ در IMDb و ۸۱٪ در Rotten Tomatoes). بازی باچان، طنز و پیام اجتماعی تحسین شدند، اما مدتزمان طولانی (۱۷۸ دقیقه) و فقدان تعادل در روایت نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «هکن انیمه» یک درام ژاپنی به کارگردانی کوhei یوشینو است که بر اساس رمانی به همین نام از میزوکی تسوجیمورا ساخته شده. داستان در صنعت رقابتی انیمیشن ژاپن جریان دارد، جایی که عنوان «هکن» به محبوبترین انیمه فصل اعطا میشود. هیتومی سایتو (ریهو یوشیئوکا)، کارگردان تازهکار، اولین انیمه خود به نام «ساندبک: سنگ کاناده» را کارگردانی میکند و با چالشهای متعددی از جمله فشارهای تهیهکننده و تیمش مواجه میشود. در همین حال، چیهارو اوجی (تومویا ناکامورا)، کارگردان باتجربهای که پس از هشت سال بازگشته، با تهیهکننده کایاکو آرشینا (ماچیکو اونو) روی انیمه «جبهه سرنوشت: لیدل لایت» کار میکند. هر دو انیمه در یک تاریخ اکران میشوند و رقابت برای کسب عنوان هکن بالا میگیرد. این فیلم که در ۲۰ مه ۲۰۲۲ اکران شد، با نمایش پشتصحنه صنعت انیمه، شخصیتهای قوی زن، و مضامین تلاش و خلاقیت، تحسین شده، اما برخی آن را به دلیل کلیشههای دراماتیک و ریتم کند نقد کردهاند
خلاصه داستان: فیلم «دوباره» یک تریلر علمی-تخیلی-معمایی هندی به کارگردانی آنوراگ کاشیاپ و بازسازی رسمی فیلم اسپانیایی «میراژ» (2018) است. داستان در سال ۱۹۹۶ در منطقه هینجوادی پونا آغاز میشود، جایی که آنای (آریان ساوانت)، پسری ۱۲ ساله، در شب طوفانی شاهد قتل همسایهاش میشود و سپس در تصادف با کامیون آتشنشانی جان خود را از دست میدهد. بیست و پنج سال بعد، در طوفانی مشابه، آنتارا (تاپسی پانو)، پرستاری که بهتازگی با همسرش ویkas (راهول بات) و دخترشان آوانتی به همان خانه نقلمکان کرده، از طریق یک تلویزیون قدیمی با آنای در گذشته ارتباط برقرار میکند. او تلاش میکند با تغییر وقایع گذشته، جان آنای را نجات دهد، اما این کار زنجیرهای از پیامدهای غیرمنتظره مانند تغییر روابط و هویتها در زمان حال را به دنبال دارد. داستان با صحنههایی مانند تعقیب و گریز در طوفان، گفتوگوهای احساسی آنتارا با بازرس شیخاوت (ساسواتا چاترجی)، و فلشبکهای دو دوره زمانی، به موضوعات سرنوشت، اثر پروانهای و انتخابهای اخلاقی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، نیمه دوم شتابزده و کمبود عمق احساسی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۹/۱۰ در IMDb و ۶۴٪ در Rotten Tomatoes). بازی تاپسی پانو، کارگردانی کاشیاپ و فیلمبرداری جذاب تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و پایانبندی مبهم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کارآگاه در برابر کارآگاهان» یک تریلر اکشن-جنایی هنگکنگی به کارگردانی وای کا-فای است. هنگکنگ با موجی از قتلهای وحشیانه متزلزل شده است، جایی که قربانیان همگی مظنونان پروندههای حلنشده قدیمی هستند. گروهی از قاتلان خودخوانده به نام «کارآگاهان برگزیده» که خود را مجری عدالت میدانند، با به جا گذاشتن شماره پروندههای قدیمی، پلیس را به چالش میکشند. لی جون (چینگ وان لاو)، کارآگاه نابغه سابق که پس از فروپاشی روانی و اتهام اشتباه در پروندههای «قصاب» و «پلیس شیطانی» اخراج شده، حالا بهعنوان یک بیخانمان زندگی میکند. او با توهماتی از قربانیان گذشته و آینده، بهطور غیررسمی به تحقیق میپردازد و با یی چان (شارلین چوی)، بازرس ارشد باردار، و تیم ویژه پلیس همکاری میکند. داستان با صحنههایی مانند تعقیب و گریز در بازار شبانه، تیراندازی با شاتگان، و کشف رازهای گذشته، به موضوعات عدالت، جنون و رستگاری میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم بیشازحد سریع، داستان آشوبناک و شخصیتپردازی ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). بازی لاو، سکانسهای اکشن و کارگردانی پرانرژی تحسین شدند، اما فیلمنامه غیرمنسجم و فقدان عمق احساسی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دیوید بکهام: بدنام» یک مستند بیوگرافی-ورزشی بریتانیایی به کارگردانی بن سمپی است که به بررسی زندگی حرفهای و شخصی دیوید بکهام، اسطوره فوتبال انگلستان، میپردازد. این مستند از آغاز فروتنانه او در لیتوناستون لندن تا تبدیل شدن به پرافتخارترین بازیکن غیرمدافع انگلستان، برنده سهگانه تاریخی با منچستریونایتد و گرانترین بازیکن زمان خود را روایت میکند. فیلم روی رستگاری بکهام در تیم ملی پس از کارت قرمز جنجالی در جام جهانی ۱۹۹۸ مقابل آرژانتین، رویاهای جام جهانی، فشار رسانهها و تبدیل شدن به «برند بکس» تمرکز دارد. او با بازی برای غولهایی مانند منچستریونایتد، رئال مادرید و آث میلان و قراردادهای تجاری، به باارزشترین بازیکن از نظر تجاری تبدیل شد. داستان با صحنههایی از آرشیو بازیها، مصاحبهها (مانند گری کانوی)، و لحظاتی مانند درگیری با الکس فرگوسن (لگد به بوت که به چشم بکهام برخورد کرد)، به موضوعات شهرت، استقامت و فشار رسانهای میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان مصاحبه مستقیم با بکهام، عمق کم در کاوش زندگی شخصی، و تکیه بیشازحد بر تصاویر آرشیوی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). کارگردانی سمپی و پوشش دوران حرفهای بکهام تحسین شدند، اما روایت یکنواخت و فقدان دیدگاههای جدید نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «کد تیرانگا» یک اکشن-جاسوسی هندی به کارگردانی ریبو داسگوپتا است که داستان دورگا سینگ (پارینتی چوپرا)، مأمور مخفی RAW، را روایت میکند. او تحت پوشش یک روزنامهنگار به نام عصمت به افغانستان فرستاده میشود تا خالد عمر، یک تروریست تحت تعقیب، را دستگیر کند. دورگا با دکتر میرزا علی (هاردی ساندو)، پزشک هندیالاصل سازمان ملل، رابطه عاشقانهای برقرار میکند تا به ماموریتش نزدیک شود. اما وقتی هویت واقعیاش فاش میشود، درگیریهای عاطفی و حرفهای او را به خطر میاندازد. داستان با صحنههایی مانند تعقیب و گریز در بازارهای کابل، مبارزه با عوامل القاعده، و پیچشهایی درباره خیانت بکشی (راجیت کاپور)، مأمور دوجانبه، به موضوعات فداکاری، عشق و میهنپرستی میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه ضعیف، صحنههای اکشن غیرواقعی (مانند بهبودی ناگهانی دورگا از زخم گلوله) و داستان قابلپیشبینی، نقدهای عمدتاً منفی دریافت کرد (امتیاز ۳.۳/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای چوپرا و ساندو، لوکیشنهای خاورمیانه و موسیقی آریجیت سینگ تحسین شدند، اما کارگردانی شلخته و فقدان منطق در داستان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کاداور» (به معنای جسد) یک تریلر جنایی-معمایی تامیلی است که داستان قتل مرموز دکتر سلیم رحمان، جراح ارشد بیمارستان معتبر JC، را دنبال میکند. بدرا تانگاول (آمالا پاول)، یک آسیبشناس خبره، به همراه دستیار کمیسر پلیس، ویشال (هریش اوتامان)، برای حل این پرونده مرموز همکاری میکنند. در همین حال، وتری (تریگون)، زندانی که قسم خورده بود سلیم را بکشد و تصویر او را روی دیوار سلولش کشیده، ادعا میکند مسئول قتل است و قول قتلهای بیشتری میدهد. تحقیقات بدرا به کشف رازهایی درباره گذشته وتری و ارتباط او با آنجل (آتولیا راوی) منجر میشود. داستان با صحنههایی مانند کالبدشکافیهای دقیق در سردخانه، فلشبکهای احساسی درباره زندگی وتری، و یک پیچش هوشمندانه در پایان، به موضوعات انتقام، عدالت و رازهای خانوادگی میپردازد. با این حال، به دلیل نیمه دوم کند، داستان قابلپیشبینی و دیالوگهای مصنوعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازی آمالا پاول، طراحی سردخانه و موسیقی متن رنجین راج تحسین شدند، اما فیلمنامه آشوبناک و فقدان اوجگیری کافی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دفن» یک تریلر جنگی بریتانیایی است که در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم رخ میدهد. داستان با یک صحنه در سال ۱۹۹۱ آغاز میشود، جایی که آنا مارشال (هریت والتر)، زنی سالخورده، توسط یک نئونازی (دیوید الکساندر) مورد حمله قرار میگیرد. او مهاجم را مهار کرده و داستان گذشتهاش را بهعنوان برانا واسیلیوا (شارلوت وگا)، افسر اطلاعاتی روس، بازگو میکند. در سال ۱۹۴۵، پس از سقوط برلین، برانا و گروه کوچکی از سربازان روس مأموریت دارند جعبهای حاوی بقایای هیتلر را به استالین در مسکو تحویل دهند تا ثابت کنند او مرده است. در مسیر، آنها با نیروهای مقاومت آلمانی «گرگینه» (Werwolf)، که قصد دارند حقیقت مرگ هیتلر را پنهان کنند، مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند حمل جعبه در جنگلهای تاریک، درگیریهای خشن با گرگینهها، و استفاده از گیاهان توهمزا توسط دشمن، به موضوعات وظیفه، حقیقت تاریخی و وحشت جنگ میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، ریتم کند و فقدان اوجگیری کافی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و ۶۱٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای وگا و والتر، فضای گوتیک و طراحی صحنه تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان هیجان نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «برادر بابا» یک کمدی-درام خانوادگی مالایامی به کارگردانی پریتیویراج سوکوماران و تولید آنتونی پرمباوور است که داستان دو خانواده مرفه مسیحی در کوتایام را روایت میکند. جان کاتادی (موهانلال)، صاحب یک تجارت فولاد، و همسرش آناما (مینا) قصد دارند پسرشان، ایشو (پریتیویراج سوکوماران)، را با آنا (کالیانی پریادارشان)، دختر دوست قدیمیشان کوریان (لالو الکس) و همسرش السی (کانیها)، ازدواج دهند. اما ایشو و آنا که در بنگلور با هم زندگی میکنند، مخفیانه رابطهای دارند و آنا دو ماهه باردار است. در همین حال، جان فاش میکند که آناما نیز باردار است و این دو بارداری غیرمنتظره محور داستان میشود. داستان با صحنههایی مانند شوخیهای خانوادگی در عمارتهای لوکس، تلاشهای خندهدار برای پنهان کردن حقیقت، و گفتوگوی احساسی جان با ایشو درباره پدر و مادر شدن، به موضوعات پذیرش، روابط خانوادگی و عشق میپردازد. با این حال، به دلیل طنز قابلپیشبینی، نیمه دوم طولانی و فقدان نوآوری در مقایسه با فیلمهایی مانند «Badhaai Ho»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۰/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازیهای موهانلال و پریتیویراج، موسیقی دیپاک دِو و فیلمبرداری رنگارنگ تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و دیالوگهای کلیشهای نقد شدند