خلاصه داستان: این فیلم ترسناک کمدی محصول سال ۱۹۸۶ به کارگردانی استیون هرک، داستان گروهی از بیگانههای کوچک و گرسنه به نام «کریترها» را روایت میکند که پس از فرار از یک سیاره زندان، به زمین میرسند و در یک شهر کوچک در کانزاس فرود میآیند. این موجودات پرخاشگر و دنداندار که میتوانند به شکل توپهای خاردار غلتان حرکت کنند، هر چیزی را که سر راهشان باشد میخورند و وحشت و مرگ به بار میآورند. در همین حال، دو شکارچی بیگانه به نام «اوگ» و «بایندر» برای نابودی آنها به زمین فرستاده میشوند. خانواده براون، به ویژه نوجوانی به نام براد (با بازی اسکات گریمز)، در کنار دیگر ساکنان شهر، باید برای مقابله با این موجودات فضایی ترسناک متحد شوند. فیلم با ترکیب عناصر ترسناک و طنز، صحنههای اکشن و جلوههای ویژه خلاقانه، به یکی از فیلمهای کالت دهه ۸۰ تبدیل شد و دنبالههای متعددی نیز به دنبال داشت.
خلاصه داستان: کاپیتان آمریکا: سرباز زمستانی (۲۰۱۴) به کارگردانی برادران روسو، با بازی کریس ایونز، اسکارلت جوهانسون و سباستین استن، داستان استیو راجرز (کاپیتان آمریکا) را در واشنگتن دیسی مدرن روایت میکند که در حال تطبیق با جهان معاصر است. وقتی یک نیروی مرموز به نام سرباز زمستانی، که یک قاتل بیرحم با بازوی مکانیکی است، به او حمله میکند، راجرز متوجه میشود که این مهاجم ممکن است از گذشته تاریک او باشد. در همین حال، یک توطئه بزرگ درون سازمان شیلد، به رهبری الکساندر پیرس (رابرت ردفورد)، آشکار میشود که تهدیدی برای آزادی جهانی است. راجرز به همراه بلک ویدو و فالکون، باید این توطئه را خنثی کرده و هویت سرباز زمستانی را فاش کند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: چهارمین قسمت از مجموعه فیلمهای بتمن سینمایی که جوئل شوماخر در سال ۱۹۹۷ کارگردانی کرد و با حضور آرنولد شوارتزنگر در نقش آقای فریز، یما تورمن در نقش پوینزن آیوی و کریس اودانل در نقش رابین، داستانی پر از اکشن و هیجان را روایت میکند. هنگامی که دانشمند سابق دکتر ویکتور فریرز پس از یک حادثه آزمایشگاهی به آقای فریز تبدیل میشود و برای نجات همسر بیمارش به دنبال الماسهای عظیم میگردد، بتمن و رابین باید با او مقابله کنند. در همین حال، شیمیدان زیبایی به نام پاملا آیزلی پس از یک آزمایش ناموفق به پوینزن آیوی تبدیل شده و با قدرت فریبندگی خود سعی در نابودی قهرمانان دارد. این فیلم با صحنههای اکشن خیرهکننده، طراحی تولید پر زرق و برق و بازی قابل توجه بازیگران، یکی از به یادماندنیترین فیلمهای ابرقهرمانی دهه ۹۰ است.
خلاصه داستان: این فیلم علمی-تخیلی نوآر به کارگردانی اندرو پترسون، در سال ۲۰۱۹ ساخته شده و با بازی سیریا واکر در نقش فی، یک اپراتور جوان و کنجکاو در دهه ۱۹۵۰، روایت میشود. داستان در یک شهر کوچک در نیومکزیکو اتفاق میافتد، جایی که فی و دوستش، دیل (با بازی جیک هوروویتز)، در یک شب آرام مشغول کار هستند. ناگهان، یک سیگنال صوتی مرموز و غیرقابل توضیح از طریق خطوط تلفن و رادیو پخش میشود که توجه آنها را جلب میکند. آنها تصمیم میگیرند این سیگنال را دنبال کرده و راز آن را کشف کنند، اما هرچه بیشتر پیش میروند، با حقایق ترسناک و غیرمنتظرهای درباره منشأ این صدا مواجه میشوند. این فیلم با استفاده از سبک بصری منحصر به فرد، فضاسازی پرتعلیق و روایتی جذاب، تماشاگر را به سفری مرموز و هیجانانگیز در دل تاریکی میبرد.
خلاصه داستان: یک دانشجوی کالج به نام والتر گیبسون در نیو انگلند، که در جلب توجه دختر موردعلاقهاش آلیسون ناموفق است، برای تعطیلات به کالیفرنیا میرود تا با یک دختر زیبا و مطمئن به نام نیکول قرار بگذارد. در طول سفر جادهای پرحادثه با یک دختر جدی و باهوش به نام آلیسون همسفر میشود. راب راینر در سال ۱۹۸۵ این کمدی عاشقانه کلاسیک را با بازی جان کیوزاک و دافنه زونیگا کارگردانی کرد. این فیلم پر از ماجراهای خندهدار و لحظات عاشقانه است که در نهایت به والتر کمک میکند تا بفهمد عشق واقعی چیست و چه کسی را واقعاً دوست دارد.
خلاصه داستان: یک مرد میانسال که هویت خود را از دست داده، پس از حملهٔ وحشیانه در ایستگاه راهآهن هلسینکی، دچار فراموشی کامل میشود. او بدون هیچ خاطرهای از گذشته خود، زندگی جدیدی را در حاشیهٔ شهر و میان جامعهٔ فقیرنشینان آغاز میکند و به تدریج با کمک همسایگان مهربان، دوستیهای تازه و عشق به یک زن تنها، معنای زندگی را دوباره مییابد. این فیلم سیاه و سفید به کارگردانی اکى کائورسماکی، کارگردان برجستهٔ فنلاندی، در سال ۲۰۰۲ ساخته شده و با بازی مارکا پلتو، کاتی اوتینن و جوها پنتیلا، تصویری طنزآمیز و انسانی از بازسازی زندگی و امید در میان فلاکت ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک کهنهسرباز سالخورده جنگ جهانی دوم به نام آرتی کرافورد (با بازی پیرس برازنان)، ۹۴ سال پس از نبرد D-Day، در خانه سالمندان خود در ایرلند شمالی زندگی میکند. او که هنوز از خاطرات جنگ و از دست دادن همرزمانش رنج میبرد، با غم از دست دادن همسرش کیت نیز دست و پنجه نرم میکند. آرتی تصمیم میگیرد برای ادای احترام به دوستان از دست رفتهاش، سفری طولانی و دشوار را به مقبره نظامی آمریکا در نورماندی فرانسه آغاز کند. او به طور غیرقانونی از خانه سالمندان فرار میکند و با شهامت و ارادهای مثالزدنی، این سفر را به تنهایی و با استفاده از وسایل نقلیه مختلف آغاز میکند. در طول مسیر، او با افراد مختلفی ملاقات میکند که هر یک به نوعی به او کمک میکنند و در عین حال، خاطرات گذشته برایش زنده میشود. این فیلم که در سال ۲۰۲۳ توسط ترنس مکدون کارگردانی شده، داستانی عمیق و احساسی درباره شجاعت، دوستی، یادبود و اهمیت روابط انسانی را روایت میکند و برازنان در نقش آرتی، بازی تحسینبرانگیزی از خود به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: فیلمی ترسناک و پرتعلیق به کارگردانی دنیل استام که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد و با بازی پاتریک فابیان، اشلی بل و لوئیس هرناندز به روی پرده سینماها رفت. داستان حول محور کشیشی به نام کاتن مارکوس میچرخد که پس از سالها انجام مراسم اخراج شیطان، اکنون به این باور رسیده که این مراسم تنها نوعی فریب و تلقین برای تسکین افراد است. او تصمیم میگیرد برای آخرین بار این مراسم را انجام دهد و این بار یک تیم مستندساز را نیز با خود همراه میکند تا حقیقت را آشکار کند. آنها به مزرعهای دورافتاده در لوئیزیانا میروند تا دختر نوجوانی به نام نل را که پدرش ادعا میکند توسط شیطان تسخیر شده، نجات دهند. اما به زودی متوجه میشوند که اتفاقاتی فراتر از تصوراتشان در حال رخ دادن است و این آخرین مراسم اخراج شیطان، به کابوسی واقعی تبدیل خواهد شد.
خلاصه داستان: یک تاجر لوازم ورزشی ساده در تایوان به نام بک کی-سون (با بازی جکی چان) ناگهان متوجه میشود که یک جاسوس بینالمللی بازنشسته است و زندگی عادی او به یک ماجراجویی پر از خطر و هیجان تبدیل میشود. زمانی که یک سازمان مخفی او را برای انجام یک مأموریت خطرناک استخدام میکند، بک کی-سون باید از مهارتهای رزمی خود برای زنده ماندن و کشف حقیقت پشت این توطئه استفاده کند. این فیلم اکشن محصول سال ۲۰۰۱ به کارگردانی تدلی تای و با بازی ستارگانی چون جکی چان، ویویکا ای فاکس و کیم یونگ-جون، ترکیبی از صحنههای اکشن نفسگیر و طنز را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: وودی آلن در سال ۲۰۰۱ با فیلم «نفرین کژدم یشمی» بار دیگر به ژانر کمدی جنایی بازگشت و اثری خلق کرد که با طنز ظریف و روایت پیچیدهاش مخاطبان را به دنیای دهه ۱۹۴۰ نیویورک میبرد. این فیلم که آلن علاوه بر کارگردانی، نویسندگی و بازی در نقش اصلی آن را نیز بر عهده دارد، داستان سی. دبلیو. بریگز، کارآگاه بیمهای باهوش اما بدبین و زنستیز را روایت میکند که زندگیاش با ورود بتی آن فیتزجرالد، کارآگاه جدیدی که روشهای مدرن و فمینیستی دارد، دگرگون میشود. رابطه این دو از همان ابتدا با تنش و رقابت همراه است، اما ماجرا زمانی پیچیده میشود که یک هیپنوتیزمکننده مرموز در یک کلوپ شبانه، هر دوی آنها را تحت تأثیر قرار داده و از آنها برای سرقت جواهرات گرانبها استفاده میکند. حال بریگز و فیتزجرالد باید در حالی که از هویت واقعی خود در حالت هیپنوتیزم بیخبرند، با همکاری یکدیگر این پرونده را حل کنند و در این مسیر، نه تنها با مجرمی خطرناک، بلکه با احساسات پیچیده خود نسبت به یکدیگر نیز روبرو میشوند. هلن هانت، دن آیکروید، الیزابت برکلی و چارلز دنس در کنار آلن، بازی درخشان و بهیادماندنیای از خود به نمایش میگذارند و فیلم با ترکیب هوشمندانهای از طنز، معما و عشق، اثری جذاب و سرگرمکننده را رقم میزند.