خلاصه داستان: یک مستند تحسینشده محصول سال ۲۰۲۱ تایلند به کارگردانی بانجوئی پانویاکارن و ناتچا پانویاکارن است. این فیلم که با نام «مدیوم» شناخته میشود، داستان «نیم» (با بازی ساوانی ونگتای) را روایت میکند؛ زنی که به عنوان واسطهای برای الهه بای ما در منطقه ایسان تایلند فعالیت میکند. زندگی او زمانی دستخوش تغییرات عجیب و ترسناک میشود که برادرزادهاش «مینگ» (با بازی نیرمون سیریت چاوانا) شروع به نشان دادن رفتارهای غیرعادی و ماوراءالطبیعه میکند. تیم فیلمبرداری که برای ثبت زندگی نیم آمده بود، شاهد وقایع فراطبیعی هولناکی میشوند که به تدریج خانواده را درگیر یک تسخیر شیطانی مرموز و خطرناک میکند. این فیلم با ترکیب سبک مستند و وحشت روانی، اثری خوفناک و به یاد ماندنی خلق کرده است.
خلاصه داستان: یک دانشجوی جوان به نام جکسون هیگینز که در آزمایشگاه هستهای پاندورا کار میکند، ناگهان با یک فاجعه اتمی ویرانگر مواجه میشود که کل شهر را تهدید میکند. این فیلم مهیج محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی پارک جونگ-وو و با بازیگری کیم نام-گیل، کیم جو-هیون و جونگ جین-یونگ، داستان تلاش قهرمانانه جکسون را برای جلوگیری از انفجار یک راکتور هستهای روایت میکند که میتواند فاجعهای به مراتب بزرگتر از خود راکتور را به همراه داشته باشد. در این میان، او باید علاوه بر نجات جان هزاران نفر، با خاطرات دردناک گذشته خود نیز روبرو شود و ثابت کند که یک قهرمان واقعی کیست.
خلاصه داستان: در آیندهای دور، زمین به مکانی غیرقابل سکونت تبدیل شده و انسانها برای بقا به سیارههای دیگر کوچ کردهاند. کاترینا، یکی از ساکنان کلونی انسانی در سیاره کپلر-۲۰۹، با زندگی سخت و پرتلاش خود در محیطی خشن و بیرحم روبرو است. او که به تازگی شوهرش را از دست داده، باید به تنهایی از دو فرزندش محافظت کند. زمانی که سیگنالهای مرموزی از زمین به دست میرسد که نشاندهنده امکان بازگشت به سیاره مادری است، امید تازهای در دل ساکنان کلونی زنده میشود. اما کاترینا به زودی متوجه میشود که این سیگنالها ممکن است بخشی از یک توطئه بزرگتر باشند و حقیقت پشت پرده این پیامها، آینده کلونی و خانوادهاش را به خطر بیندازد. این فیلم علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی تیم فیلبک و با بازی نورا آریزنر، ایان گلن و سارا-سوفی بوسینا، داستانی مهیج از فداکاری، امید و مبارزه برای بقا را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک کارگردان تئاتر به نام توماس، پس از یک روز خستهکننده برای انتخاب بازیگر زن نمایشنامهی «ونوس در خز» اثر لئوپولد فون زاخر-مازوخ، در حال ترک سالن تمرین است که ناگهان زنی مرموز و جذاب به نام وندا، با ظاهری نامرتب و با لهجهای عامیانه، از راه میرسد. او که دیر کرده و اصرار دارد برای نقش خوانده شود، توماس را متقاعد میکند که یک تست بازیگری برگزار کند. وندا به تدریج شخصیتش را تغییر میدهد و خود را در نقش زنی اشرافی و مسلط به نام وندا فون دونایف نشان میدهد که کاملاً با شخصیت نمایشنامه همخوانی دارد. او نه تنها دیالوگها را از بر میخواند، بلکه در جزئیات داستان و شخصیتها غرق میشود. رفتهرفته، مرز بین واقعیت و نمایش محو شده و وندا کنترل اوضاع را به دست میگیرد و توماس را در یک بازی روانی پیچیده و اغواگرانه گرفتار میکند. این فیلم محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی رومن پولانسکی و با بازی درخشان امانوئل سینیه و متیو آمالریک است که اقتباسی سینمایی از نمایشنامهی تونی کوشنر محسوب میشود.
خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی اسکات اسپیر با بازی الکساندرا شیپ در نقش اصلی است. داستان درباره زنی به نام کریستین است که در یک تصادف رانندگی وحشتناک همسرش را از دست میدهد و خودش به شدت مجروح میشود. پس از این حادثه، او با کمک یک درمانگر غیرمعمول به نام بز (با بازی فامکه یانسن) در تلاش است تا با خاطرات و احساساتش کنار بیاید. اما به تدریج کریستین متوجه میشود که در دام یک توهم پیچیده و ترسناک گرفتار شده است که مرز بین واقعیت و خیال را محو کرده و او را به سمت جنون میکشاند. این فیلم درام روانشناختی با حال و هوای تاریک خود، تماشاگر را درگیر سفر درونی شخصیت اصلی و کابوسهایی میکند که پایانناپذیر به نظر میرسند.
خلاصه داستان: مایکل هانکه در اولین فیلم بلند خود (۱۹۸۹) داستان خانوادهای اتریشی شامل گئورگ، همسرش آنا و دختر کوچکشان اِوا را روایت میکند که در ظاهر زندگی مرفه و آرامی در وین دارند. آنها درگیر روزمرگیهای بیمعنا و جامعه مصرفی شدهاند و به تدریج از درون تهی میشوند. این خانواده به ظاهر عادی، تصمیم میگیرند تا به طور کامل از جامعه قطع رابطه کرده و همه داراییهای خود را نابود کنند. فیلم با رویکردی مینیمال و بیرحم، فرآیند فروپاشی روانی و نابودی تدریجی این خانواده را به تصویر میکشد و تماشاگر را با پرسشهایی عمیق درباره معنای زندگی و جامعه مدرن مواجه میسازد.
خلاصه داستان: در شهری کوچک و آرام، زندگی سه نوجوان با ورود غریبهای مرموز به نام «کای» برای همیشه تغییر میکند. کای که ادعا میکند از سرزمینی دوردست و اسرارآمیز به نام «سرزمین خورشید» آمده، رازی بزرگ را با خود حمل میکند: او میتواند انرژی خورشید را کنترل کند. اما این قدرت بینظیر مورد طمع گروهی شرور به رهبری «موروس» قرار میگیرد که قصد دارند از آن برای تسلط بر جهان استفاده کنند. حالا این سه دوست — «لیو»، «میا» و «بن» — باید در کنار کای بایستند و از قدرت او محافظت کنند. آنها درگیر ماجراجویی پرخطری میشوند که در آن باید راز گذشته کای را کشف کرده و قبل از اینکه موروس به قدرت برسد، او را متوقف کنند. این نبرد، نه تنها آینده شهرشان، بلکه سرنوشت تمام جهان را تعیین خواهد کرد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۵ و در روزهای پایانی جنگ ویتنام، سفارت آمریکا در سایگون صحنه آشوب و هرج و مرجی است که با نزدیک شدن نیروهای ویتنام شمالی به شهر، هر لحظه ابعاد آن گستردهتر میشود. روری کندی، کارگردان این مستند، با بهرهگیری از تصاویر آرشیوی خیرهکننده و مصاحبههای دستاول با شاهدان عینی، داستان تلاشهای قهرمانانه و گاه مأیوسکننده دیپلماتها، سربازان و شهروندان آمریکایی را روایت میکند که برای نجات جان هزاران ویتنامی جنوبی که با آنها همکاری کرده بودند، دست به کار شدند. این فیلم لحظات سرنوشتسازی را به تصویر میکشد که در آن تصمیمات آنی، فداکاری و هراس در هم آمیخته شده و صحنههایی فراموشنشدنی از تخلیه با بالگرد از پشت بام سفارت را ثبت میکند. «روزهای پایانی در ویتنام» یک روایت تنشزا و انسانی از یکی از پرتلاطمترین صفحات تاریخ معاصر است.
خلاصه داستان: فیلم «پرنبوع» (۲۰۱۸) به کارگردانی رام و با بازی ماموتی، سادانا و آناسویا، داستان مردی به نام آمودوان را روایت میکند که پس از ترک همسرش، مسئولیت مراقبت از دختر نوجوانش پووایا را که به فلج مغزی مبتلاست، به تنهایی بر عهده میگیرد. این فیلم با نگاهی عمیق و انسانی، چالشهای پدری تنها را در مواجهه با بلوغ جنسی دخترش و نیازهای ویژه او به تصویر میکشد. آمودوان در این مسیر دشوار، با پیشداوریهای جامعه، مشکلات اقتصادی و فشارهای روانی مواجه میشود و برای حفظ کرامت و شادی دخترش تلاش میکند. «پرنبوع» که به معنای «بلوغ» است، روایتی صادقانه و تکاندهنده از عشق بیقید و شرط پدری، پذیرش و مبارزه برای یافتن زیبایی در دل رنج است.
خلاصه داستان: یک قصاب بدخلق به نام سارا در یک شهر کوچک اسپانیایی زندگی میکند که به خاطر اضافه وزنش دائماً مورد آزار و تمسخر قرار میگیرد. روزی در حالی که در استخر محلی شنا میکند، گروهی از نوجوانان قلدر او را آزار میدهند و همزمان مرد مرموزی به نام "نابودگر" ظاهر شده و آنها را میرباید. سارا شاهد این ماجراست اما تصمیم میگیرد سکوت کند و کسی را در جریان نگذارد. با شروع تحقیقات پلیس، سارا در موقعیت دشواری قرار میگیرد: آیا باید حقیقت را درباره ربایش نوجوانان قلدر فاش کند یا از فرصت برای انتقام شخصی استفاده نماید؟ این فیلم ترسناک روانی محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی کارلوتا پرادا، با بازی لورا گالن در نقش اصلی، به بررسی تاریکترین زوایای ذهن انسان و مرزهای اخلاقی در مواجهه با خشونت و زورگویی میپردازد.