خلاصه داستان: فیلم بالون (۲۰۱۹) به کارگردانی سینان گورسوی، بر اساس داستان واقعی فرار دو خانواده از آلمان شرقی در سال ۱۹۷۹ ساخته شده است. لارس وبِرز (با بازی دیوید کراس) و پترا وتزل (آلیشیا فون ریتبرگ) به همراه همسر پترا، پیتر (فریدریش موکه)، بالون هوای گرمی مخفیانه میسازند تا از مرز خطرناک عبور کنند و به آزادی در غرب برسند. این درام هیجانانگیز پر از تنش، عشق خانوادگی و ریسکهای نفسگیر، ماجرای شجاعانهای را به تصویر میکشد که جهان را شگفتزده کرد.
خلاصه داستان: در فیلم «کیسهبر» (۲۰۲۴) به کارگردانی کولم مککارتی، سام کلافلین در نقش هری کلر، معلمی که در کودکی شاهد ربوده شدن کودکان توسط موجود افسانهای و ترسناک کیسهبر بوده، ظاهر میشود؛ اکنون این موجود شیطانی دوباره به سراغ او و خانوادهاش میآید و هری را وادار به مقابله با ترسهای سرکوبشده گذشتهاش میکند تا جان عزیزانش را نجات دهد، در حالی که آنتونیا توماس و ماریون بیلی نیز نقشهای کلیدی را ایفا میکنند و داستان با عناصر وحشت فولکلور و تعقیب نفسگیر پیش میرود.
خلاصه داستان: فیلم کمدی «بازگشت به مدرسه» به کارگردانی آلن آر. آرکوش در سال ۱۹۸۶، با بازی رادنی دیانجر فیلد در نقش ثورن هاتورن، تاجری ثروتمند و شوخطبع است که وقتی پسرش جیسون در دانشگاه شکست میخورد، تصمیم میگیرد خودش به کالج برود تا او را نجات دهد و حمایت کند. هاتورن با ورودش به محیط دانشگاه، با روشهای عجیب و غریبش همه چیز را زیر و رو میکند، از شرکت در مسابقات کشتی گرفته تا روابط عاشقانه با استاد ادبیات (سالی کلر)، در حالی که رابرت داونی جونیور نقش دوست وفادارش را ایفا میکند و ماجراهای خندهداری رقم میخورد که درسهایی از تلاش و دوستی به همراه دارد.
خلاصه داستان: در فیلم کمدی «مادر اجارهای» محصول ۲۰۰۸ به کارگردانی مایکل مککالرز، تینا فی در نقش کیت، مدیر اجرایی موفق اما نابارور ظاهر میشود که برای مادر شدن از خدمات رحم اجارهای استفاده میکند و آنجلا (امی پولر)، مادری تنها و بینظم را به عنوان حامل انتخاب مینماید؛ اما ورود ناگهانی آنجلا به زندگی منظم کیت، همراه با گرگ کینیر در نقش رابرت، همسایه جذاب کیت، منجر به ماجراهای خندهداری میشود که روابط، هویت و آرزوهای مادری را به چالش میکشد و در نهایت به دوستی عمیق و تحولات شخصی منجر میگردد.
خلاصه داستان: فیلم بابیلون A.D. به کارگردانی ماتئو کاسوویتز در سال ۲۰۰۸، با بازی وین دیزل در نقش تود، مزدور سرسخت آینده، میشل یئو و ملی ترئی، داستانی هیجانانگیز در جهانی دیستوپیایی روایت میکند؛ تود مأموریت دارد دختر جوانی به نام آورل را از روسیه به نیویورک برساند، اما در مسیر با تعقیب نیروهای مذهبی، ویروسهای مرگبار و خیانتهای پیدرپی روبرو میشود و رازهای شگفتانگیزی درباره هویت دختر فاش میگردد که سرنوشت بشریت را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: فیلم بیگانه در برابر شکارچی (۲۰۰۴) به کارگردانی پل دبلیو. اس. اندرسون با بازی سانا لاتان، لنس هانریksen و رائول بوا، داستان تیمی از دانشمندان و سربازان را روایت میکند که در اعماق یخهای قطب جنوب، هرمی باستانی کشف میکنند؛ جایی که شکارچیان فضایی (پرِداتورها) برای شکار بیگانگان (الیِنها) گرد هم آمدهاند و انسانها ناخواسته در میان این نبرد خونین و وحشتآور گیر میافتند و برای بقا میجنگند.
خلاصه داستان: فیلم آواتار (۲۰۰۹) به کارگردانی جیمز کامرون، با بازی سم ورثینگتون در نقش جیک سالی سرباز معلول، زوئی سالدانا به عنوان نیتیری بومی ناوی و سیگورنی ویور، داستان مردی را روایت میکند که از طریق فناوری آواتار، بدن ناوی را در سیاره پاندورا کنترل میکند؛ او ابتدا برای استخراج معدنی گرانبها به مأموریت میرود اما با زیبایی طبیعت پاندورا، عشق به نیتیری و فرهنگ ناویها آشنا شده و علیه شرکتهای طمعکار انسانی که میخواهند درخت مقدس را نابود کنند، شورش میکند و جنگی حماسی را رهبری مینماید.
خلاصه داستان: «ورزشکار A» (۲۰۲۰) به کارگردانی بونی کوهن و جان شنک، مستندی تکاندهنده از رسوایی جنسی گسترده در تیم ملی ژیمناستیک ایالات متحده است که بر اساس شهادتهای شجاعانه ورزشکارانی چون مگی نیکولز، ریچل دنهولندر و دیگران ساخته شده و پرده از جنایات لری ناسار، پزشک سابق تیم، برمیدارد؛ او که صدها دختر و زن جوان را تحت پوشش درمان پزشکی مورد سوءاستفاده جنسی قرار داد و سازمانهایی چون USA Gymnastics و FBI را به دلیل پنهانکاری و کوتاهی متهم میکند، روایتی واقعی از مبارزه برای عدالت و افشای فساد در ورزش حرفهای.
خلاصه داستان: فیلم در آستانه ابدیت (۲۰۱۸) به کارگردانی جولیان اشنابل، روایتی شاعرانه و عمیق از سالهای پایانی زندگی نقاش برجسته هلندی، ونسان ون گوگ است که ویلم دفو با بازی درخشان در نقش او، مبارزات درونی، خلاقیت بیپایان و انزوای او را به تصویر میکشد. داستان بر تمرکز ون گوگ بر طبیعت و آسمانهای پرستاره آرل، روابط پرتنشش با برادرش تئو (روپرت فرند)، پل گوگن (اسکار آیزاک) و ساکنان روستا متمرکز است و با استفاده از تکنیکهای نوآورانه فیلمبرداری، سفری بصری به ذهن آشفته و نابغه هنری او را رقم میزند.