خلاصه داستان: یک زوج هندی به نامهای نیک و آمبیر برای تحصیل به ملبورن استرالیا مهاجرت میکنند. نیک که آشپز است در یک رستوران هندی کار میکند و آمبیر نیز مجری یک برنامه رادیویی محبوب به نام «سلام نمست» است. آنها عاشق هم میشوند و تصمیم میگیرند بدون ازدواج رسمی با هم زندگی مشترک را آغاز کنند. اما زمانی که آمبیر به طور غیرمنتظره باردار میشود، زندگی آنها دچار چالشهای بزرگی میگردد. نیک که هنوز آمادگی پدر شدن را ندارد، در برابر این مسئله مقاومت میکند و این موضوع باعث ایجاد تنش و اختلافات عمیق بین آنها میشود. در ادامه داستان، آنها باید با مسائل فرهنگی، خانوادگی و شخصی خود روبرو شوند و تصمیمات سرنوشتسازی برای آینده رابطهشان بگیرند. این فیلم کمدی-رمانتیک محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی سیدهارت آناند و با بازی سایف علی خان و پریتی زینتا است.
خلاصه داستان: یک زوج هنرمند، سزار و رومین، در کنار دوست قدیمی خود پیر، نوازنده ویولن، زندگی آرامی را در پاریس دهه ۱۹۲۰ میگذرانند. ورود کریستین، همسر سابق پیر، این آرامش را بر هم میزند. او که حالا خوانندهای مشهور است، با ظاهری فریبنده و رفتاری مرموز، توجه رومین را به خود جلب میکند. رومین که تحت تأثیر جذابیتهای کریستین قرار گرفته، به تدریج از زندگی عادی خود فاصله میگیرد و درگیر رابطهای پرشور و در عین حال خطرناک میشود. این رابطه مخفی، بنیان زندگی مشترک او با سزار را به لرزه درمیآورد و دوستی دیرینهشان را در آستانه فروپاشی قرار میدهد. آلن رنه، کارگردان نامدار سینمای فرانسه، در این فیلم که در سال ۱۹۸۶ ساخته شد، با بازی بازیگرانی چون سابین آزما، پیِر آردیتی و آندره دوسولیه، اثری عمیق و روانکاوانه درباره عشق، خیانت و پیچیدگیهای روابط انسانی خلق کرده است. فیلم «ملو» اقتباسی از نمایشنامه مشهور هنری برنشتاین است که با نگاهی مدرن و سینمایی روایت میشود.
خلاصه داستان: این انیمیشن محصول سال ۲۰۱۷، یکی از مجموعههای محبوب کارتونهای اسکوبی-دو است که در آن شگی و اسکوبی-دو به همراه دوستانشان به ماجراجوییهای هیجانانگیز میروند. در این قسمت، شگی به یک شهر کوچک غربی به نام «رنچو گرانده» دعوت میشود تا میراث خانوادگی خود را دریافت کند. اما به محض ورود، گروه با یک شبح اسرارآمیز به نام «شبح اسپکتوروس» مواجه میشوند که ساکنان را ترسانده است. شگی، اسکوبی-دو، فرد، دافنه و ولما باید با همکاری هم معمای این شبح را حل کنند و رازهای پنهان شهر را فاش نمایند. در این میان، شگی متوجه میشود که این میراث ممکن است ارتباطی با گذشتهی خانوادگی او داشته باشد و باید شجاعت خود را برای مقابله با ترسها و حل این معما به کار بگیرد. این انیمیشن با طنز و ماجراجوییهای کلاسیک خود، برای تمامی سنین جذاب است.
خلاصه داستان: «Russian Dolls» (عروسکهای روسی) یک سریال کمدی-درام آمریکایی است که توسط لسلی هدلند، ناتاشا لیون و امی پولر ساخته شده و در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. این سریال داستان نادیا ولواکو (با بازی ناتاشا لیون)، یک زن جوان و مستقل اهل نیویورک را روایت میکند که در یک حلقه زمانی گیر افتاده و بارها و بارها در شب تولد ۳۶ سالگیاش میمیرد و دوباره زنده میشود. هر بار که نادیا از نو شروع میکند، سعی میکند با کشف راز این پدیده عجیب، راهی برای شکستن این چرخه بیابد. در طول این سفر، او با آلن زویر (با بازی چارلی بارنت) آشنا میشود که او نیز درگیر همین مشکل است. این سریال با بهرهگیری از مفاهیم فلسفی، روانشناسی و فیزیک کوانتوم، به بررسی موضوعاتی مانند خودکشی، افسردگی، روابط انسانی و معنای زندگی میپردازد و با طنز سیاه و روایتی خلاقانه، مخاطب را به تفکر وامیدارد.
خلاصه داستان: فیلمی در ژانر کمدی-درام به کارگردانی میشائل هانکه که در سال ۲۰۱۷ ساخته شد و با بازی ایزابل هوپر، ژان-لوئی ترنتینیان و ماتیو کاسوویتز، داستان خانوادهی ثروتمندی را در شمال فرانسه روایت میکند که درگیر مشکلات و تنشهای درونی هستند. این اثر که در جشنوارهی فیلم کن ۲۰۱۷ به نمایش درآمد، نگاهی تلخ و طنزآمیز به زندگی طبقهی مرفه جامعه دارد و بحرانهای اخلاقی و اجتماعی آنها را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: هلگا یک رهبر ارکستر پنجاه ساله و فعال محیط زیست در ایسلند است که زندگی دوگانه دارد. او در طول روز رهبری ارکستر را بر عهده دارد، اما در زمانهای دیگر به صورت مخفیانه به جنگ با صنایع آلاینده میرود و با تخریب خطوط برق، کارخانههای آلومینیوم را از کار میاندازد. در همین حال، او در حال طی کردن مراحل قانونی برای به سرپرستی گرفتن یک دختر یتیم از اوکراین است. وقتی مقامات دولتی برای دستگیری او تلاش میکنند، هلگا باید بین مبارزه برای حفظ محیط زیست و آرزوی مادر شدن یکی را انتخاب کند. این فیلم محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی بندیکت ارلینگزون و با بازی هالورا گایار هانزدوتیر است.
خلاصه داستان: یک زن جوان به نام استلا که در یک کافه کار میکند، رویای تبدیل شدن به یک بازیگر بزرگ را در سر میپروراند. زندگی عادی او زمانی دستخوش تغییرات شگرف میشود که با یک کارگردان مشهور و مرموز آشنا میشود. این آشنایی ظاهراً تصادفی، او را به دنیای پر زرق و برق و در عین حال تاریک هالیوود میکشاند، جایی که مرز بین واقعیت و خیال به تدریج محو میشود. استلا به تدریج درگیر بازیهای روانی پیچیدهای میشود که سرنوشت او را برای همیشه تغییر خواهد داد و رازهایی را برملا میکند که هرگز انتظار کشفشان را نداشت.
خلاصه داستان: در سرزمین بوهم در قرن سیزدهم، در میان جنگلهای پوشیده از برف و قلعههای سنگی، دو خاندان قدرتمند و رقیب، کوزلیک و لازار، درگیر دشمنی دیرینهای هستند. مارکتا لازارووا، دختر زیبا و مغرور لازار، که برای خدمت به خداوند وقف شده و قرار است به صومعه برود، سرنوشتی دیگر دارد. هنگامی که میکلاش کوزلیک، پسر وحشی و سرکش رهبر خاندان کوزلیک، او را میرباید، زندگی مارکتا برای همیشه تغییر میکند. این ربودن، آتش جنگ و انتقام را میان دو خاندان شعلهور میکند و مارکتا را در مرکز طوفانی از عشق، نفرت، خشونت و آزمون ایمان قرار میدهد. او که میان وفاداری به خانواده، عشق به اسیرکنندهاش و اعتقادات مذهبی عمیق خود گیر افتاده، باید سرنوشت خود را در دنیایی خشن و بدوی رقم بزند. این شاهکار فرانتیشک ولاشیل، با فیلمبرداری سیاه و سفید خیرهکننده و روایتی حماسی، تصویری خشن و شاعرانه از قرون وسطی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک پیرمرد خردهپا که در یک کارگاه نجاری کوچک کار میکند، برای پرداخت بدهیهایش دست به دزدی از صندوق شرکت میزند. او پس از دستگیری، توسط کارفرمای خود مورد حمایت قرار میگیرد و کارفرما حتی حاضر به شهادت دروغ برای نجات او میشود. اما این عمل شجاعانه پیامدهای غیرمنتظره و ویرانگری برای هر دو نفر به همراه دارد و زندگی آنها را به سوی تباهی و نابودی سوق میدهد. این فیلم که در سال ۱۹۸۳ توسط روبر برسون، کارگردان برجسته فرانسوی، ساخته شد، بر اساس داستان کوتاهی از لئو تولستوی به نام «نقشه تقلبی» خلق شده است. برسون با نگاهی بیرحم و دقیق، زنجیرهای از اتفاقات را به تصویر میکشد که از یک دروغ کوچک آغاز میشود و به فاجعهای بزرگ ختم میگردد، و در این مسیر، مفاهیمی چون تقدیر، گناه، رستگاری و تأثیر ویرانگر پول بر روابط انسانی را با بیانی مینیمال و قدرتمند بررسی میکند.
خلاصه داستان: در میان خرابههای پس از جنگ، پیرزنی مهربان در حال جمعآوری سبزیجات، نوزاد یتیمی را در میان بوتههای کلم پیدا میکند و نامش را توتو میگذارد. سالها بعد، توتوی جوان که با خوشقلبی و سادگی خاصی بزرگ شده، به شهر میلان میرود و در آنجا با جامعهای از فقرا و بیخانمانها آشنا میشود که در حاشیهی شهر زندگی میکنند. او با روحیهی شاد و امیدوار خود، به تدریج تبدیل به منبع الهام و رهبر غیررسمی این جامعه میشود و سعی میکند با ایجاد همبستگی و شادی، بر مشکلاتشان غلبه کند. اما زمانی که یک سرمایهدار ثروتمند و بیرحم قصد تصرف زمینهای آنها را میکند، توتو و دوستانش با چالشی بزرگ روبرو میشوند. در اوج بحران، معجزهای رخ میدهد: توتو هدیهای ماوراءالطبیعه از فرشتهای دریافت میکند که به او قدرت برآورده کردن آرزوها را میدهد. این فیلم فانتزی-کمدی-درام، به کارگردانی ویتوریو دسیکا، با بازی فرانچسکو گولیسانو و برونلا بووو، داستانی تمثیلی و پراحساس دربارهی فقر، امید و قدرت معجزهآسای انسانها در مواجهه با بیعدالتی را روایت میکند.