خلاصه داستان: ساهوکا دختری دبیرستانی است که پس از تجربهای تلخ، تصمیم گرفته هرگز عاشق پسران خوشتیپ و محبوب نشود. اما ملاقات غیرمنتظره او با کُتا، یک ستاره پاپ معروف که خودش نیز از تعهد گریزان است، مسیر زندگیاش را تغییر میدهد و عشقی غیرمنتظره میان آنها شکل میگیرد.
خلاصه داستان: آیمی، یک دانشجوی خجالتی و معمولی، به اجبار با ایزکیل زک، رئیس مافیای ثروتمند و بیرحم ازدواج میکند. زندگی آرام او ناگهان با خطرات مرگبار، دروغها و چالشهای خانوادگی دگرگون میشود، اما به مرور زمان، تضادهای میان آنها به عشقی غیرمنتظره و عمیق تبدیل میگردد.
خلاصه داستان: یک مانگانویس مشهور پس از اینکه آثارش الهامبخش یک قاتل سریالی بیرحم میشود، ناخواسته به درون یک پرونده قتل مرموز کشیده میشود. او برای متوقف کردن این جنایات با پلیسی قانونمدار متحد میشود، اما این همکاری رازهایی تاریک از گذشته مشترکشان را برملا میکند که آنها را میان دوراهی سخت انتقام یا عدالت قرار میدهد.
خلاصه داستان: ترای، وارث یک امپراتوری مالی بزرگ، پس از فرار از زندگی اشرافی خود با فاکبونگ، دختری زحمتکش و عاشق پول آشنا و دلباخته او میشود. اما با قتل ناگهانی پدرش و بازگشت اجباری ترای به دنیای پر از توطئه تجارت، عشق نوپای آنها با چالشهایی سخت و پیچیده روبهرو میشود.
خلاصه داستان: یک ستاره سابق کودک که اکنون به فروشنده مواد مخدر تبدیل شده، پس از حادثهای مرگبار در توکیو، میان دو نیروی رقیب یعنی پلیس و گروه مبارزه با مواد مخدر (ماتری) گرفتار میشود. او برای بقا در دنیای تاریک زیرزمینی ناچار است نقش یک جاسوس دوطرفه خطرناک را بازی کند.
خلاصه داستان: آسکا، دختری که در فقر و تنهایی بزرگ شده، با هدف انتقام وارد دنیای رقابتی و مردانه شطرنج میشود. او تلاش میکند تا با شکستن کلیشهها و غلبه بر حریفان سرسخت، به اولین زن شطرنجباز حرفهای تبدیل شود و سرنوشت خود را تغییر دهد.
خلاصه داستان: برخورد اتفاقی ناهو و هارو در پارک، آنها را به قراردادی عجیب برای پخت ۳۰ نان خانگی در ۵۰ دقیقه میرساند. این همکاری غیرمنتظره به مرور به عشقی عمیق تبدیل میشود، اما رقابت شدید میان شرکتهایشان آنها را مجبور میکند تا این رابطه را مخفی نگه دارند.
خلاصه داستان: رونا، دختری دبیرستانی که به عنوان فرزند مقدس آتش خدا پرورش یافته، با دلباختن به پسری به نام کنسو که او را نجات داده، قوانین مقدس عشق ممنوعه را نقض میکند. این دلبستگی ناگهانی، جهان او را در معرض خطری بزرگ و نابودی قرار میدهد.
خلاصه داستان: یک دانشجوی درونگرا که از روابط اجتماعی دوری میکند، با دختری نابینا و پرانرژی آشنا میشود که بزرگترین آرزویش تماشای آتشبازی در آسمانی صاف است. او تصمیم میگیرد برای تحقق این رویا به او کمک کند و در این مسیر، هر دو معنای جدیدی برای زندگی و عشق پیدا میکنند.