خلاصه داستان: فیلم «ببر: داستان یک شکارچی قدیمی» یک درام اکشن-تاریخی کرهای به کارگردانی پارک هون-جونگ است که در سال ۲۰۱۵ اکران شد. داستان در سال ۱۹۲۵، در کره تحت اشغال ژاپن، رخ میدهد. چون مان-دوک (چوی مین-سیک)، شکارچی افسانهای که پس از حادثهای غمانگیز که در آن به اشتباه همسرش را هنگام شکار ببری عظیمالجثه کشته، تفنگش را کنار گذاشته و با پسر نوجوانش، سوک، در کلبهای نزدیک کوه جیرسان به جمعآوری گیاهان دارویی مشغول است. ژنرال ژاپنی حاکم، که به جمعآوری پوست ببر بهعنوان نماد سلطه فرهنگی وسواس دارد، مصمم است تا آخرین ببر کره، یک ببر یکچشم ۴۰۰ کیلوگرمی معروف به «ارباب کوهستان»، را شکار کند. گو-کیونگ (جونگ مان-سیک)، شکارچی بیرحم کرهای، به همراه گروهی برای کسب جایزه، ببر را تعقیب میکنند و حتی همسر و دو تولهاش را میکشند. مان-دوک که در گذشته توله یکچشم را نجات داده بود، از پیوستن به شکار امتناع میکند. اما وقتی سوک، که به دنبال کسب جایزه برای ازدواج با دختری است، در شکار گو-کیونگ به ببر زخم میزند و خود کشته میشود، مان-دوک برای رویارویی نهایی با ببر وارد عمل میشود. فیلم با تصاویر خیرهکننده، جلوههای CGI بینقص ببر، موسیقی جو یونگ-ووک و بازی قدرتمند چوی مین-سیک، به مضامین مقاومت کرهای، رابطه انسان و طبیعت، و رستگاری میپردازد، اما برخی به دلیل ریتم کند نیمه اول و خشونت زیاد آن را نقد کردهاند. فیلم در Rotten Tomatoes امتیاز ۱۰۰٪ از ۷ نقد کسب کرد و با بودجه ۱۲ میلیون دلار، ۱۱ میلیون دلار فروش داشت.
خلاصه داستان: فیلم «فایلهای کشمیر» یک درام هندی به کارگردانی ویوک آگنیهوتری است که در ۱۱ مارس ۲۰۲۲ اکران شد. داستان حول محور کریشنا پاندیت (دارشان کومار)، دانشجوی دانشگاه JNU، میچرخد که معتقد است والدینش در تصادفی فوت کردهاند، همانطور که پدربزرگش پوشکار نات (آنوپام خیر) به او گفته. اما پس از مرگ پدربزرگش، کریشنا به دنبال حقیقت درباره مرگ والدینش و مهاجرت اجباری هندوهای کشمیری (پاندیتها) در سال ۱۹۹۰ از کشمیر تحت کنترل هند میرود. این فیلم که بر اساس مصاحبههای ویدئویی با قربانیان نسل اول ساخته شده، مهاجرت پاندیتها را بهعنوان یک نسلکشی به تصویر میکشد و ادعا میکند که این حقایق توسط توطئهای پنهان شدهاند. داستان بین جستوجوی کریشنا در سال ۲۰۲۰ و رنجهای خانوادهاش در ۳۰ سال قبل جابهجا میشود. این فیلم با بازی میتون چاکرابورتی، پالاوی جوشی و بهاشا سومبلی، به دلیل نمایش درد و رنج پاندیتها و بازی قوی آنوپام خیر تحسین شده، اما به دلیل عدم دقت تاریخی، روایت مغرضانه و ترویج اسلامهراسی مورد انتقاد قرار گرفته است. فیلم با بودجه ۱۵-۲۵ کرور روپیه، بیش از ۳۴۰ کرور روپیه در گیشه جهانی فروش داشت و در جوایز ملی فیلم هند برنده دو جایزه شد
خلاصه داستان: فیلم «سرکارو واری پاتا» یک اکشن-درام تلگو به کارگردانی پاراسورام است که در ۱۲ مه ۲۰۲۲ اکران شد. ماهش (ماهشن بابو)، یک مأمور مالی در میامی، فلوریدا، پس از خودکشی والدینش به دلیل ناتوانی در بازپرداخت وام بانکی، شرکت مالی خود را تأسیس میکند و به شدت بر بازپرداخت وامها نظارت دارد. او با کالاواتی (کیرتی سورش)، یک قمارباز، آشنا میشود که با فریب، ۳۵,۰۰۰ دلار از او وام میگیرد. ماهش، که عاشق کالاواتی شده، پس از کشف فریب او، به هند سفر میکند تا پولش را از پدر کالاواتی، راجندرانات (ساموتیراکانی)، یک نماینده پارلمان و صنعتگر قدرتمند که در کلاهبرداریهای بانکی دخیل است، بازپس گیرد. ماهش با کمک راجاکوماری (نادیا مویدو) و با استفاده از نفوذ و هوش خود، با راجندرانات و افرادش مقابله میکند و او را وادار به بازپرداخت وام ۱۰,۰۰۰ کروری میکند. فیلم با موضوع کلاهبرداریهای بانکی، ترکیبی از اکشن، کمدی و احساسات است و با موسیقی ثامن اس و بازی قوی ماهشن بابو تحسین شد، اما برخی به دلیل نیمه دوم کند و خشونت بیش از حد آن را نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم «سرگرد» یک درام اکشن-بیوگرافی هندی به کارگردانی ساشی کیران تیکا و نویسندگی آدیوی سش است که زندگی واقعی سرگرد ساندیپ اونیکریشنان (آدیوی سش)، افسر ارتش هند که در حملات بمبئی 2008 به شهادت رسید، را روایت میکند. داستان از کودکی ساندیپ در بنگلور با والدینش (پراکاش راج و رواتی) و خواهرش ساندhya (گرشما پرودیوی) آغاز میشود. ساندیپ که از کودکی شیفته زندگی نظامی است، پس از رد شدن در نیروی دریایی، به ارتش میپیوندد و بهعنوان افسر آموزشی گروه ویژه ۵۱ NSG در مانهسار خدمت میکند. او با عشق دوران کودکیاش، عایشا (سای ماجرکار)، ازدواج میکند، اما به دلیل تعهد کاری، نمیتواند به او توجه کافی داشته باشد. در ۲۶ نوامبر ۲۰۰۸، پس از حملات تروریستی به هتل تاجمحل بمبئی، ساندیپ رهبری عملیات تورنادوی سیاه را بر عهده میگیرد. او با موانعی مانند فقدان نقشه هتل، تلههای انفجاری و دخالت رسانهها مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند نبرد تنبهتن با تروریست علی، نجات گروگانها و دیالوگ بهیادماندنی «بالا نیایید، من خودم از پسشون برمیام»، به موضوعات فداکاری، میهنپرستی و زندگی شخصی یک سرباز میپردازد. با این حال، به دلیل برخی صحنههای بیشازحد احساسی و پایان قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۸.۱/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی آدیوی سش، کارگردانی، موسیقی سریچارن پاکالا و سکانسهای اکشن تحسین شدند، اما فیلمنامه گاهی اغراقآمیز نقد شد
خلاصه داستان: فیلم «کریسمس خونین» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی جو بگوس است که داستان توری تومز (رایلی دندی)، صاحب یک فروشگاه موسیقی، را در شب کریسمس روایت میکند. توری که قصد دارد با کارمندش رابی (سم دلیچ) خوش بگذراند، با یک سانتا رباتیک (ابراهام بنروبی) مواجه میشود که به دلیل نقص فنی (بازگشت به برنامهنویسی نظامی وزارت دفاع آمریکا) در فروشگاه اسباببازی محلی به قتلعام میپردازد. توری و رابی، پس از بازدید از دوستانشان، جِی (جونا ری) و لانا (دورا مدیسون)، در فروشگاه اسباببازی، درگیر مبارزهای خونین برای بقا میشوند. داستان با صحنههایی مانند قتلهای خشن با تبر، تعقیب و گریز در فروشگاه با نورپردازی نئونی، و پایانبندی که توری پس از نابودی سانتا رباتیک خسته و خونآلود به خیابان میرسد، به موضوعات بقا، طنز سیاه و وحشت تعطیلات میپردازد. با این حال، به دلیل دیالوگهای بیشازحد، ریتم کند در ۳۰ دقیقه ابتدایی و داستان ساده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و ۷۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی دندی، جلوههای گور و فضای دهه ۸۰ تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و استفاده بیشازحد از دوربین ۱۶ میلیمتری نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «یک افسانه در نهایت» یک موزیکال فانتزی-خانوادگی به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی اریک پیتر کارلسون است که از آثار جیم هنسون و دیزنی الهام گرفته شده است. داستان درباره اسکای (امیلی شنات)، یک دانشآموز دبیرستانی منزوی است که پس از مرگ پدرش با غم و اندوه دستوپنجه نرم میکند و در مدرسه با همسالانش سازگار نیست. او هنگام تماشای یک نمایش عروسکی در مدرسه، بهطور جادویی به پادشاهی خیالی سلستیا منتقل میشود، جایی که بهعنوان پرنسس ژنو شناخته میشود. اسکای باید برای نجات پدرش، پادشاه (گابریل بورافاتو)، از دست جادوگر شرور، مادام میزِرابل (بریجت ویندر)، و دستیاران طنزش سفری پرماجرا را آغاز کند. او با شخصیتهایی مانند کورنلیس (تیموتی ان. کوپاچ)، عروسکهای حیوانی شبیه خرس عروسکی، و موجودات عجیب مواجه میشود. فیلم با استفاده از انیمیشن، عروسکگردانی، و تغییر به فیلمبرداری سیاهوسفید، به موضوعات سوگ، خودشناسی و قدرت تخیل میپردازد. با این حال، به دلیل داستان آشوبناک، دیالوگهای بیشازحد توضیحی، آهنگهای ضعیف، و جلوههای ویژه غیرحرفهای، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۳.۲/۱۰ در IMDb و ۹۲٪ Popcornmeter در Rotten Tomatoes). بازی ویندر، عروسکها، و پیام عاطفی درباره پذیرش فقدان تحسین شدند، اما کارگردانی آماتور، بازیهای ضعیف، و داستان غیرمنسجم نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «گمراه» یک تریلر اکشن-جنایی است که حول محور تحقیقات قتل جوانی به نام آکاش ساردانا میچرخد. داستان با قتل آکاش در خانهاش آغاز میشود، که ابتدا به نظر یک سرقت میرسد، اما وقتی یک سلفی از همسایه مظنون را نشان میدهد، تحقیقات پیچیده میشود. شیوانی ماتور، افسر پلیس جوان، متوجه میشود که مظنون دارای یک دوقلو با ظاهری یکسان است: آرجون، مردی موفق، و سوراج (رونی)، یک کلاهبردار باهوش. داستان با فلشبکهایی به زندگی عاشقانه آرجون با جانوی و سرقت ناموفق سوراج با دوستش چادی، به موضوعات عشق، خیانت و هویت میپردازد. شیوانی و رئیسش، با بررسی سرنخهایی مانند پیامهای مرموز و شواهد متناقض، تلاش میکنند تا قاتل واقعی را شناسایی کنند. فیلم با صحنههای اکشن مانند تعقیبوگریز و مبارزات، و پیچشهای داستانی مانند افشای ارتباط دوقلوها، به اوج میرسد. با این حال، به دلیل فیلمنامه پراکنده، آهنگهای غیرضروری که ریتم را کند میکنند و بازسازی نزدیک به فیلم تامیلی «تدام» (۲۰۱۹)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، صحنههای اکشن و داستان تعلیقی تحسین شدند، اما روایت قابلپیشبینی و کارگردانی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مرد در برابر مار: داستان بلند و پیچیده نیبلر» یک مستند است که داستان تیم مکوی، یک گیمر معمولی از آیووا را روایت میکند که در سال ۱۹۸۴، با یک سکه و بیش از ۴۴ ساعت بازی بیوقفه، اولین نفری در تاریخ شد که در بازی آرکید نیبلر، نسخه اصلی بازی «مار» معروف در گوشیهای نوکیا، به امتیاز یک میلیارد رسید. این دستاورد او را به قهرمانی محلی تبدیل کرد که حتی روزی به نام «روز تیم مکوی» در شهر اوتوموا نامگذاری شد. بیست و پنج سال بعد، شایعاتی درباره امتیازی بالاتر توسط یک قهرمان کیکبوکسینگ ایتالیایی به نام انریکو زانتی منتشر میشود که اعتبار رکورد تیم را زیر سؤال میبرد. تیم که حالا میانسال و از نظر جسمی آماده نیست، تصمیم میگیرد برای بازپسگیری رکوردش در مقابل رقبایی مانند دواین ریچارد تلاش کند. داستان با صحنههایی از بازیهای ماراتنگونه، تصاویر آرشیوی دهه ۸۰ و انیمیشنهای طنز، به موضوعات پشتکار، رقابت و نوستالژی فرهنگ آرکید میپردازد. با این حال، به دلیل شباهت زیاد به مستند «پادشاه کنگ» و تمرکز بیشازحد روی تیم بدون عمق کافی در تاریخچه بازی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. شخصیتهای واقعی، فضای نوستالژیک و داستان الهامبخش تیم تحسین شدند، اما ریتم کند و کمبود اطلاعات درباره خود نیبلر نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «لونا برو: کریسمس لونا در سراسر جهان» یک انیمیشن خانوادگی-آموزشی است که داستان لونا، ماه سخنگو، و سه دوستش، لئو، اندی و کارمن را دنبال میکند. در شب کریسمس، کشتی سیرک فابولوسو به اشتباه به قطب جنوب میرسد و در آنجا گیر میکند. بچهها نگرانند که بابانوئل آنها را پیدا نکند، اما لونا آنها را هدایت میکند تا کریسمس را برای همه، از جمله یک جوجه اردک بامزه به نام لیل تینی که بهطور مخفیانه در کشتی است، نجات دهند. آنها در این مسیر با سنتهای کریسمس در کشورهای مختلف مانند تیوی نادال در اسپانیا، پر نوئل در فرانسه و تومته در سوئد آشنا میشوند. داستان با صحنههایی مانند آوازخوانی گروهی، ماجراهای طنزآمیز در برف و یک لحظه پرتنش در دودکش، به موضوعات دوستی، همکاری و تنوع فرهنگی میپردازد. با این حال، به دلیل طولانی بودن (۴۶ دقیقه) برای کودکان خیلی خردسال و برخی صحنههای پرتنش مانند گیر کردن در طوفان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. انیمیشن رنگارنگ، آهنگهای شاد مانند «همه چیزی که برای کریسمس میخوام تویی» و پیامهای مثبت درباره نوعدوستی تحسین شدند، اما داستان ساده و برخی تکرارها نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «دوم ۳» یک اکشن-جنایی-هیجانی است که داستان ساحر، یک شعبدهباز و دزد ماهر را دنبال میکند که با مهارتهای تردستی و برنامهریزی دقیق، از بانکهای شیکاگو سرقت میکند تا انتقام مرگ پدرش را بگیرد، که به دلیل فشارهای مالی بانک وسترن به خودکشی واداشته شده بود. جَی دیکسیت، پلیس سرسخت هندی، به همراه دستیارش علی برای دستگیری ساحر به شیکاگو فرستاده میشوند. ساحر که در سیرک بزرگ شیکاگو کار میکند، با آلیا، رقاصی بااستعداد، همکاری میکند و رابطهای عاطفی بین آنها شکل میگیرد. جَی با افسر پلیس شیکاگو، ویکتوریا، همکاری میکند تا تلهای برای ساحر بگذارد، اما نقشههای ساحر با استفاده از موتورسیکلت و تردستی، آنها را ناکام میگذارد. داستان با تعقیبوگریزهای پرهیجان مانند فرار روی پل، پیچشهای داستانی مانند هویت دوگانه ساحر، و صحنههای احساسی از گذشته او، به موضوعات انتقام، عشق و وفاداری میپردازد. فیلم با صحنهای در سد شیکاگو به اوج میرسد که ساحر با انتخابی دراماتیک مواجه میشود. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، ریتم کند در نیمه اول، و تمرکز بیشازحد روی جلوههای بصری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صحنههای اکشن خلاقانه، موسیقی متن مانند «Malang» و «Kamli»، و اجراهای اصلی تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند.