خلاصه داستان: **The Cursed** (2021) فیلمی ترسناک و ماوراءالطبیعه به کارگردانی شان الیس است که با نام «دفترچه نفرینشده» نیز شناخته میشود. داستان حول محور خانواده لیدز میچرخد که به خانهای جدید نقل مکان میکنند و متوجه حضور نیروهای شیطانی و ارواح خبیث در آنجا میشوند. پدر خانواده، جان لیدز (با بازی تروور متیوز)، به تازگی شغل خود را از دست داده و برای شروع زندگی جدید، همسرش سیسیلیا (با بازی آلیسا شریدان) و دخترشان کاترین (با بازی سوفیا هارن) را به این خانه منتقل میکند. کاترین که از مشکلات روحی رنج میبرد، در اتاق زیرشیروانی یک دفترچه قدیمی و نفرینشده پیدا میکند که متعلق به مالک قبلی خانه است. این دفترچه حاوی دعاها و طلسمهای شیطانی است و به تدریج باعث میشود تا نیروهای تاریک بر خانواده مسلط شوند. اتفاقات عجیب و ترسناک در خانه رخ میدهد و کاترین به تدریج تحت تأثیر این نیروهای ماوراءالطبیعه قرار میگیرد. خانواده لیدز برای نجات جان خود و دخترشان باید با این نیروهای اهریمنی مبارزه کنند و راز خانه نفرینشده را فاش سازند. این فیلم با بهرهگیری از فضاسازی تاریک و پرتنش، تماشاگر را درگیر داستانی ترسناک و پررمزوراز میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: آدام (با بازی جیک جیلنهال)، استاد دانشگاه تاریخ، در حالی که زندگی یکنواخت و ملالآوری را با همسرش مری (با بازی ملیا لارنس) سپری میکند، به طور اتفاقی با آنتونی، بازیگری که ظاهری کاملاً یکسان با او دارد، مواجه میشود. این کشف غیرمنتظره، آدام را درگیر کنجکاوی وسواسگونهای برای شناخت این دوقلوی ناشناس میکند و او را به مسیری تاریک و پرپیچوخم میکشاند که در آن مرزهای هویت، واقعیت و توهم در هم میآمیزد. کارگردان دنی ویلنوو در این فیلم روانشناختی و پرتعلیق، با بهرهگیری از نمادگرایی عمیق (بهویژه نماد عنکبوت) و فضاسازی خفقانآور، داستانی چندلایه را روایت میکند که تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: فیلم درام موزیکال «درها» (The Doors) به کارگردانی الیور استون در سال ۱۹۹۱ ساخته شد و زندگی جیم موریسون، خواننده کاریزماتیک و اسرارآمیز گروه راک «The Doors» را به تصویر میکشد. وال کیلمر در نقش جیم موریسون، مگ رایان در نقش پاملا کورسون (همسرش)، و کایل مکلاکلن در نقش رابی کریگر (گیتاریست گروه) بازی میکنند. این فیلم از دوران دانشجویی موریسون در مدرسه فیلم UCLA آغاز میشود و شکلگیری گروه راک The Doors را دنبال میکند. استون با تمرکز بر شخصیت پیچیده موریسون، به کاوش در اعماق تاریک ذهن او، اعتیاد شدید به مواد مخدر و الکل، شاعرانگی عمیق، و جستجوی معنویات از طریق آیینهای شمنیسم میپردازد. فیلم با بازسازی کنسرتهای پرحرارت گروه و صحنههای پرشور و بحثبرانگیز، به اوج شهرت و در عین حال زوال تدریجی موریسون میپردازد و در نهایت به مرگ مرموز او در پاریس در سال ۱۹۷۱ ختم میشود.
خلاصه داستان: مأمور مخفی FBI، جیمز بیکر، پس از یک دوره نقاهت طولانی به خانه بازمیگردد تا زندگی عادی خود را با خانوادهاش از سر بگیرد. اما آرامش او دوام چندانی ندارد، زیرا یک قاچاقچی مواد مخدر بیرحم به نام راب و همدستانش که به تازگی از زندان فرار کردهاند، به دنبال محمولهی پول و کوکایینی هستند که جیمز در یک عملیات پنهان موفق به ضبط آن شده بود. حالا این گروه مسلح و خطرناک، خانوادهی جیمز را به گروگان گرفتهاند و او تنها ۹۰ دقیقه فرصت دارد تا هم محموله را تحویل دهد و هم جان عزیزانش را نجات دهد. در این فرصت کوتاه، جیمز باید از تمام مهارتهای رزمی و تاکتیکی خود استفاده کند تا در یک نبرد مرگ و زندگی، جلوی این جنایتکاران را بگیرد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «پلین در ساحل» (۱۹۸۳) به کارگردانی اریک رومر، روایتگر داستان پلین ۱۵ ساله است که برای تعطیلات به ساحل نرماندی میرود و در آنجا با ماریون، دخترعموی جذاب و رمانتیک خود، همراه میشود. ماریون که به تازگی از همسرش جدا شده، در جستجوی عشق جدیدی است و به سرعت به پیر، مردی فریبنده و خودشیفته، علاقهمند میشود. در همین حال، پلین با سیلویان، پسر جوانی که به او علاقه دارد، آشنا میشود. اما ورود هنری، دوست قدیمی ماریون، و دخترش، وضعیت را پیچیدهتر میکند. رومر در این فیلم، که بخشی از مجموعه «کمدیها و ضرب المثلها» است، با ظرافتی مثالزدنی، بازیهای عشقی، فریب و سردرگمیهای احساسی شخصیتها را در فضایی آرام و زیبا به تصویر میکشد و تضاد بین عشق ناب و احساسات سطحی را بررسی میکند.
خلاصه داستان: یک خانواده مافیایی به رهبری جووانی مانزونی، پس از افشای هویتشان توسط یک روزنامه، تحت برنامه حفاظت از شاهدان FBI قرار میگیرند و به یک شهر کوچک در فرانسه منتقل میشوند. در این شهر، آنها باید وانمود کنند که یک خانواده معمولی هستند، اما عادتهای گذشته و خوی مافیاییشان به طور مداوم زندگی جدیدشان را به خطر میاندازد. بلک (با بازی رابرت دنیرو)، همسرش مگی (میشل فایفر) و فرزندانشان بل (تامی لی جونز) و وارن (دیانا آگرون) در حالی که تلاش میکنند با زندگی عادی سازگار شوند، مجبور به مقابله با مشکلات غیرمنتظره و خندهدار ناشی از این تغییر بزرگ هستند. لوسین بونت، کارگردان این کمدی اکشن، با حضور بازیگرانی چون دیزی تیلور، جان درهل و جیمی شاکارا، داستانی طنزآمیز از تلاش یک خانواده جنایتکار برای پنهان کردن هویت واقعی خود را روایت میکند.
خلاصه داستان: این مستند جذاب و عمیق به کارگردانی ادگار رایت، زندگی و کارنامه هنری گروه برادران اسپارکس (راسل و ران مِیل) را از دهه ۱۹۷۰ تا به امروز به تصویر میکشد. فیلم با استفاده از مصاحبههای صمیمی با خودِ برادران، همکاران و تحسینکنندگانشان، مسیر پرپیچوخم این گروه پیشگام را دنبال میکند؛ از نخستین تکآهنگهایشان در لسآنجلس گرفته تا تبدیل شدن به نمادهای موج نوی آلمانی و تأثیر شگرفشان بر موسیقی الکترونیک و ایندی راک. رایت با سبک بصری پویا و پرانرژی خود، روایتی سرگرمکننده و احساسی از دو برادری ارائه میدهد که با وجود فرازونشیبهای بسیار، همواره به اصول هنری خود وفادار ماندهاند و نسلها از موسیقیدوستان را تحت تأثیر قرار دادهاند. این فیلم نهتنها یک مرور بر کارنامه موسیقایی برادران اسپارکس است، بلکه جشنگرفتن خلاقیت، اصالت و قدرت پایداری در عرصه هنر است.
خلاصه داستان: یک درام عاشقانه و جنایی جذاب محصول سال ۲۰۲۳ به کارگردانی میکی کیدرون و با بازی میلو ونتیمیلیا و کاترین هایگل که داستان چارلی نیکولز، کلاهبردار حرفهای و اِما هیل، مأمور سختگیر سیا را روایت میکند. این دو که در ظاهر هیچ وجه مشترکی ندارند، در یک شب اتفاقی با هم ملاقات میکنند و جذب یکدیگر میشوند، در حالی که هیچکدام از حرفه و هویت واقعی طرف مقابل خبر ندارند. چارلی که به همراه خانوادهاش در یک عملیات کلاهبرداری بزرگ درگیر است، ناگهان متوجه میشود که معشوقهاش همان مأموری است که قرار است او و خانوادهاش را دستگیر کند. اکنون او باید میان عشق تازهیافتهاش و وفاداری به خانواده یکی را انتخاب کند، در حالی که هر تصمیمی میتواند عواقب جبرانناپذیری برای همه داشته باشد. این سریال با ترکیب تعلیق، اکشن و روابط انسانی پیچیده، تماشاگر را تا پایان با خود همراه میکند.
خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی تارسم سینگ و با بازی لی پیس، کاترین مککورمک و جاستین وادال است. داستان در دهه ۱۹۲۰ در یک بیمارستان لس آنجلس روایت میشود. روی والدن، بدلکار سینما که پس از یک سانحه فلج شده، با یک دختربچه مهاجر رومانیایی به نام الکساندریا آشنا میشود. روی برای الکساندریا داستانی حماسی درباره پنج قهرمان را تعریف میکند که برای سرنگونی فرماندار اودوکس، حاکم شرور، مبارزه میکنند. اما این داستانسرایی انگیزههای پنهانی دارد و مرز بین واقعیت و خیال به تدریج محو میشود.
خلاصه داستان: جو ویک یک قاتل حرفهای است که پس از مرگ همسرش از دنیای جنایت کنار کشیده تا زندگی آرامی داشته باشد. اما وقتی یک گانگستر جوان و مغرور به نام یوسف، خودروی کلاسیک او را میدزدد و سگ کوچکی را که آخرین یادگار همسرش بود به قتل میرساند، جو ویک دوباره به دنیای تاریک جنایت بازمیگردد. او که حالا هدف انتقامجویی بیامان قرار گرفته، تمام مهارتهای مرگبار خود را به کار میگیرد تا تمام افرادی را که در این حادثه نقش داشتند از بین ببرد. در این راه، او با شبکهای گسترده از آدمکشها و مافیای روس روبرو میشود و خشم او تبدیل به یک جنگ تمامعیار میشود. این فیلم اکشن با کارگردانی چاد استاهلسکی و بازی خیرهکننده کیانو ریوز در نقش اصلی، به عنوان یکی از بهترین فیلمهای اکشن دهه اخیر شناخته میشود.