خلاصه داستان: داستان درباره یه کاراگاه به نام چوی هیونگ-گو است که سالها پیش نتونست یه قاتل زنجیرهای رو دستگیر کنه و این موضوع زندگیش رو نابود کرده. حالا بعد از 15 سال، وقتی که مهلت قانونی تعقیب قاتل تموم شده، مردی به نام لی دو-سوک یه کتاب پرفروش مینویسه و ادعا میکنه همون قاتله. چوی که از این ادعا عصبانیه، با یه تیم غیررسمی همراه میشه تا حقیقت رو پیدا کنه، در حالی که دو-سوک با جذابیتش مردم رو فریب میده. این فیلم پر از تعلیق و پیچش داستانیه که سوال میکنه عدالت واقعاً چیه.
خلاصه داستان: داستان درباره یک پسر 19 ساله به نام میونگ-هون است که بعد از ماموریت ناموفق جاسوسی پدرش در کره شمالی، به همراه خواهر کوچیکترش به یه اردوگاه کار اجباری فرستاده میشه. برای نجات خواهرش، اون داوطلب میشه که به عنوان جاسوس به کره جنوبی بره. اونجا به عنوان یه پناهنده وارد دبیرستان میشه و با دختری به نام هه-این آشنا میشه که از قلدرها نجاتش میده. در حالی که سعی داره ماموریتش رو انجام بده، هم دولت کره جنوبی دنبالش میافته و هم یه قاتل از کره شمالی براش فرستاده میشه. این فیلم پر از اکشن و احساساته که مبارزه میونگ-هون برای زنده موندن و نجات خواهرش رو نشون میده.
خلاصه داستان: "کارآموز خونسرد" داستان گو ههرا رو روایت میکنه، یه زن تو چهلسالگیش که بعد از ۷ سال دوری از کار، بهعنوان کارآموز به دنیای کار برمیگرده. اون که قبلاً توی یه شرکت بزرگ کار میکرد، حالا با پیشنهاد چوی جیوون، همکار سابقش، وارد یه موقعیت عجیب میشه: اخراج مادرای شاغل. ههرا که شوهرش بیکار شده، چارهای جز قبول این کار نداره، اما وقتی جیوون خودش حامله میشه، همهچیز بههم میریزه.
خلاصه داستان: "دایره" داستان ۵۰ غریبه رو روایت میکنه که توی یه اتاق تاریک بیدار میشن و دور یه گنبد سیاه ایستادن. هر دو دقیقه، یکیشون با یه دستگاه عجیب کشته میشه، مگه اینکه از دایرهشون بیرون برن که اونم مرگ داره. وقتی میفهمن میتونن با رأیگیری انتخاب کنن کی بمیره، گروهها و تعصبات شکل میگیرن و یه بازی روانی پرتنش شروع میشه که نشون میده آدما توی موقعیتای سخت چطور تصمیم میگیرن.
خلاصه داستان: "سیندرلا" داستان هیون سو رو روایت میکنه، دختری که با مادرش یون هی، یه جراح پلاستیک معروف، زندگی میکنه. وقتی دوستای هیون سو بعد از عمل جراحی صورتشون خودکشی میکنن، اون مشکوک میشه و توی زیرزمین خونهشون دنبال جواب میگرده. اونجا رازهای تاریکی از گذشته مادرش و یه روح مرموز پیدا میکنه که به زیبایی و انتقام وصلن.
خلاصه داستان: "کریسمس در آگوست" داستان جونگ وون رو روایت میکنه، یه عکاس سی و چند ساله که توی سئول یه مغازه عکس کوچیک داره. اون که میدونه به یه بیماری لاعلاج مبتلاست، روزاش رو آروم و ساده میگذرونه تا اینکه با دا ریم، یه مأمور پارکینگ جوون، آشنا میشه. این دو کمکم به هم نزدیک میشن، اما جونگ وون قبل از اینکه عشقشون عمیقتر بشه، تصمیم میگیره به خاطر حالش از دا ریم فاصله بگیره.
خلاصه داستان: "قهرمان" داستان سونگ هو رو روایت میکنه، یه سوارکار معروف که توی یه حادثه بیناییش رو از دست میده و زندگیش نابود میشه. اون با یه اسب آسیبدیده به اسم وو بک آشنا میشه که مثل خودش توی گذشته گیر کرده. این دو با هم دوباره راهشون رو پیدا میکنن و توی یه مسابقه بزرگ، امید و شجاعتشون رو به همه نشون میدن.
خلاصه داستان: "نفسگیر" داستان سانگ هون رو روایت میکنه، یه وصولکننده بدهی خشن و بیرحم که توی یه محله فقیرنشین کار میکنه. اون که از بچگی با خشونت بزرگ شده، با یون هی، یه دختر دبیرستانی روبهرو میشه که مثل خودش سرسخته. این دو کمکم یه رابطه عجیب و شکننده شکل میدن که توی دنیای تاریک و بیرحمشون، یه نور امیده.
خلاصه داستان: "سوختن" داستان جونگ سو رو روایت میکنه، یه نویسنده جوون که با هه می، دختری از محله قدیمیش، دوباره روبهرو میشه. وقتی هه می از سفر برمیگرده و بن، یه مرد مرموز و ثروتمند، رو با خودش میاره، جونگ سو حسادت و کنجکاویش گل میکنه. بعد از یه حرف عجیب بن درباره "سوزوندن گلخونهها" و گم شدن ناگهانی هه می، جونگ سو توی یه سرگردونی پر از راز و تردید گیر میافته.
خلاصه داستان: "ریشآبی" داستان سونگ گون رو روایت میکنه، یه پزشک که بعد از طلاق به یه کلینیک توی محله قدیمی سئول میره. اون وقتی توی آپارتمان جدیدش با صاحبخونه عجیبش و یه سری حرفای مشکوک روبهرو میشه، کمکم شک میکنه که شاید قاتل زنجیرهای که توی اخبار میگن، همین نزدیکا باشه. وقتی یه بیمار بیهوش زیر دستش اعترافات عجیبی میکنه، ترس و کنجکاوی سونگ گون رو به یه راز تاریک میکشونه.