خلاصه داستان: در دهه ۱۹۴۰ در شهر حیدرآباد، یک داستان عاشقانه و دراماتیک در جریان است که در پس زمینه تقسیم هند رخ میدهد. رواقی، دختری از خانواده ثروتمند، عاشق زلفی بارگه میشود، اما زندگی او با آمدن دیوالی بارگه، برادر زلفی، به هم میریزد. دیوالی، که از گذشتهای دردناک رنج میبرد، به شهر میآید و روابط پیچیدهای را آغاز میکند که منجر به خیانت، درد و از هم پاشیدگی خانوادههایی میشود که تا به حال پایدار به نظر میرسیدند. در حینی که شهر در آستانه تقسیم قرار دارد، رواقی و دیوالی مجبور میشوند با عشق، وفاداری و قربانی در یک دنیای در حال تغییر مواجه شوند.
خلاصه داستان: در یک مهمت بحرانی، یک تیم از ناوگان دریایی آمریکا به یک جزیره دورافتاده اعزام میشود تا یک تهدید ناشناخته را مهار کنند. آنها به زودی میفهمند که جزیره مسکونی از موجودات مرموز و خطرناکی پر شده است که به تدریج تیم را تضعیف میکنند. در حالی که اعضای تیم با ترس و شک در خود و یکدیگر دست و پنجه مینازند، باید با استفاده از تجهیزات محدود و هوش جمعی خود، نجات خود را از دام این موجودات مرموز تضمین کنند.
خلاصه داستان: بعد از بمباران سرزمین زیرزمینی، للوش برادرش نانلی و دوستش سوزاکو را به سلامت به سطح زمین میبرد. در حالی که للوش و سوزاکو در یک ماموریت نظامی مشغول هستند، نانلی و رویو به دیدار از دوست قدیمی خود لامپروورگ میروند. اما این دیدار به فاجعهای تبدیل میشود و نانلی و رویو از سوی یک گروه تروریستی ربوده میشوند. للوش و سوزاکو برای نجات آنها به ماموریت میروند و با یک توطئه خطرناک مواجه میشوند که میتواند سرنوشت جهان را تغییر دهد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۸، در ژاپن در زمان جنگ جهانی دوم، دو خواهر و برادر یتیم به نامهای ستاکا (۱۴ سال) و ستسوکو (۴ سال) تلاش میکنند در شرایط بحرانی زندگی کنند. پدرشان در نیروی دریایی جنگجو و مادرشان در بمباران شهر کوبه کشته شدهاند. آنها مجبور میشوند خودشان را در یک مکان خلوت و کنار یک رودخانه پنهان کنند و با کمبود غذا و سختیهای زندگی روزمره روبرو شوند. در این بین، رابطه عمیق و صمیمانه آنها با یکدیگر و تلاش برای حفظ امید در شرایط بحرانزده، داستان را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: داستان فیلم «مأمور مالیات» درباره دو مأمور مالیات در لسآنجلس است که وظیفهشان جمعآوری پول از گروهکهای خلافکار است. زندگی آنها به هم میریزد وقتی که یک رقیب خطرناک ظهور میکند و تهدیدی جدی برای تجارت و خانوادهشان بهشمار میآید. درگیریهای خشونتآمیز و تنشهای بالا در جریان است تا آنها بتوانند امنیت خود و عزیزانشان را حفظ کنند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از مهندسان و معماران برجسته جهان برای طراحی و ساخت پل جدیدی در یک منطقه جغرافیایی حساس و استراتژیک فراخوانده میشوند. این پل نه تنها باید از نظر فنی و مهندسی بدون عیب و نقص باشد، بلکه باید نمادی از صلح و همکاری بینالمللی نیز باشد. در طول فرآیند ساخت، تیم با چالشهای غیرمنتظرهای روبرو میشوند که تست میگیرند و نیروی ایمان و تعهد آنها را به چالش میکشند.
خلاصه داستان: در سال 1987، در یک روز گرم تابستانی در تگزاس، یک جفت جوان در حال رانندگی در جادههای خلوت هستند. آنها به طور ناگهانی با یک افرادی که خود را "کشیش" معرفی میکنند، مواجه میشوند. این افراد به نظر میرسند که قصد دارند آنها را به یک جای دور از شهر ببرند. اما این جفت جوان به زودی متوجه میشوند که این "کشیش" در واقع یک قاتل سریالی خطرناک است که قصد دارد آنها را به عنوان قربانی بعدی خود انتخاب کند. آنها مجبور میشوند با تمام توان خود در یک مسابقه مرگبار علیه زمان و این قاتل وحشی شرکت کنند تا بتوانند از دست او فرار کنند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۵۰ در یک دضایع نفت دورافتاده در آمریکای جنوبی، چهار مرد نا امید برای فرار از شرایط سخت زندگی خود تصمیم میگیرند تا دو تریلی حامل نفت گلولهای را از طریق یک مسیر خطرناک و پر از موانع منتقل کنند. این مسافت خطرناک، که با تهدید انفجار مداوم همراه است، باعث میشود روحیه و رابطههای آنها تضعیف شود و تنشهایی عمیق بین آنها ایجاد شود.
خلاصه داستان: در آینده نزدیک، جراحی تبدیل به یکی از محبوبترین هنرهای جهان شده است. سینتین و کپوت، دو هنرمند سرشناس، در نمایشهای زنده خود، اعضای جدیدی را که در بدن سینتین رشد کردهاند، برداشت میکنند. اما این هنر در حالی آغاز به گسترش میشود که جراحان دیگری با هدف کشت اعضای انسانها و فروش آنها به بیماران، شروع به قتلهای زنجیرهای میکنند. در این بین، تیم افسر پلیس وارد میشود تا این قاتلان را دستگیر کند. اما آیا او میتواند این کار را انجام دهد؟
خلاصه داستان: در سال 1937، یک دزد بینالمللی به نام پپه لو موکو در کاسابلانکا، مراکش، پنهان شده و در حال فرار از پلیس فرانسه است. او در محلهای زیرزمینی زندگی میکند و با مردم محلی در ارتباط است. یک روز، یک زن فرانسوی ثروتمند به نام گابی وارد زندگی او میشود و بین آنها عشقی شدید شکل میگیرد. این عشق باعث میشود پپه به دنبال فرصتی برای فرار از کاسابلانکا و آزادی باشد، اما در نهایت به دام خودش افتاده و با سرنوشت تلخی روبرو میشود.