خلاصه داستان: میکل واتسون پسری هشت ساله است که پس از مرگ مادرش برای مدتی نزد اقوام خود، پسرخالهاش هنری و خانوادهاش میرود. در ابتدا همه چیز عادی به نظر میرسد، اما به تدریج مایک متوجه رفتارهای عجیب و غریب و خطرناک هنری میشود. هنری که در ظاهر کودکی بیآزار و دوستداشتنی است، در واقع پسری روانپریش و بیرحم است که از آسیب رساندن به دیگران و حیوانات لذت میبرد. مایک سعی میکند بزرگترها را از حقیقت مطلع کند، اما هیچکس حاضر نیست باور کند که چنین کودکی میتواند چنین جنایاتی مرتکب شود. اوضاع زمانی بحرانی میشود که هنری مادر مایک را تهدید میکند و مایک مجبور میشود برای نجات جان خود و خانوادهاش، با این پسر شرور روبرو شود. این فیلم محصول سال ۱۹۹۳ به کارگردانی جوزف روبن و با بازی الایجا وود، مکالی کالکین و وینا شاو است.
خلاصه داستان: فیلمی در ژانر اسلشر به کارگردانی ایمی هولدن جونز که در سال ۱۹۸۲ منتشر شد. این فیلم با بازی میشل مایکلز، رابین استایل و مایکل ویلو در نقش گروهی از دختران نوجوان، داستان مهمانی خوابی را روایت میکند که توسط یک قاتل روانی به نام راس تورچ به خون و وحشت کشیده میشود. هنگامی که والدین یکی از دختران برای آخر هفته به سفر میروند، او و دوستانش تصمیم به برگزاری مهمانی خواب میگیرند. اما ورود ناخواسته یک متجاوز به نام راس تورچ، که از یک مرکز روانی فرار کرده، مهمانی را به کابوسی مرگبار تبدیل میکند. او با دریل برقی خود به قتل و وحشیگری میپردازد و دختران باید برای زنده ماندن بجنگند. این فیلم که توسط یک کارگردان زن ساخته شده، اغلب به عنوان اثری فمینیستی در ژانر اسلشر شناخته میشود و نگاهی طنزآمیز به کلیشههای این ژانر دارد.
خلاصه داستان: دو برادر نوجوان به نامهای مایکل و سم، به همراه مادرشان به شهر ساحلی سانتا کارلا نقل مکان میکنند. مایکل که بزرگتر است، شیفته دختری زیبا به نام استار میشود و برای جلب توجه او، با گروهی از جوانان خوشتیپ و مرموز شهر آشنا میشود. او به زودی متوجه میشود که این گروه در واقع گروهی از خونآشامهای بیباک و خطرناک به رهبری دیوید هستند. مایکل که به تازگی طعم خون را چشیده و در آستانه تبدیل شدن به یک خونآشام است، به همراه برادر کوچکترش سم و دو دوست عجیب و غریب او، برای نجات جانش و نابودی رهبر خشن گروه، وارد نبردی مرگبار میشوند. این فیلم ترسناک و کالت که در سال ۱۹۸۷ توسط جوئل شوماخر ساخته شده، با بازی کوری هایم، جیسون پاتریک و کیفر ساترلند، ترکیبی جذاب از وحشت، کمدی و درام نوجوانانه را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «چهره آخر» (The Last Face) فیلمی درام و عاشقانه محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی شان پن است. این فیلم با بازی شارلیز ترون در نقش دکتر وِرِن کِیمر، مدیر یک سازمان بشردوستانه بینالمللی، و خاویر باردم در نقش دکتر میگل لئون، یک پزشک داوطلب، روایت میشود. داستان در پسزمینه جنگ داخلی لیبریا و یک بحران انسانی در آفریقا شکل میگیرد، جایی که این دو پزشک در یک اردوگاه پناهندگان با یکدیگر آشنا میشوند. عشق شدید و پرشوری بین آنها شعلهور میشود، اما این رابطه در تقابل با تعهدات حرفهای، خطرات محیطی و مسائل اخلاقی پیچیدهای قرار میگیرد که نجات جان انسانها را به چالش میکشد. فیلم که با انتقادات متفاوتی روبرو شد، تلاش دارد تا پیوند میان عشق شخصی و مسئولیت اجتماعی در مواجهه با فاجعههای انسانی را به تصویر بکشد.
خلاصه داستان: فیلمی درام و کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردان بن لوین با بازی جان هاکس، هلن هانت و ویلیام اچ. میسی که بر اساس زندگی واقعی مارک اوبراین، شاعر و روزنامهنگار فلج آمریکایی ساخته شده است. داستان درباره مردی ۳۸ ساله است که به دلیل فلج ناشی از بیماری فلج اطفال در کودکی، بیشتر عمر خود را در دستگاه تنفسی آهنی گذرانده و تنها میتواند برای چند ساعت در روز از آن خارج شود. او که تصمیم به از دست دادن باکرگی خود میگیرد، با راهنمایی کشیش خود به سراغ یک درمانگر جنسی به نام شرون میرود. فیلم روایتگر تجربههای عمیق انسانی، عشق، صمیمیت و کشف هویت جنسی او در مواجهه با محدودیتهای فیزیکی است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: کارول یک ستاره مشهور هالیوودی است که از شهرت و فشار زندگی تحت نور پروژکتورها خسته شده است. او تصمیم میگیرد برای مدتی از انظار عمومی دور شود و در عین حال، میخواهد جایگزینی داشته باشد تا در رویدادهای مختلف به جای او حضور یابد. او با یک زن جوان و جاهطلب به نام پائولا آشنا میشود که شباهت زیادی به او دارد و او را به عنوان «جایگزین» خود استخدام میکند. پائولا که از این فرصت برای پیشرفت در دنیای بازیگری استفاده میکند، به تدریج کنترل زندگی کارول را به دست میگیرد و هویت او را به تدریج تصاحب میکند. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی جیمی بابیت و با بازی درو بریمور در نقش دوگانه کارول و پائولا است که داستانی جذاب از هویت، شهرت و حریم خصوصی را روایت میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۶، رومن پولانسکی کارگردان برجسته لهستانی، فیلم ترسناک روانشناختی «مستأجر» را بر اساس رمانی از رولان توپر خلق کرد. پولانسکی خود نیز در نقش اصلی فیلم، یعنی «تِرِکوسکی»، یک کارمند اداری خجالتی و تنها، ظاهر شد. داستان با ورود ترکوسکی به یک آپارتمان در پاریس آغاز میشود. او به تازگی مستأجر این آپارتمان شده و به تدریج درمییابد که مستأجر قبلی، زنی به نام «سیمون شول»، پس از پرتاب خود از بالکن آپارتمان، در بیمارستان در حال مرگ است. ترکوسکی به مرور زمان، تحت تأثیر فضای منزوی و مرموز ساختمان و رفتارهای عجیب و غریب همسایگانش قرار میگیرد. او دچار توهم و هذیان شده و به تدریج هویت خود را از دست داده و احساس میکند که دارد به سیمون شول تبدیل میشود. این احساس با فشار همسایگان برای تغییر دکوراسیون آپارتمان به شکلی که سیمون شول دوست داشت، تشدید میشود. در نهایت، این فشارهای روانی و ترس از اینکه همسایگان قصد جان او را دارند، ترکوسکی را به سوی جنون و سرنوشتی مشابه مستأجر قبلی سوق میدهد.
خلاصه داستان: فیلم کمدی «دوستت دارم، مرد» (The Wedding Ringer) محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی جرمی گارلیک و با بازی کوین هارت و جاش گد است. داستان درباره مردی به نام داگ (با بازی جاش گد) است که تنها چند روز تا مراسم عروسی خود با گرچن (با بازی کالینا بوک) فاصله دارد و متوجه میشود که هیچ دوست صمیمی برای ایفای نقش ساقدوش عروسی ندارد. او در ناامیدی به سراغ جیمی کالین (با بازی کوین هارت) میرود که صاحب یک کسبوکار غیرمعمول است: ارائه خدمات دوست اجارهای برای عروسدوشها. جیمی که حرفهای در ساختن دوستان ساختگی و خاطرات جعلی دارد، موافقت میکند که به عنوان بهترین دوست داگ، یعنی «بسترمن»، ظاهر شود. اما وقتی داگ از او میخواهد که یک گروه کامل از ساقدوشها را نیز جمعآوری کند، جیمی با چالش بزرگ و غیرمنتظرهای روبرو میشود که زندگی حرفهای و شخصی او را به هم میریزد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: اروس (۲۰۰۴) یک فیلم آنتولوژی سه اپیزودی به کارگردانی سه استاد بزرگ سینما است: «دست» به کارگردانی وونگ کار وای با بازی گونگ لی، «تعادل» به کارگردانی استیون سودربرگ با بازی الن بارکین و رابرت داونی جونیور، و «خطر مادهگرایی» به کارگردانی میکلآنجلو آنتونیونی با بازی کریستوفر بوشمن. هر اپیزود به شیوهای منحصر به فرد به مفهوم عشق و شهوت میپردازد: در «دست»، یک زن جوان تحت تأثیر دستان یک خیاط پیر قرار میگیرد؛ در «تعادل»، یک زوج متأهل درگیر وسوسههای خارج از ازدواج میشوند؛ و در «خطر مادهگرایی»، یک زوج جوان در شهری ساحلی با بحران ارتباطی مواجه میشوند. این فیلم که آخرین اثر آنتونیونی محسوب میشود، با نگاهی شاعرانه و بصری غنی به کاوش در روابط انسانی و میل جنسی میپردازد.
خلاصه داستان: یک خانواده خوشبخت پس از نقل مکان به محلهای جدید، با همسایهای مرموز و به ظاهر کامل به نام کریس روبرو میشوند. کریس که ابتدا بسیار دوستانه و کمککننده به نظر میرسد، به تدریج رفتارهای وسواسگونه و کنترلگرایانه خود را آشکار میکند و زندگی خانواده را به کابوسی تبدیل مینماید. او به تدریج مرزهای شخصی را زیر پا میگذارد و با دخالت در امور خصوصی و ایجاد ترس، موجودیت خانواده را تهدید میکند. در نهایت، خانواده باید برای نجات جان خود و بازپسگیری زندگیشان، راهی برای مقابله با این همسایه به ظاهر بیآزار اما در باطن خطرناک بیابند.