خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «جیغ» (۱۹۹۶) به کارگردانی وس کریون، با بازیگری نوا کالووی، اسکیرمر اصلی شهر وودزبرو را روایت میکند که با ماسک روح و تماسهای تلفنی مرموز، وحشت را در میان نوجوانان به ویژه سیدنی پرسکات (نو کمبل) ایجاد میکند. این فیلم که به عنوان احیاگر ژانر اسلشر شناخته میشود، با بهرهگیری از بازیگرانی چون کورتنی کاکس و دیوید آکوِت، ضمن نقد قوانین فیلمهای ترسناک، داستانی پرپیچوخم را حول محور رازهای خانوادگی و هویت قاتل به تصویر میکشد و تأثیری ماندگار بر سینمای وحشت گذاشت.
خلاصه داستان: جان لیسگو در نقش کارتر نیکس، روانشناسی که در کودکی توسط پدرش دکتر نایلز کیین (همچنین جان لیسگو) مورد آزمایشهای روانی وحشتناکی قرار گرفته است. کارتر دارای اختلال هویت تجزیهای است و چندین شخصیت متفاوت در وجودش شکل گرفته است که هر کدام رفتار و اهداف خاص خود را دارند. جنی (لولیتا داویدوویچ)، همسر کارتر، به تدریج از ماهیت واقعی همسرش و شخصیتهای متعدد او آگاه میشود و درمییابد که دکتر نایلز کیین، پدر کارتر، که ظاهراً مرده است، هنوز زنده است و در حال انجام آزمایشهای روانی بر روی کودکان دیگر است. جنی برای نجات دخترش ایمی و متوقف کردن این آزمایشهای شیطانی، باید با تمام شخصیتهای کارتر و پدر مرموزش مقابله کند. این فیلم روانشناختی و ترسناک که در سال ۱۹۹۲ توسط برایان دی پالما ساخته شده، با بازی جان لیسگو در چندین نقش، فضایی پرتعلیق و پیچیده از ذهن یک فرد مبتلا به اختلال چندشخصیتی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک سرباز جنگ داخلی به نام کارولین به همراه گروهی از شکارچیان خبره، مأمور تعقیب و دستگیری یک کشیش سابق و مرموز به نام گیدئون را بر عهده میگیرد. این تعقیب و گریز نفسگیر از کوهستانهای پوشیده از برف «سیرا نوادا» آغاز میشود و تا بیابانهای سوزان و بیآب و علف «نوادا» ادامه مییابد. گیدئون که به نظر میرسد مهارتهای بقا و جنگیدن فوقالعادهای دارد، با تمام توان در حال فرار است و کارولین نیز با تعهدی راسخ به دنبال اوست. با پیشروی داستان، رازهای تاریک گذشته این دو مرد و انگیزههای واقعی این تعقیب مرگبار آشکار میشود. فیلم «سقوط سِرفیم» محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی دیوید فون آنکن و با بازی درخشان پیرس برازنان در نقش گیدئون و لیام نیسون در نقش کارولین، داستانی حماسی از انتقام، بخشش و نبرد انسان در برابر طبیعت خشن و همچنین در برابر شرارت درونی خود را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک دندانپزشک خوششانس به نام چارلی لوگان (با بازی دین کوک) متوجه میشود که هر زنی که با او رابطه برقرار میکند، بلافاصله پس از جدایی، مرد رویاهایش را پیدا کرده و ازدواج میکند. این شهرت او را به یک مقصد محبوب برای زنان ناامید تبدیل میکند. اما زمانی که چارلی عاشق کیم (جسیکا آلبا) میشود، با یک معضل مواجه میشود: آیا باید او را رها کند تا خوشبخت شود یا برای حفظ عشق خود تلاش کند؟ این کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی مارک هلفریک و با بازی دن فوگلر در نقش بهترین دوست چارلی، داستانی طنزآمیز از عشق، شانس و انتخابهای دشوار را روایت میکند.
خلاصه داستان: «تیغههای آتشین» (Tropic Thunder) محصول ۲۰۰۸ به کارگردانی بن استیلر، کمدی اکشن طنزی است که صنعت هالیوود را به باد انتقاد میگیرد. داستان حول گروهی از بازیگران خودشیفته و پرزرق و برق به نامهای تاج اسپید (بن استیلر)، جف پورتبوی (جک بلک) و کرک لازاروس (رابرت داونی جونیور) میگردد که برای ساخت بزرگترین فیلم جنگی تاریخ به جنگلهای جنوب شرقی آسیا فرستاده میشوند. اما وقتی تهیهکننده بیرحم فیلم (تام کروز) تصمیم میگیرد آنها را در شرایط واقعی جنگی رها کند تا صحنههای طبیعیتری بگیرند، بازیگران ناآگاهانه درگیر گروههای مسلح واقعی میشوند و برای زنده ماندن باید از تمام مهارتهای بازیگری خود استفاده کنند. این فیلم با حضور ستارههایی چون استیو کوگان، جی باروشل و متیو مککانهی، هجو بیپروایی از فرهنگ سلبریتی و تولیدات هالیوودی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم اکشن و هنرهای رزمی محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی رزا و با بازی رزا، ریک یون، دیوید باتیستا، لوئیس تان و جیمی چان است. داستان در چین باستان و در دهکده جنگلی به نام جنگل آهن رخ میدهد، جایی که یک آهنگر سیاهپوست (رزا) که اسلحههای مرگبار میسازد، درگیر جنگ بین قبیلههای مختلف میشود. هنگامی که طلای امپراتور توسط یک جنگجوی خائن به نام سیلور لیون (ریک یون) دزدیده میشود، آهنگر باید با کمک جنگجویان وفادار و یک مامور مخفی امپراتور، طلا را بازپس بگیرد و از فاجعه جلوگیری کند. در این راه، او با استفاده از مهارتهای خود، اسلحههای افسانهای میسازد و در نبردهای مرگبار شرکت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی برادران فارلی (پیتر و بابی فارلی) است که در آن کامرون دیاز در نقش مری، مت دیلون در نقش تد و بن استیلر در نقش پت بازی میکنند. داستان درباره تد است که سیزده سال پس از یک قرار ملاقات فاجعهبار در دبیرستان، هنوز عاشق مری است و تصمیم میگیرد او را پیدا کند. او یک کارآگاه خصوصی به نام هالی (با بازی مت دیلون) را استخدام میکند تا مری را بیابد، اما هالی نیز عاشق مری میشود و به تد دروغ میگوید. وقتی تد به شهر مری میرود، متوجه میشود که مری نه تنها زیبا و باهوش است، بلکه چندین خواستگار دیگر نیز دارد که همگی برای جلب توجه او رقابت میکنند. فیلم با طنز خاص خود و صحنههای به یاد ماندنی، به یکی از محبوبترین کمدیهای دهه ۹۰ تبدیل شد.
خلاصه داستان: پرستاری با استعداد به نام ایمی در یک بیمارستان شلوغ مشغول به کار است که با چالشهای اخلاقی و حرفهای متعددی روبرو میشود. او که به تازگی از یک رابطه عاطفی شکست خورده جدا شده، تمام تمرکز خود را بر مراقبت از بیمارانش قرار داده است. اما ورود یک پزشک جذاب و مرموز به نام دکتر جیکوبز، زندگی او را دگرگون میکند. جیکوبز که به تازگی در بیمارستان شروع به کار کرده، رفتارهای عجیب و غیرقابل پیشبینی از خود نشان میدهد و ایمی را به شک میاندازد. او به مرور متوجه میشود که دکتر جیکوبز درگیر فعالیتهای غیرقانونی و خطرناکی است که جان بیماران را تهدید میکند. ایمی که احساس میکند مسئولیت حفظ امنیت بیماران بر عهده اوست، تصمیم میگیرد به تنهایی و بدون حمایت همکارانش، حقیقت را کشف کند. او با خطرات بزرگی روبرو میشود و حتی جان خود را نیز به خطر میاندازد تا از بیمارانش محافظت کند و عدالت را برقرار سازد. این مبارزه او را در مسیری پر از ترس، تردید و شجاعت قرار میدهد و او را وادار میکند تا با عمیقترین ترسهای خود روبرو شود.
خلاصه داستان: یک نقاش کمیک استریپ به نام کیم چونگ راک در جستجوی الهام برای کار جدیدش، به همراه دستیارش به ساحل ساحلی سکونت میکند. او در آنجا با مون هیون، یک زن مرموز و جذاب که به تنهایی در کلبهای ساحلی زندگی میکند، آشنا میشود. کیم مجذوب او شده و شروع به تعقیب و نزدیک شدن به او میکند. مون هیون ابتدا مقاومت نشان میدهد، اما به تدریج تحت تأثیر اصرارهای کیم قرار میگیرد. رابطهای عاشقانه و پرتنش بین آنها شکل میگیرد که با حضور نامزد مون هیون و دستیار کیم پیچیدهتر میشود. این ملودرام عاشقانه محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی هونگ سانگ سو، با بازی کیم سونگ هیون، گو هیون جونگ و کیم ته سون، به کاوش در مضامین تنهایی، شهوت و ماهیت غیرقابل پیشبینی عشق میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «چهل طیف آبی» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی آیرا ساکس، داستان زندگی لورا (ریپ تورن)، یک خواننده و تهیهکننده موسیقی افسانهای و همسر جوان روسیاش آنا (دینا کوزان) را روایت میکند. این زوج در ممفیس زندگی میکنند و در ظاهر همه چیز عالی به نظر میرسد، اما ورود مایکل (دارن بوروسکی)، پسر لورا از ازدواج قبلی، به خانهشان، تعادل ظریف این زندگی را بر هم میزند. مایکل که از رابطه پدرش با آنا که همسن خودش است، ناراضی است، به تدریج با آنا ارتباط عمیقتری برقرار میکند و این رابطه جدید، احساسات سرکوبشده و تنهایی آنا را بیدار میکند و او را در مقابل انتخابهای دشواری قرار میدهد. این فیلم پرترهای ظریف و عمیق از تنهایی، عشق و پیچیدگیهای روابط انسانی است که در پس ظاهری آرام و لوکس پنهان شدهاند.