خلاصه داستان: فیلم «حالت فیض» (State of Grace) محصول سال ۱۹۹۰ به کارگردانی فیل جوآنو و با بازیگری تحسینبرانگیز گری اولدمن، شان پن و اِد هریس است. این فیلم درام جنایی، داستان تری نوون (شان پن) را روایت میکند که پس از سالها دوری به محله کودکی خود در هلس کیچن نیویورک بازمیگردد تا به دوست قدیمی خود، جکی فلانری (گری اولدمن)، و برادرش، فرانکی فلانری (اِد هریس)، که رهبری یک باند ایرلندی-آمریکایی را بر عهده دارد، بپیوندد. تری به زودی درگیر فعالیتهای خلافکارانه این باند میشود، اما مشخص میشود که او در واقع یک پلیس مخفی است که مأموریت دارد این گروه را از درون متلاشی کند. با تشدید درگیریها میان باند فلانری و رقیبان ایتالیاییشان، وفاداریهای تری در بوته آزمایش قرار میگیرد و او باید میان وظیفهاش و دوستی عمیق با جکی یکی را انتخاب کند. این فیلم با فضاسازی غلیظ و بازیهای درخشان، تصویری خشن و واقعگرایانه از دنیای جنایتکاران نیویورک در اواخر دهه ۸۰ ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک شهر خیالی و تاریک که در آن فساد و جنایت بیداد میکند. سه داستان موازی در این شهر روایت میشود: یک قهرمان سختافزار که به دنبال انتقام از مردی است که عشقش را کشته، یک کارآگاه که سعی میکند یک قاتل سریالی را متوقف کند، و یک پلیس که برای نجات یک زن از دست یک آدمخوار خطرناک تلاش میکند. این فیلم نوآر که در سال ۲۰۰۵ توسط فرانک میلر و رابرت رودریگز ساخته شده و با بازیگری برجستهای از جمله بروس ویلیس، کلایو اوون، جسیکا آلبا، بنیسیو دل تورو و میکی رورک، با استفاده از جلوههای بصری خیرهکننده و سبک بصری متمایز خود، داستانی خشن و تاریک را روایت میکند که در آن مرز بین خوب و بد محو شده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم اسلشر کلاسیک «جیغ» (۱۹۹۶) به کارگردانی وس کریون و با بازیگری درخشان ناو کمپبل، کورتنی کاکس و دیوید آرکت، داستان سیدنی پرسکات، دانشآموز دبیرستانی را روایت میکند که یک سال پس از قتل مادرش، توسط یک قاتل سریالی مرموز با ماسک ارواح که به او و دوستانش در شهر کوچک وودزبورو حمله میکند، مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. قاتل که از قوانین فیلمهای ترسناک آگاهی دارد، با تماسهای تلفنی و پرسشهای مرموز، قربانیان خود را پیش از حمله مرعوب میکند. این فیلم هوشمندانه با بهرهگیری از عناصر فراجنایی، ضمن احترام به ژانر اسلشر، آن را نقد و بازتعریف میکند و با ترکیب ترس، تعلیق و طنز سیاه، به یکی از تأثیرگذارترین آثار این ژانر تبدیل شده است.
خلاصه داستان: در سومین قسمت از فرنچایز ترسناک «نفرین»، نفرین کایاکو ساکوچی که از یک خانه در توکیو سرچشمه گرفته بود، اکنون به یک آپارتمان متروکه در شیکاگو گسترش یافته است. این فیلم در سال ۲۰۰۹ توسط توبی ویلکینز کارگردانی شد و با بازی جوهنا بردی، گیلین آلدریج، شاوین فلین و متیو نایت، داستان خانواده ای را روایت میکند که درگیر نیروهای شیطانی میشوند. دکتر سالیوان، روانپزشکی که در فیلم قبلی حضور داشت، برای کمک به نائومی، دختری که تنها بازمانده از خانواده آلوده به نفرین است، تلاش میکند. اما نفرین کایاکو به سرعت در حال گسترش است و هر کسی را که با آن در تماس باشد، به کام مرگ میکشد. این فیلم با بهرهگیری از فضاسازی تاریک و ترس از ناشناختهها، داستان نفرینی را ادامه میدهد که هرگز پایان نمیپذیرد و قربانیان جدیدی برای انتقام جویی خود میطلبد.
خلاصه داستان: فیلم «تأثیر جسمانی» محصول سال ۱۹۹۳ به کارگردانی گری وینرک و با بازی شانون توید، جف فی هی، تیگ اندروز و جی پاتریک مککورمک، داستان روانشناسی جنایی و تعقیب و گریزی نفسگیر را روایت میکند. دکتر جسی مککلور، روانشناسی موفق و نویسنده کتابی پرفروش در زمینه رفتارهای جنایی، درگیر پرونده قاتلی سریالی میشود که به نظر میرسد از الگوهای توصیف شده در کتاب او برای ارتکاب جنایت استفاده میکند. همزمان، او با زنی مرموز و اغواگر به نام سوزانا آشنا میشود که به سرعت وارد رابطهای پرشور با او میشود. اما این رابطه به تدریج رنگ باخته و مشخص میشود که سوزانا بیمارگونهای کنترلگر و خطرناک است که قصد دارد زندگی حرفهای و شخصی جسی را نابود کند. حالا جسی باید همزمان با تعقیب قاتل سریالی و مقابله با این زن مرموز، از زندگی و شهرت خود دفاع کند.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی مایک بیربیگلیا، داستان اعضای یک گروه کمدی بداههپرداز به نام «کمدی نعشکش» را روایت میکند که در نیویورک به اجرای شبانه مشغولاند. این گروه متشکل از شش دوست صمیمی است: مایلز (با بازی بیربیگلیا)، سامانتا (گیلیان جیکوبز)، جک (کیگان-مایکل کی)، الیسون (کیت میکوچی)، بیل (کریس گتارد) و لینزی (تامی سینکلر). زندگی آنها زمانی دستخوش تغییر میشود که جک برای یکی از برنامههای تلویزیونی بزرگ دعوت به کار میشود و این موفقیت ناگهانی، دوستیها، رویاها و روابط آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. فیلم با طنزی ظریف و لحنی واقعگرایانه، فراز و نشیبهای زندگی هنرمندان را به تصویر میکشد و پرسشهایی درباره موفقیت، حسادت و هویت هنری مطرح میکند.
خلاصه داستان: دو بازیکن بسکتبال خیابانی با شخصیتهای متضاد، یکی سفیدپوست و دیگری سیاهپوست، ابتدا به رقابت با هم میپردازند و سپس برای رسیدن به یک هدف مشترک متحد میشوند. بیلی هاپ، بازیکن سفیدپوست که به نظر میرسد مهارت چندانی ندارد اما در واقع استعداد پنهانی دارد، با سیدنی دین، بازیکن سیاهپوست با اعتماد به نفس بالا و تواناییهای خارقالعاده، همکاری میکند تا از طریق مسابقات خیابانی پول کسب کنند و بدهیهای خود را پرداخت کنند. این دو نفر در حالی که با چالشهای زندگی شخصی و رقابتهای ورزشی روبرو میشوند، باید یاد بگیرند که چگونه به یکدیگر اعتماد کنند و با وجود تفاوتهایشان، یک تیم موفق را تشکیل دهند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: رومی و میشل، دو دوست صمیمی که در لس آنجلس زندگی میکنند، پس از دریافت دعوتنامه به جشن ده ساله فارغالتحصیلی دبیرستانشان، متوجه میشوند که زندگی فعلی آنها چندان موفق نیست. رومی (میرا سوروینو) و میشل (لیزا کودرو) برای اینکه در برابر همکلاسیهای قدیمی خود تحقیر نشوند، تصمیم میگیرند خود را به عنوان مخترعان اصلی Post-it معرفی کنند و داستانی ساختگی از موفقیتهایشان بسازند. این کمدی به کارگردانی دیوید میرکین محصول سال ۱۹۹۷، با بازی آلن کامینگ و جولیا کمپ، داستانی طنزآمیز از دوستی، هویت و پذیرش خود را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «تاسک» (Tusk) محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی کوین اسمیت، داستان والاس برایانت (جاستین لانگ)، پادکستر مشهوری را روایت میکند که برای مصاحبه به کانادا سفر میکند. او در آنجا با هاوارد هاو (مایکل پارکس)، مردی مسن و مرموز، ملاقات میکند که داستانهای عجیبی از گذشته خود تعریف میکند. والاس که شیفته این داستانها شده، به خانه هاوارد میرود، غافل از اینکه این مرد پیر نقشهای شیطانی در سر دارد. هاوارد والاس را میدزدد و با استفاده از عملهای جراحی وحشتناک، او را به یک موجود دریایی عجیب و غریب شبیه به گراز دریایی تبدیل میکند. در همین حال، دوست والاس، تد (هالی جوئل آزمنت) و دوست دخترش، الی (جنسیس رودریگز)، برای نجات او به کانادا میروند و با کمک یک کارآگاه خصوصی (جانی دپ) به جستجوی او میپردازند. این فیلم ترسناک که با طنز سیاه همراه است، یکی از عجیبترین و به یاد ماندنیترین آثار ژانر وحشت در سالهای اخیر به شمار میرود.
خلاصه داستان: فرانسیس فورد کوپولا در سال ۲۰۱۱ با فیلم «توییست» به دنیای سینما بازگشت و اثری را خلق کرد که آمیزهای از سبک گوتیک، تعلیق روانشناختی و عناصر وهمآلود است. داستان حول محور هال بیلبورو، نویسندهای موفق در زمینه رمانهای ترسناک (با بازی وال کیلمر) میچرخد که برای امضای کتابش به شهری کوچک و مرموز سفر میکند. او در آنجا با شخصیتهای عجیبی از جمله یک کلانتر غمگین (با بازی بروس درن) و دختری اسرارآمیز به نام وی (با بازی ال فنینگ) آشنا میشود. هال به تدریج درگیر پرونده قتلی حلنشده میشود که با کابوسهای خودش و مرگ دخترش در گذشته گره خورده است. مرز میان واقعیت و خیال در این فیلم کمرنگ میشود و تماشاگر را در فضایی پرابهام و رویایی غرق میکند. کوپولا با استفاده از تصاویر رویایی و موسیقی جوی فولر، اثری شخصی و تجربی را ارائه میدهد که بیشتر از آنکه یک تریلر مرسوم باشد، سفری به درون ذهن یک هنرمند و مواجهه او با گذشتهای تاریک است.