خلاصه داستان: دو دوست صاحب یک باشگاه شرط بندی غیرقانونی به نام فرانکی چهار انگشتی برای شرکت در مسابقات باکس خود نیاز دارند. فرانکی که یک الماس عظیم را دزدیده، قصد دارد آن را به نیویورک بفرستد، اما تامی و میکی با یک نقشه هوشمندانه الماس را میدزدند. در همین حال، بواریک محلی یهودی که به دنبال الماس است، تمام افراد درگیر را تحت فشار قرار میدهد. حوادث زمانی پیچیدهتر میشود که بواریک برای بازگرداندن الماس، تمام افراد را تهدید به مرگ میکند و در نهایت، تامی و میکی با هوشمندی خود از مهلکه جان سالم به در میبرند و الماس را در اختیار میگیرند. این فیلم محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی گای ریچی و با بازی براد پیت، بنیسیو دل تورو، جیسون استاتهام و دنیس فارینا است.
خلاصه داستان: فیلم کمدی ترسناک کلاب درید محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی جی چاندراسکار و نویسندگی گروه کمدی بروکن لیزارد است. داستان در یک جزیره تفریحی به نام پلی پینکل به مدیریت کاکا برنارو (بیل پاکستون) میگذرد که کارکنان و مهمانانش یکی پس از دیگری توسط یک قاتل سریالی مرموز به قتل میرسند. در میان هرج و مرج، دیو (رایان رینولدز)، متصدی بار و دیگر کارکنان تلاش میکنند تا هویت قاتل را کشف کرده و از کشته شدن بقیه جلوگیری کنند. این فیلم ترکیبی از کمدی و اسلشر است که با طنز سیاه و صحنههای خشن، فضایی طنزآمیز و در عین حال ترسناک ایجاد میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۰، نیل بوگارت (با بازی جرمی جردن)، بنیانگذار افسانهای کمپانی کازابلانکا رکوردز، داستان خارقالعاده خود را روایت میکند. این فیلم که در سال ۲۰۲۳ توسط تیموتی اسکات بوگارت (پسر نیل) کارگردانی شده، ماجرای خلق یکی از بزرگترین امپراتوریهای موسیقی را به تصویر میکشد. بوگارت که پیشتر با گروههای موفق زیادی کار کرده بود، با شم اقتصادی فوقالعاده و شناخت بینظیر از استعدادها، هنرمندانی چون کس الیوت، بیل ویذرز، گرترود شوارتز (مادر تیموتی) و گروه ویلن را به شهرت جهانی رساند. با بازی ستارگانی چون جیسون آیزکس، پاز وگا، جیسون درولر، سباستین منسکات و وینس جول، «اسپینینگ گلد» داستانی از جاهطلبی، خلاقیت و انقلابی را روایت میکند که برای همیشه صنعت موسیقی را تغییر داد.
خلاصه داستان: مایک استورک، کارگردان برجسته، در سال ۲۰۰۷ میلادی فیلم «بستن حلقه» را با بازی شان دیلون، کریستوفر پلامر، پیت پاستویت، میرتل ساروکا و شیرلی مک لین خلق کرد. داستان این درام عاشقانه در دوران جنگ جهانی دوم آغاز میشود، زمانی که خلبان آمریکایی به نام تد در حین یک مأموریت جنگی در ایرلند شمالی سقوط میکند و جان خود را از دست میدهد. او پیش از مرگ، حلقه نامزدی خود را به دوستش کوئینتی برای تحویل به نامزدش اثل میسپارد، اما این حلقه در طول سالها گم میشود. دههها بعد، یک جوان ایرلندی به نام جک در بلفاست این حلقه را پیدا میکند و تصمیم میگیرد تا آن را به صاحب اصلیاش بازگرداند. این کشف، گذشتهای سرشار از عشق، از دست دادن و رازهای پنهان را برای اثل که اکنون زنی سالخورده است، زنده میکند و مسیری پر از کشف و آشتی را برای او و اطرافیانش رقم میزند.
خلاصه داستان: یک سرباز جوان آمریکایی به نام ایمی کول (کریستن استوارت) برای انجام وظیفه در بازداشتگاه گوانتانامو داوطلب میشود و در آنجا با علی (پیتو نسیری)، زندانی ای که سالهاست در سلول انفرادی به سر میبرد، آشنا میشود. در ابتدا رابطه آنها پرتنش است، اما به تدریج با صحبتهایشان، دیوارهای بیاعتمادی بین آنها فرو میریزد و دوستی غیرمنتظرهای شکل میگیرد. این فیلم درام محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی پیتر ساتلر، روایتی انسانی و تأملبرانگیز از زندگی در یکی از بحثبرانگیزترین زندانهای جهان ارائه میدهد و مرزهای میان زندانبان و زندانی را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: Breaking the Waves یکی از آثار تحسینشده لارس فون تریه، کارگردان دانمارکی است که در سال ۱۹۹۶ ساخته شد. این فیلم درام روانشناختی، داستان بس، دختری معصوم و مذهبی را روایت میکند که در یک جامعه محافظهکار در اسکاتلند زندگی میکند. پس از ازدواج با یان، مردی که به شدت دوستش دارد، زندگی بس با ورود به دنیایی جدید دگرگون میشود. وقتی یان در اثر یک حادثه در محل کارش به شدت مجروح و فلج میشود، او از بس میخواهد که برای نجات او، روابط جنسی با مردان دیگر داشته باشد. این درخواست عجیب، ایمان و عشق بس را به شدت مورد آزمایش قرار میدهد و او را در مسیری ویرانگر و دردناک قرار میدهد. امیلی واتسون در نقش بس، بازی درخشان و به یاد ماندنی ارائه میدهد که برایش نامزد جایزه اسکار شد. این فیلم با نگاهی تیره و انتقادی به مذهب و جامعه، یکی از مهمترین آثار سینمای اروپا در دهه ۹۰ میلادی محسوب میشود.
خلاصه داستان: «خونبها» (Bloodline) یک درام روانشناختی آمریکایی محصول سال ۲۰۱۵ است که توسط تاد ای. کسلر، گلن کسلر و دنیل زلنیک ساخته شده است. این سریال که در ۳ فصل و ۳۳ قسمت تولید شد، داستان خانواده بزرگ و به ظاهر کامل ریباک را روایت میکند که در فلوریدا زندگی میکنند. خانواده شامل رابرت (سام شپارد)، همسرش سالی (سیسی اسپیسک)، و چهار فرزندشان جان (کایل چندلر)، کوین (نوربرت لئو باتز)، مگ (لیندا کاردلیانی) و دنیی بدنام (بن مندلسون) میشوند. زندگی آرام آنها زمانی به هم میریزد که دنی برای جشن تولد رابرت به شهر بازمیگردد. حضور او رازهای تاریک و گذشتهای پر از دروغ، خیانت و خشونت را آشکار میکند که هر یک از اعضای خانواده را تحت تأثیر قرار میدهد. این سریال با بازی درخشان بازیگرانش، بهویژه بن مندلسون در نقش دنی، به کاوشی عمیق در پیوندهای خانوادگی، فداکاری و مرزهای اخلاقی میپردازد و نشان میدهد که چه اقدامات ناامیدانهای ممکن است برای محافظت از خانواده انجام شود.
خلاصه داستان: تام هاردی در نقش ال کاپون، یکی از بدنامترین گنگسترهای تاریخ آمریکا، در آخرین سال زندگیاش پس از تحمل حبس طولانی در آلکاتراز، به دلیل بیماری سیفلیس دچار زوال عقل شده و در ویلای خود در فلوریدا تحت نظر افبیآی است. او که دیگر آن مرد قدرتمند و خشن گذشته نیست، درگیر توهمات، خاطرات گذشته و ترس از مجازات الهی است. در حالی که خانوادهاش سعی در مراقبت از او دارند، مأموران فدرال به دنبال یافتن میلیونها دلار پول پنهانشدهاش هستند. فیلم با کارگردانی جاش ترانک، داستان غمانگیز سقوط یک افسانه جنایتکار را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سباستین کین، دانشمند نابغه و مغروری که روی پروژهای فوقمحرمانه برای نامرئی کردن موجودات زنده کار میکند، پس از موفقیت در آزمایش روی حیوانات، بیصبرانه تصمیم میگیرد خود را به عنوان نخستین نمونه انسانی آزمایش کند. او که توسط دکتر لیندا مککیب و دکتر متیو کینسلاک حمایت میشود، با تزریق سرمی ویژه به بدنش، به تدریج نامرئی میشود. اما مشکل اصلی زمانی آغاز میگردد که هیچکس، از جمله خودش، نمیداند چگونه این روند را معکوس کند. به تدریج، نامرئی بودن قدرتهای فوقبشری به او میدهد و او را به هیولایی تبدیل میکند که از این توانایی برای ارضای امیال پلید خود، از جمله جاسوسی، آزار و حتی قتل استفاده میکند. حال، لیندا و متیو باید قبل از آنکه سباستین به طور کامل از کنترل خارج شود، راهی برای متوقف کردن او بیابند. این فیلم علمی-تخیلی و ترسناک محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی پل ورهوفن و با بازی کوین بیگن در نقش اصلی، الیزابت شو و جاش برولین است.
خلاصه داستان: یک ساعتساز یهودی سالخورده در مکزیک به نام خسوس گریس در سال ۱۵۳۶ دستگاهی اسرارآمیز به نام کرونوس را میسازد که میتواند به انسان زندگی ابدی ببخشد. قرنها بعد در سال ۱۹۹۷، این دستگاه توسط یک فروشنده عتیقهجات پیر به نام خسوس گریس که اتفاقاً نواده همان مخترع است، در مجسمهای قدیمی پیدا میشود. او به همراه همسرش مرسدس و نوه کوچکش آئورورا، به تدریج متوجه قدرت شگفتانگیز این دستگاه میشوند. اما یک تاجر ثروتمند و مریض به نام آنجل دلا گواردیا که از راز این دستگاه آگاه است، به دنبال آن میگردد و حاضر است برای به دست آوردن آن به هر کاری دست بزند. او و برادرزادهاش به شدت به دنبال این دستگاه هستند و گریس را تحت تعقیب قرار میدهند. این دستگاه که شبیه به یک سوسک طلایی است، با سوزنهایش به بدن فرد متصل شده و خون او را میمکد و در عوض، مادهای جاودانگی به او تزریق میکند. اما این زندگی ابدی، هدیهای نفرینشده است و قیمت وحشتناکی دارد.
---