خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم سولی (Sully) محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی کلینت ایستوود و با بازی تام هنکس در نقش کاپیتان چزلی «سولی» سالنبرگر، خلبان قهرمانی که در ۱۵ ژانویه ۲۰۰۹ با فرود اضطراری موفقیتآمیز هواپیمای مسافربری خود در رودخانه هادسون، جان تمام ۱۵۵ سرنشین را نجات داد. این فیلم برخلاف تصور عموم، تنها به شرح این واقعه نمیپردازد، بلکه بر پیامدهای پس از آن و تحقیقات رسمی NTSB (هیئت ملی ایمنی حمل و نقل) تمرکز دارد که سولی و کمکخلبانش جف اسکایلز (آaron Eckhart) را تحت فشار قرار میدهند تا ثابت کنند که آیا این فرود اضطراری واقعاً ضروری بوده یا خلبان میتوانسته به فرودگاه بازگردد و تصمیمی اشتباه گرفته است. فیلم با بازگشتهای زمانی به حادثه و رویدادهای پس از آن، فشار روانی، رسانهای و تحقیقاتی وارده بر سولی را به تصویر میکشد و در نهایت به تبرئه و تقدیر از این قهرمان میپردازد.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی چارلی چاپلین و با بازی میگان اُری، ادن شر، کُلبی گِیل و متیو ویلکاس، داستان دختر سیاهپوستی به نام جاسمین "جیزی" جانسون را روایت میکند که دانشجوی ممتاز و رهبر انجمن دانشجویی در یک دانشگاه معتبر است. زندگی او زمانی دستخوش تغییر میشود که در یک مهمانی با یک بازیکن فوتبال سفیدپوست درگیر شده و ویدئوی این ماجرا در فضای مجازی پخش میشود. این اتفاق باعث تهدید بورسیه تحصیلی و آینده او میشود. برای جبران این وضعیت، رئیس دانشگاه به او پیشنهاد میدهد که گروه رقص دختران سفیدپوست و بیهدف را آموزش دهد تا در مسابقات ملی رقص شرکت کنند. جیزی ابتدا با این ایده مخالف است، اما به ناچار میپذیرد و در این راه با چالشهای فرهنگی، نژادی و اجتماعی زیادی روبرو میشود. او باید این گروه را متحد کرده و به آنها اعتماد به نفس و مهارتهای رقص را آموزش دهد، در حالی که خودش نیز درسهای مهمی درباره دوستی، هویت و غلبه بر کلیشهها میآموزد. این فیلم با طنز و موزیکهای جذاب، نگاهی انتقادی به مسائل نژادی و طبقاتی در محیط دانشگاهی آمریکا دارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «متصل به هم» محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی پیتر و بابی فارلی و با بازی مت دیمون و گرگ کینر، داستان دو برادر دوقلو به نامهای باب و والت تنر را روایت میکند که از بدو تولد از ناحیه پهلو به یکدیگر متصل هستند. این دو برادر که در یک شهر کوچک زندگی میکنند، با وجود این شرایط، زندگی شاد و موفقی دارند و در رستوران خود به نام «تنرز» مشغول به کار هستند. باب که فردی خجالتی است، عاشق دختری به نام اِیپریل میشود و والت که شخصیتی برونگرا دارد، رویای بازیگری در هالیوود را در سر میپروراند. هنگامی که والت تصمیم میگیرد برای رسیدن به آرزویش به لسآنجلس برود، این دو برادر با چالشهای جدیدی روبرو میشوند و باید یاد بگیرند که چگونه در کنار هم به اهدافشان دست یابند.
خلاصه داستان: عملیات جیمز باند در استانبول به فاجعه ختم میشود و یک هارددیسک حاوی لیست عوامل نفوذی ناتو به دست تروریستها میافتد. باند که پس از این مأموریت ناپدید شده بود، با انفجاری در مقر MI6 به لندن بازمیگردد و متوجه میشود M مورد هدف قرار گرفته است. او با همراهی ایو، مأمور جدید، به تعقیب مرد مرموزی به نام رائول سیلوا میرود؛ هکری سابق که از گذشتهای تاریک با M انتقام شخصی دارد. سیلوا که از کارکنان سابق MI6 است، یک نقشه پیچیده را برای نابودی M و سازمان اطلاعاتی بریتانیا طراحی کرده و باند را به سفری از شانگهای تا اسکایفال، عمارت خانوادگی متروک خود در اسکاتلند، میکشاند. در این نبرد نهایی، باند نه تنها باید از M محافظت کند، بلکه باید با گذشته خود و ریشههای تاریک آن نیز روبرو شود. این فیلم به کارگردانی سام مندس و با بازی دنیل کریگ، خاویر باردم و جودی دنچ، پنجاهمین سالگرد مجموعه جیمز باند را با یک داستان شخصی و پرتنش جشن گرفت.
خلاصه داستان: فیلم «نشانهها» (۲۰۰۲) به کارگردانی ام. نایت شیامالان، با بازی مل گیبسون در نقش کشیش سابق گراهام هس، داستان مردی را روایت میکند که پس از از دست دادن همسرش در یک حادثه دلخراش، ایمان خود را به خدا از دست داده است. او به همراه دو فرزندش و برادرش مریل (خواکین فینیکس) در یک مزرعه دورافتاده زندگی میکند. زندگی آرام آنها با ظهور علائم مرموزی در مزرعه ذرت به هم میریزد؛ حلقههای عجیب و غریب که به نظر میرسد پیامی از سوی نیروهای ماوراءالطبیعه است. با پیشرفت داستان، این نشانهها به تهدیدی بیگانه و ترسناک تبدیل میشوند و گراهام را در موقعیتی قرار میدهند که باید برای نجات خانوادهاش، ایمان از دست رفته خود را باز یابد و با ترسهایش روبرو شود. فیلم با ترکیب ژانرهای علمی-تخیلی، ترسناک و درام، اثری پرتعلیق و تأملبرانگیز درباره ایمان، تقدیر و امید است.
خلاصه داستان: این فیلم نوآر روانشناختی به کارگردانی استیون نایت و با بازی متیو مککانهی و آن هتوی، داستان جان بیکر، کاپیتان یک قایق ماهیگیری را روایت میکند که زندگی آرامش در جزیره پلیکینز با ورود کانسوئلا، همسر سابقش که از او درخواست کمک میکند، دگرگون میشود. کانسوئلا از جان میخواهد که به او کمک کند تا همسر ثروتمند و خشن فعلی خود، فرانک زاریوس را به قتل برساند و در ازای آن، پنج میلیون دلار به او بدهد. جان که در ابتدا با این پیشنهاد مخالفت میکند، به تدریج تحت تأثیر وسوسه پول و احساسات گذشته قرار میگیرد و وارد بازی مرگبار و پیچیدهای میشود که در آن هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست و توطئهای تاریک در حال شکلگیری است.
خلاصه داستان: بیل موری در نقش فرانک کراس، مدیر شبکه تلویزیونی بیرحم و ثروتمندی است که تنها به پول و موفقیت فکر میکند. در شب کریسمس، او مجبور میشود یک برنامه ویژه پرخرج را اجرا کند و همه کارمندانش را وادار به کار میکند. اما این شب برای فرانک متفاوت خواهد بود. او توسط روح شریک سابقش که هفت سال پیش درگذشته، ملاقات میشود و سپس سه روح دیگر او را ملاقات خواهند کرد: روح کریسمس گذشته، حال و آینده. این ارواح به فرانک نشان میدهند که چگونه حرص و طمع و بیتفاوتی او به دیگران، زندگیاش را نابود کرده و او را به انسانی تنها و تلخ تبدیل کرده است. فرانک با دیدن گذشتهاش، عشق از دست رفتهاش کلر را به یاد میآورد و با مشاهده آیندهای ترسناک، درمییابد که باید تغییر کند. این کمدی مدرن که در سال ۱۹۸۸ توسط ریچارد دانر کارگردانی شده، بازسازی خلاقانهای از داستان کلاسیک «سرود کریسمس» چارلز دیکنز است.
خلاصه داستان: سلما (۲۰۱۴) به کارگردانی آوا دوورنی، روایتگر زندگی و مبارزات دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور (با بازی دیوید اوئلوا) در جریان مبارزات مدنی برای حق رأی سیاهپوستان در سال ۱۹۶۵ است. این فیلم بر روی یکی از نقاط عطف جنبش حقوق مدنی آمریکا تمرکز دارد: راهپیمایی تاریخی از شهر سلما تا مونتگمری در آلاباما، که به تصویب قانون حق رأی ۱۹۶۵ منجر شد. کارمن اجوگو در نقش کورتا اسکات کینگ، همسر مارتین لوتر کینگ، حضور دارد و تام ویلکینسون نقش رئیسجمهور لیندون بی. جانسون را ایفا میکند. فیلم با به تصویر کشیدن خشونتهای سیستماتیک علیه معترضان مسالمتآمیز، نقش رهبری دکتر کینگ و همکارانش در سازماندهی این حرکت تاریخی را به نمایش میگذارد و تأثیر عمیق این مبارزات بر دموکراسی آمریکا را برجسته میسازد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۴، کریستوفر اسپیلزبرگ فیلم علمی تخیلی اکشن «کرایو» را با بازی دایان گروبر، جرمی آیرونز و مورگان فریمن کارگردانی کرد. داستان در آیندهای نزدیک رخ میدهد که در آن یک شرکت فناوری پیشرفته به نام «کرایوژنیکس» فناوری انجماد انسانها را برای سفرهای فضایی طولانیمدت توسعه داده است. اما زمانی که یکی از محفظههای انجماد در حین یک مأموریت مریخ دچار نقص فنی میشود، خدمه مجبور میشوند برای زنده ماندن و مقابله با تهدیدات غیرمنتظره در فضا، با هم متحد شوند. این فیلم با جلوههای ویژه خیرهکننده و تعلیق نفسگیر، مرزهای علم و بقا را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «بروکلین» (۲۰۱۵) به کارگردانی جان کرولی و با بازی سیرشا رونان، یک درام عاشقانه بر اساس رمان کولم تویبین است که داستان الیس لیس (رونان)، دختر جوان ایرلندی را روایت میکند که در دهه ۱۹۵۰ برای یافتن فرصتهای بهتر به نیویورک مهاجرت میکند. او در بروکلین با تونی (اموری کوهن)، پسر ایتالیایی-آمریکایی آشنا شده و عاشق او میشود، اما پس از یک تراژدی خانوادگی مجبور به بازگشت به ایرلند میشود. در زادگاهش، او با جیم (دونال گلیسون)، مردی خوشتیپ و موفق آشنا میشود و در دوراهی عاطفی بین زندگی جدیدش در آمریکا و ریشههایش در ایرلند قرار میگیرد. این فیلم به زیبایی مسائل هویت، تعلق و انتخابهای دشوار زندگی را در قالب یک داستان شخصی و عمیق بررسی میکند.