خلاصه داستان: پادشاهی Green Vally به خاطر تولد دختر زیبای پادشاه غرق در خوشحالی است. نام او را به خاطر چهره سفیدش سفید برفی گذاشتند. در تولد چهار سالگی اش، مادر سفید برفی از دنیا می رود ولی قبل از مرگش از پادشاه قول می گیرد که با شخص دیگری ازدواج کند.
خلاصه داستان: چا جین وو دچار اختلال شنوایی است. او به دلیل ناتوانی در صحبت کردن، احساسات خود را از طریق نقاشی بیان کند. او به طور اتفاقی با جونگ مو اون آشنا می شود. او بازیگری مشتاق است و احساسات خود را با کلمات بیان می کند. آنها عاشق یکدیگر می شوند…
خلاصه داستان: ملکه سقوط کرده، جیانگ ژو نینگ که آرزو داشت بالاترین قدرت و اقتدار را در زندگی خود داشته باشد، پس از مسموم شدن پادشاه شن جی، توسط شورشیان گروگان گرفته شد. در زندگی او از همه اطرافیان خود برای رسیدن به قدرت استفاده کرد اما در پایان در حبس خانگی ماند و زی وی کل شهر را سلاخی کرد اما…
خلاصه داستان: در دوران باستان، جایی که خدایان، الههها، شیاطین و موجودات افسانهای در کنار انسانها زندگی میکنند، 3 پادشاهی افسانهای شی یان، چن رونگ و هائو لینگ وجود دارند که بر منطقه هایی از جهان حکومت میکنند. شاهزاده کیانگ ژوان پسر عموی شیائو لیو بود. او برای یافتن شیائو لیو، به اطراف داهوانگ، در شهر کینگشوی سفر میکند. شیائو لیو در شهر کینگشوی، به صورت تصادفی توشان جینگ را از خطر نجات می دهد و عاشق او می شود ولی…
خلاصه داستان: درحالی که بشریت شکست خوردن پادشاه شیاطین به دستان قهرمان تنها را جشن میگیرد، ساکنان دنیای شیاطین خودشان را برای رقابتی ابدی آماده میکنند. یک تورنمنت برای انتخاب اینکه چه کسی وارث لقب پادشاه شیاطین شود. حالا سه ماه گذشته، و تورنمنت به خوبی پیش میرود… البته به جز اینکه شرکت کنندۀ محبوب بقیه در واقع انسان قهرمان هلک هست! لبخندزنان و شاداب به راحتی رقبای شیطانی خودش را شکست میدهد، و با صدایی بلند نفرتش نسبت به انسانها را اعلام میکند. با اینکه اعلام میکند خواستار نابودی بشریت است ولی معلوم نیست چه چیزی پشت این چهرۀ خندان پنهان شده. وامیریو یکی از “چهار پادشاه بهشتی”، که قلمروی شیاطین رو تحت نظر دارد، نسبت به نیت هلک شک دارد و میخواد بفهمد که این قهرمان واقعاً به دنبال چه چیزی است. و حالا لقب “پادشاه شیاطین” و سرنوشت دنیای شیاطین همگی به وامیریو بستگی دارد.
خلاصه داستان: انیمیشن خرگوش مخملی، با الهام از کتاب کلاسیک مارجری ویلیامز ساخته شده و داستان پسربچهای به نام ویلیام است که وقتی اسباببازی موردعلاقهاش را به عنوان هدیه کریسمس دریافت میکند، وارد یک دنیای جادویی میشود.
خلاصه داستان: در پایان هیجان انگیز حماسه شاهزاده قو، درک متوجه می شود که پدرش متهم به معامله با دزدان دریایی است که او و ادت را مجبور به مخفی کاری می کنند.
خلاصه داستان: آینده آخرین میخانه باقی مانده در دهکده ای در شمال شرقی انگلستان، جایی که مردم با بسته شدن معادن زمین را ترک می کنند. خانه ها ارزان و در دسترس هستند، بنابراین آن را به مکانی ایده آل برای پناهندگان سوری تبدیل می کند.