خلاصه داستان: دختری نوجوان و معمولی اهل شهر نیویورک به نام کلاری فری پس از اینکه مادرش بطور ناگهانی مفقود می شود، متوجه حقیتی درباره خود می شود و آن اینکه وی در اصل نه یک انسان، بلکه عضو گروه جنگجویان نیمه انسان – فرشته هست که همواره در حال مبارزه با پلیدی ها به منظور دفاع از دنیا هستند. حال کلاری باید به این گروه از فرشته ها ملحق شود و به منطقه ای به نام « دنیای زیرزمینی » برود و با پلیدی ها مبارزه کند و…
خلاصه داستان: گروهی از محققان به سرپرستی فرانک و نامزدش زوئی، آزمایشی موفقیت آمیز در ارتباط با زنده کردن مردگان انجام می دهند اما رئیس دانشگاه تحقیقات آنها را تعطیل می کند و تمام ابزار آنان را نیزتوقیف می کند. اما گروه ناامید نشده و بصورت کنترل نشده آزمایش خود را ادامه می دهند که نتیجه وحشتناکی دارد و …
خلاصه داستان: نگهبانان؛ فیلمی فراطبیعی ترسناک به کارگردانی به نویسندگی و کارگردانی ایشانا نایت شامالان است. مینا هنرمند ۲۸ ساله در جنگلی وسیع و دست نخورده در ایرلند غربی گیر میافتد. پس از یافتن پناهگاه، او ناخودآگاه در کنار سه غریبه که هر شب توسط موجودات مرموز تحت نظر و تعقیب قرار میگیرند، گرفتار میشود…
خلاصه داستان: نقطه کور؛ فیلمی برنده جایزه اسکار در سبک بیوگرافی ورزشی درام به کارگردانی جان لی هنکوک است. «مایکل اوهر»، پسری آشفته و آواره که از خانوادهای تنگدست و فقیر پایین شهر است و آرزوی فوتبالیست شدن دارد…
خلاصه داستان: در فیلم تیکن 3 مامور سابق CIA به نام بریان میلز (لیام نیسون) درگیر توطئه قتل همسرش می شود و پلیس به عنوان مظنون اصلی به دنبال وی می باشد. او با کمک دوستانش در صدد حل ماجرا و یافتن قاتل می شوند و...
خلاصه داستان: در فیلم تیکن دختر 17 ساله یکی از مامورین سابق CIA، در سفری که به پاریس داشته، توسط عده ای دزدیده می شود و حال او با تکیه بر استعداد ها و مهارت هایی که دارد در اروپا به دنبال دخترش می گردد.
خلاصه داستان: پدر یکی از آدم رباها که به دست برایان میلز کشته شده بود، قسم می خورد در مسافرتی که خانواده میلز به استانبول ترکیه دارند، از او و همسرش انتقام بگیرد...
خلاصه داستان: یک رابطه خانوادگی؛ فیلمی رمانتیک کمدی به کارگردانی ریچارد لاگراونیس است. روایتگر داستان دختر جوانی به نام زارا با بازی جویی کینگ است که دستیار یک بازیگر مشهور به نام کریس کول با بازی زک افرون است. او به دلیل غرور و تکبر کریس کول از او متنفر است؛ اما همهچیز وقتی برای او بدتر میشود که زارا متوجه میشود که کریس و مادرش عاشق یکدیگر شدهاند…